تبليغاتX
زرتشت و ایران باستان زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،روستاي کندوان،روستاي تاريخي کندوان تبريز،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،تخت سليمان،زندان سليمان،آتشکده آذرگشنسب،ايوان خسرو،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،تپه باستاني سيلک،فلک افلاک،قلعه،لرستان،کريمخان زند،ارگ کريمخاني،تپه جنوبي،تپه شمالي،کاشان،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،
 

منوي تارنگار
بـــــه نـــــام مزدا اهورا
رويه نخست
ايميل مدير
ويرايش كننده قالب
آرشيو کامل نوشته ها

ذخيره تارنگار

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید
البرزلب فروبست
حتا دل دماوند آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی
فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد

سرخ وسپید وسبزست
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد


سخنان گوهربار اشو زرتشت

باره نوشته ها

آرشيو نوشته ها

    
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388
    تیر 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387
    بهمن 1387
    دی 1387
    آذر 1387
    آبان 1387
    مهر 1387
    شهریور 1387
    مرداد 1387
    تیر 1387
    خرداد 1387
    اردیبهشت 1387
    فروردین 1387
    اسفند 1386
    بهمن 1386



امكانات ويژه تارنگار
 
 
 
 
 

تبليغات

آیا وصیت نامه کوروش بزرگ سندی تاریخی دارد؟!!!!

كوروش بزرگ

رضا مرادی غیث آبادی

کشورها و اقوامي که داراي تاريخي نوپا و هويتي نوپديد بوده و پيشينه فرهنگي و ادبي چنداني ندارند، معمولاً براي جبران اين کمبود در برابر فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي ديرپا و کهنسال و پر بار، به تاريخ‌سازي و جعل اسناد و مصادره دارايي ديگران به نفع خود مي‌پردازند. نمونه‌هاي چنين کوشش‌هايي به فراواني در ميان کشورهايي که در حدود يک سده اخير بر روي نقشه‌هاي جغرافيايي پيدا شده‌اند، ديده مي‌شود.

اما در اين ميان، مردمان سرزمين‌هايي که تاريخ فرهنگ و تمدن آنان سر به هزاره‌هايي مي‌زند که از فرط ديرينگي و کهنسالي در مه و ابهام فرو رفته و بر بسياري از تمدن‌هاي جهان تأثير نهاده‌اند، نيازي به چنين تاريخ‌سازي‌ها ندارند.

پيدايش و شکل‌گيري فرهنگ و تمدن مردمان سرزميني که امروزه بزرگترين بخش آنرا «ايران» مي‌ناميم و پهنه فرهنگي آن از «قونيه» تا «کاشغر» و «فرغانه» گستردگي داشته است، به هزاره‌هايي سر بر مي‌زند که «مياندورود» و دلتاي «نيل» در زير آب‌هاي درياها فرو خفته بودند.

به روزگاراني که فرمانروايان مهاجم آشور با افتخار از کشتار مردم و تخريب نيايشگاه‌ها و سوزاندن جوانان ايران‌زمين کتيبه مي‌نگاشتند، همتاي ايراني‌ آنان فرمان آزادي اسيران، بازسازي نيايشگاه‌ها، احترام به اديان و خدايان مردم را امضا مي‌کند.

به روزگاراني که هر سپاه مهاجم در انديشه تحميل دين و خداي خود به مردمان فروکوفته است، آن مرد بزرگ ايران‌زمين فرمان مي‌دهد که «همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند».

فرهنگ و باورهاي ايراني، بدون هيچگونه دستور ديني، آکنده بوده است از کهن‌ترين فرمان‌ها براي حقوق بشر، براي پاسداشت محيط زيست، براي خوشنودي جانوران، براي مراجعه به راي مردم و براي زندگاني توأم با آرامي و خوشبختي.

هويت فرهنگي و تاريخي ايراني، نيازي به «ساختن» ندارد؛ بلکه نيازمند «شناختن» است. شناختي که ما بسيار از آن دور مانده‌ايم و براي جبران دوري و بي‌اطلاعي خود، به خيال‌پردازي و دستکاري در اسناد و واقعيت‌هاي تاريخي روي آورده‌ايم. نياکان ما بدون تحقير اقوام و فرهنگ‌هاي ديگر، براي پيشرفت در دانش و فن‌آوري و دستيابي به جامعه‌اي آرماني کوشيده‌اند؛ اما فرزندان امروز آنان عليرغم اينکه خود را شيفته و دلباخته پاسداشت دستاوردهاي آنان معرفي مي‌نمايند، عملاّ نه تنها کوششي شايسته براي شناخت و بهره‌گيري از تجربه آنان و کوششي مضاعف براي پيشبرد بيشتر آرمان آنان به خرج نمي‌دهند، بلکه مي‌کوشند تا کوتاهي‌هاي خود را با داستان‌سازي‌هاي نادرست جبران کنند و با تحقير ديگران خود را بزرگ بشمارند. شيوه‌هايي که آشکارا در تضاد با آموزه‌هاي نياکان و فرهنگ ملي است.

امروزه واقعيت‌هاي تاريخي فرهنگ ايران به دست کسان گوناگوني تحريف و تباه مي‌شود. گروهي از اينان، آشکارا و از روي‌ بدخواهي و به قصد بزرگ داشتن و تبليغ هر آن مرام و مکتبي که صلاح و منفعت خود را در آن مي‌بينند، با ناراستي به عناد و تحريف روي مي‌آورند. اهداف و روش‌هاي اين گروه آشکارتر از آن است که نيازي به توضيح داشته باشد.

اما از سوي ديگر، واقعيت‌هاي تاريخي ايران به دست کسان ديگري نيز جعل و دستکاري مي‌شود که اتفاقاّ از دوستداران و دلسوزان فرهنگ ايران هستند و گمان مي‌کنند که داده‌هاي تاريخي به خودي‌خود جالب و مفيد نيستند، بلکه هنگامي زيبا و باشکوه مي‌شوند که به دلخواه شخصي و موافق با نيازهاي روزمره (و احياناّ سياسي) آرايش داده شوند و به شکل دلخواه خود در آيند. برخي از اين گروه، به درستي در برابر تخريب آثار باستاني بسيار حساس و نگران هستند؛ اما در برابر تخريب تاريخ و واقعيت‌هاي فرهنگي نه تنها حساسيت و نگراني‌اي ندارند که حتي خود به آن دامن مي‌زنند و پيشتاز آن نيز مي‌شوند.

در اينجا به چند نمونه از اينگونه جعل و تحريف‌‌ها مي‌پردازم که عبارتند از: کتيبه‌اي منسوب به کورش بزرگ، روز جهاني کورش، منشور کورش در سر در سازمان ملل، وصيتنامه داريوش بزرگ و نامه‌هاي يزدگرد سوم و عمر خطاب به يکديگر.

نگارنده، اين انتقاد دوستان را نيز روا مي‌داند که شايسته نيست با پرداختن به چنين افسانه‌ها و خيال‌پردازي‌هايي به آنها دامن زد؛ اما چون تأثير اين سخنان نادرست بر روي جوانان دوستدار فرهنگ و هويت ملي، موجب گمراهي و همچنين طعنه و ريشخند بدخواهاني شده است؛ لازم به نظر آمد تا به کوتاهي بدان پرداخته شود. اين جوانان و دانشجويان، بارها براي مباحثه با بهانه‌جوياني که کوشش مي‌کنند هويت ملي و تاريخي او را ناچيز و نادرست بشمارند، سراغ اسناد و مدارکي در زمينه ادعاهاي يادشده بالا را گرفتند و من جز اينکه به آنان يادآور شوم که قرباني خيال‌پردازان و داستان‌سازان شده‌اند و يادآوري اينکه پيش از اتکا به هر ادعايي، ابتدا درستي و اصالت آنرا تحقيق کنند، و تکرار فراوان هر سخن و ادعايي، به تنهايي دليل درستي آن نتواند بود، سخن ديگري براي آنان نداشتم. بدين ترتيب، اين جوانان نه تنها در برابر بهانه‌جويان پيرامون خود احساس ناتواني مي‌کردند، بلکه به هر آن واقعيت تاريخي ديگر نيز ترديد مي‌کردند.

به راستي گناه اين احساس به عهده چه کساني است؟ به عهده مغرضان و بهانه‌جويان، يا به گردن کساني که در زير پرچم ايران‌دوستي، به دستکاري در تاريخ و فرهنگ يک کشور بزرگ و کهنسال مي‌پردازند و به دست خود و بدون هيچ کلنگ و تيشه‌اي به نابودي آن همت مي‌گمارند؟

کتيبه‌اي منسوب به کورش بزرگ که با عبارت «اينک که به ياري مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته‌ام . . .» آغاز مي‌شود، نمونه‌اي بارز از چنين اقدامات و داستان‌سرايي‌هاي ويرانگر و دروغين است. اين کتيبه ساختگي بخاطر متن به ظاهر زيبا و دلنشيني که دارد و براي کاربردي که در نيش و کنايه‌هاي سياسي امروزي دارد، به گستردگي در نشريات گوناگون منتشر شده و جالب است که در هيچ کجا هم امضاي کسي در پاي آن نيست. هيچکس نيازي نديده است تا توضيح دهد اين متن توسط چه کسي به فارسي برگردان و گزارش شده است؟ واژگان از بين‌رفته يا آسيب‌ديده متن کدام‌ها بوده‌اند؟ بر سر ترجمه کدام واژه‌ها اختلاف نظر وجود دارد؟ چرا در ميان آثار هيچيک از دانشمندان و پژوهشگراني که عمري را بر سر شناخت و ترجمان کتيبه‌ها و متون ايراني نهاده‌اند، چنين متني وجود ندارد؟ و چرا پيش از چند سال اخير هيچکس با چنين متني آشنا نبوده است؟ آيا اين کتيبه، همان منشور معروف کورش است يا کتيبه‌اي ديگر؟ اگر همان است، پس چگونه است که ده‌ها ترجمه گوناگون که از منشور کورش به زبان‌هاي گوناگون انجام شده و در اين 130 سال اخير بارها و بارها منتشر شده است، هيچگونه شباهتي به اين متن ندارند؟ و اگر متفاوت از منشور کورش است، اين متن در اصل به چه زباني و بر روي چه نوشته شده و اکنون در کجا نگاهداري مي‌شود و متن آوانوشت آن به زبان اصلي کجاست و بدست چه کسي انجام شده است؟ تصور نمي‌کنم که کسي بخواهد ادعا کند که متن فارسي حاضر، عيناّ به قلم کورش بزرگ است.

اينها نمونه‌اي از پرسش‌هايي است که هيچگاه همراه با انتشار اين متن به آنها پاسخ داده نشده و جالب‌تر اينکه بعضي از خوانندگان آن نيز از فرط شيفتگي به متن آن، نيازي به چنين پرسش‌هايي در خود نديده‌اند و در صورت نياز به ارائه مدرک، سؤال کننده را به نشريه يا وب‌سايت ديگري حواله داده‌اند، بدون اينکه در آن نشاني تازه نيز پاسخي براي اين پرسش‌ها به دست آيد.

عبارت «به ياري مزدا» علاوه بر نادرستي، خود آشکارا ناقض رفتار افتخارآميز و شايسته ستايش کورش بزرگ است که بر خلاف تمامي فاتحان ديگر، در انديشه تحميل خداي خود به ديگر مردمان نبوده و در متن منشور خود از خدايان مردم بابل يعني «مردوک» و «نـبـو» ياد مي‌کند و آنان را گرامي مي‌دارد.

نکته دوم در اين است که ما امروزه علاقه عجيبي به بازتاب توجه سازمان‌هاي جهاني به فرهنگ خود پيدا کرده‌ايم و چنانچه توجهي هم در کار نباشد، آنرا در خيال خود مي‌تراشيم و صيقل مي‌دهيم. انتشار اخباري شبيه اينکه «فلان عمليات عمراني يا تخريبي موجب از دست رفتن فرصت ثبت جهاني يک اثر باستاني در فهرست يونسکو شد» به فراواني در نشريات ما به ديده مي‌آيند. گويي ارزش آثار باستاني ما تنها براي ثبت جهاني آن است و در غير اينصورت ارزش ديگري ندارند. چنين شيوه‌هاي اعتراض به آسيب‌ديدگي بناهاي باستاني، نمونه‌اي از خود باختگي فرهنگي امروزين ما در برابر جامعه غرب است.

با چنين نگرشي است که وقتي سازماني بين‌المللي به يکي از مظاهر فرهنگي ما توجهي نشان مي‌دهد، موجب توجه بيشتر ما نيز مي‌شود و اگر توجهي نشان داده نشود، احساس کمبودي مي‌کنيم که لازم مي‌دانيم متعاقب آن به جعل و نسبت نادرست به آن سازمان‌ها روي ‌آوريم. نمونه‌اي از آن اينکه در يکي- دو سال اخير ناگهان موجي به راه افتاد که سازمان ملل متحد روز 29 اکتبر/ 7 آبان را «روز جهاني کورش» يا «روز جهاني حقوق بشر کورش» يا عبارت‌هايي شبيه اين، ناميده است. انتشار چنين خبري، موجب شوق‌زدگي و دستپاچگي بسياري از ما شد و بدون اينکه درستي آنرا بررسي کنيم، به بازگويي فراوان آن پرداختيم. گويندگان و منتشر کنندگان چنين خبري نيز خود را بي‌نياز از آن دانستند که توضيح دهند در کدامين هنگام سازمان ملل چنين تصميمي را گرفته است و چرا در هيچيک از اسناد و تقويم‌هاي رسمي سازمان از چنين مناسبتي نامي برده نشده است و چرا جز عده‌اي از ايرانيان کس ديگري با چنين روز جهاني آشنا نيست؟ اينها پرسش‌هايي بودند که هيچگاه به آنها پرداخته نشد و برخي از خوانندگان نيز از شدت شيفتگي نيازي به چنين پرسش‌هايي را احساس نکرده و آنرا به دفعات بازنشر کردند.

در اين ميان بسياري از نشريات و انجمن‌ها، پس از اينکه از نادرستي چنين ادعايي باخبر شدند، آنرا از وب‌سايت خود حذف کردند و برخي ديگر، نام سازمان ملل را به عبارت‌هاي نامفهوم و موهومي مانند «نهادهاي بين‌المللي»، «دوستداران حقوق بشر» و عبارت‌هايي شبيه به آن تغيير دادند و در باره زمان پيدايش چنين روزي نيز از عبارت مبهم‌تر و موهوم‌تر «از ديرباز» اکتفا کردند. اگر تا اين هنگام، انتشار چنين اخباري، ناشي از بي‌اطلاعي بود، اينک آشکارا تبديل به عوام‌فريبي ‌شده بود.

البته مسلم است که نگارنده قصد ندارد لزوم وجود روزي براي بزرگداشت کورش بزرگ را ناديده بگيرد که بسيار هم لازم به نظر مي‌رسد؛ بلکه بر اين باور است که انتخاب چنين روزي مي‌‌بايد با بحث و بررسي و صلاحديد در ميان هم‌ميهنان انتخاب شود و نيازي هم به انتساب ساختگي آن به «ديرباز» و يا سازمان‌هاي بين‌المللي نيست. در اين زمينه، چند سند تاريخي، همچو «رويدادنامه کورش و نبونيد» موجود هستند که به ثبت زمان رويدادهاي عصر کورش پرداخته‌اند.

سومين نکته چنين است که همان ويژگي خودباختگي در برابر سازمان‌هاي جهاني و به ويژه سازمان ملل، موجب شد که در چند سال اخير عده‌اي ديگر مدعي شوند که منشور کورش بزرگ بر سر در سازمان ملل متحد نصب شده است. در چنين ادعايي نيز نيازي به توضيح بيشتري نبوده است که اين «سردر» کداميک از درهاي سازمان، کداميک از ادارات آن و در کدام شهر يا کشور است؟ چه زماني و به چه خط و زباني نگاشته شده و چگونه است که هيچکس چنين سردر مزين به کتيبه کورش را نديده و حتي عکسي هم از آن وجود ندارد؟

اي کاش ما بجاي چنين سخنان خيالي و بي‌فايده و پر ضرر، به اين مي‌پرداختيم که چرا در غرفه‌هاي محصولات فرهنگي کشورهاي گوناگون در مقر اصلي سازمان ملل در نيويورک، حتي کشورهايي مانند زامبيا و قطر و عراق و افغانستان نمايندگاني دارند و جاي ايران در آن ميان خاليست؟ در آنجا حتي براي گردشگراني که به زبان‌هاي «بنيني» و «سوماترايي» مراجعه مي‌کنند، راهنماياني وجود دارد، اما هيچ راهنماي فارسي‌زباني در آنجا به چشم نمي‌خورد. متأسفانه بسيار ديده و شنيده‌ايم که حتي در اماکني که راهنمايان فارسي‌زبان وجود دارند، برخي از هم‌ميهنان ما بازهم به راهنمايان انگليسي‌زبان مراجعه مي‌کنند «چون زبان مي‌دانند». از همين‌روي است که بنا به آمار مايکروسافت، نسخه فارسي ويندوز کمتر از همه ديگر زبان‌هاي جهان توسط فارسي‌زبانان استفاده مي‌شود چرا که «زبان مي‌دانند». اينها نمونه‌هايي کوچک از خودباختگي ما در برابر فرهنگ غرب و در عين‌حال شعار وطن‌دوستي سر دادن است.

البته همانگونه که در چاپ پنجم کتاب «منشور کورش هخامنشي» آورده‌ام، نسخه‌بدلي از منشور کورش در ساختمان سازمان ملل متحد در نيويورک نگهداري مي‌شود. اين نسخه در فضاي مابين تالار اصلي شوراي امنيت و تالار قيومت جاي دارد. مکاني که نمونه‌اي از آثار فرهنگي کشورهاي گوناگون در آنجا نگهداري مي‌شود.

پيدايش متني به نام «وصيت‌نامه داريوش بزرگ» و «نامه‌هاي يزدگرد سوم و عمر خطاب» به يکديگر، دو نمونه ديگر از چنين دستکاري‌هاي تاريخي است. اين نامه‌ها نيز بدون امضاي پژوهشگر يا گزارنده آن هستند و مدعيان چنين نامه‌هايي در پاسخ خواننده جستجوگر بيان مي‌دارند که متن اصلي آن در «موزه لندن» است. موزه‌اي که با اين نام در دنيا شناخته‌شده نيست. نامه‌هايي که دانسته نيست به چه زبان و خطي نگاشته شده‌اند و کي و در کجا پيدا شده‌اند. کدامين کس آنها را آوانويسي و ترجمه کرده و بخش‌هاي آسيب‌ديده يا نامفهوم آن کدام هستند. چرا عکسي از آن‌ها حتي در کاتالوگ‌هاي موزه ديده نشده و چرا تا اين اواخر کسي نامي از آن‌ها نشنيده بود.

به گمان اين نگارنده، چنين شيوه‌هايي در گفتارهاي تاريخي هيچ تفاوتي با تخريب اثري باستاني و يا ساختن بنايي نوظهور و انتساب آن به دوران باستان ندارد.

نظر نویسنده وبلاگ

هیچ گونه مدرکی در مورد وصیت نامه کوروش بزرگ وجود ندارد .در هیچ کتابی و از زبان هیچ نویسنده ای  نمیتوان کلمه وصیت کوروش بزرگ دید یا شنید....

در لندن موزه ای به نام موزه لندن نداریم و این موزه وجود خارجی ندارد . لیست موزه های لندن :

Churchill Museum & Cabinet War Rooms

British Museum 

The Museum Of Garden History 

Natural History Museum

Science Museum 

London Transport Museum

The Sherlock Holmes Museum 

Design Museum

Pollock's Toy Museum 

Tate Modern 

در مورد روز جهانی کوروش بزرگ هم به موردهایی بر خوردم که میبینید:

ویکیپدیا این روز را روز جهانی کوروش بزرگ میداند

529 BC - The international day of Cyrus the Great, king of Persia, who declared the first charter of human rights in the world also known as Cyrus Cylinder.

اما در هیچ جای دیگر نامی از آن نیست و در سایتهای خارجی دیگر این روز به نام World Psoriasis Dayروز جهانی پزشکی سنتی و گیاه درمانی نامگذاری شده است......

اما ما ایرانیان این روز را به پدر ایرانیان کوروش بزرگ اختصاص داده ایم تا گوشه ناچیزی از خدمات آن بزرگمرد را ارج نهاده باشیم.....

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >سه شنبه 26 آبان1388|
شهر باستانی گور

 

نمایی از خرابه های شهر گور

شهر گور یا شهر فيروزآباد، در يكصد كيلومتري جنوب شيراز يكي از پرجاذبه ترين و در عين حال گمنام ترين شهرهاي گردشگري ايران است. فیروز آباد تا قبل از حمله اسكندر به ايران، شهر گور ناميده مي شد اسكندر مقدوني اين شهر را كاملا ويران كرد و قرن ها بعد از اسكندر، اردشير موسس سلسله ساساني اين شهر را احيا و آباد كرد، اما در حمله تازيان به ايران اين شهر دوباره ويران شد.
«ابن بلخي» كه يك هزار سال قبل كتاب فارسنامه را تاليف كرده است، مي نويسد: «فيروزآباد كه قديم آن را گور مي ناميدند به روزگار كيانيان شهر بزرگي بوده و حصاري عظيم داشت. اسكندر  چون به پارس حمله كرد چندان كه كوشيد نتوانست به حصار شهر گور رخنه كند لذا جهت رودي را كه از سر كوه مي آمد، به طرف شهر برگرداند و در شهر جاري ساخت تا آن كه تمام شهر گور در آب غرق شد».

فيروزآباد نسبت به زمين هاي اطرافش در گودي واقع شده است، لذا با آب رودخانه اي كه اسكندر در شهر جاري ساخت، اين شهر به يك درياچه تبديل شد و اين درياچه قرن ها باقي بود تا اين كه اردشير با اندیشه هایی آب درياچه را تخليه كرد و شهر جديدي به جاي شهر گور بنا نهاد. مولف فارسي نامه مي نويسد: «اردشير پسر بابك، مهندسان و دانشمندان را جمع كرد تا تدبير گشادن آن آب كنند».

با تلاش مهندسان ساساني و ايجاد يك تونل، آب درياچه را خالي مي كنند و شهر جديدي را بنا مي گذارند و اين شهر جديد را به مناسبت نام باقي آن «كوه اردشير» يا «ارشير خوره» مي نامند.

«اردشير خوره» در زمان حمله تازيان به ايران، ويران شد تا زماني كه عضدالدوله ديلمي (گيلاني) بر خلفاي تازي پيروز شد و به آباداني اين شهر همت گماشت، كوه اردشير نيز دوباره آباد و از آن به بعد فيروزآباد ناميده شد.

از ديدني هاي اين شهر مي توان به قلعه دختر، كاخ ساساني و برج آتشكده و بقاياي شهر گور اشاره كرد.

 

قلعه دختر

 قلعه دختر فیرز آباد


قلعه دختر در شش كيلومتري جاده فيروزآباد به شيراز در دامنه كوهي مشرف به جاده قرار دارد كه پس از طي مسافتي حدود 300 متر مي توان به قلعه رسيد.

تمام قلعه از سنگ هاي درشت ساخته و سنگ هاي نما، تراشيده شده اند ولي سنگ هاي پي ها و داخل ديوارها از قلوه سنگ هاي درشت رودخانه اي تشكيل شده اند. بزرگي بناي اين قلعه، مبهوت كننده است و ديوارهاي بلند آن با همه شكستگي و ريخته شدن، هنوز هم شكوهي خيره كننده دارند.

در قسمتي از قلعه دهانه غاري ديده مي شود كه به قول بعضي از محلي ها اين غار راهي به كاخ ساساني در جلگه فيروزآباد داشته است. يعني در زمان حمله دشمن به قلعه، محصورين قلعه مي توانستند از طريق اين غار با شهر ارتباط داشته باشند و بتوانند غذا و نيروي انساني وارد قلعه كنند.
.بناي تاريخي با ارزش ديگر قلعه دختر است که در قلعه کوه (پارنا) در تنگه تنگاب است که احداث آن نشان ظهور امپراتوري ساساني و افول دولت اشکاني است.

نمای هوایی قلعه دختر فیروز آباد 

اين قلعه از سه جهت شمال، غرب، جنوب با صخره کوهستاني با ارتفاع غير قابل نفوذ محصور است و بر هر صخره با روي بلند و برج هاي ديده باني ساخته شده در سمت شرق با فاصله بيش از يک کيلومتر از قلعه ديوار سنگي محکمي کشيده شد تا مانع ورود افراد شود. تنها راه ورود به اين دژ از جنوب قلعه با پلکاني بوده که علاوه بر صخره کوه از چند لايه ديواره باره و برج تودرتو با نگهبانان مخصوص امکان پذير بوده است، داخل قلعه با سه طبقه متوالي تنظيم و با برج پلکاني با هم ارتباط داشته است. طبقه اول اتاق نگهبانان با برج هاي مشرف به جهات مختلف با روزنه هاي خاص و قابليت تيراندازي از داخل به خارج قلعه و يک آب انبار و دو حلقه چاه مخفي حفاري شده در دل کوه تا عمق رودخانه، حياطي با تالار بزرگ طبقه دوم را تشکيل مي دهد که بخش محل استراحت نگهبانان و محافظان و بخش مخصوص مهمانان بوده است.

بناي شاهي با ديوان و تالار گنبد دار در سطح سوم قرار گرفته است تا تالار اصلي با اتاق هاي جانبي به صورت قلعه عظيم و مدوري برفراز بلندترين نقطه رشته کوه و داخل خط دفاعي قلعه قرار گرفته است. اين قلعه نخستين بناي گنبد دار ايراني است که با اصول فني و معماري خاص ساخته شده ومصالح به کاررفته در آن شبيه کاخ اردشير است.

کاخ اردشير بابکان (آتشکده)

 کاخ اردشیر بابکان (آتشکده)


اين بنا با طول 116 متر و عرض 55 متر يکي از کاخ هاي ييلاقي اردشير به شمار مي رود که از سنگ پاره و ملاط گچ ساخته شده و نماي آن از شمال به چشمه جوشان ورودي موسوم به برم پير (قمپ و خنب) که آب زلالي از آن مي جوشد و جاري مي گردد و از جنوب به ديوار باره بلندي است که آتشکده اصلي در آن جهت و بيرون از کاخ ساخته شده است.

از ورودي شمالي بعد از ايواني به طول 28 و عرض 14 متر با سقف گهواره اي به تالار مياني مربع شکل و گنبد واري به ابعاد 14×14 وارتفاع بين 25-21 متر ول مي شود و از تالار مياني به دو تالار قرنيه در شرق و غرب اتصال دارد و هر تالار با راهروهاي جداگانه به بخش هاي ديگر کاخ راه دارند و راهرو تالار غربي به پلکان طبقه دوم کاخ منتهي مي شود. ايوان جنوبي بيشتر به اتاق هاي چهار جانب کاخ که به نظر جمعي از کارشناسان مهمانسراي کاخ بوده و به ورودي جـنـوبـي باز مي شود. گچ بري و تزئينات تالارها بسيار زيبا و با شکو شبيه کاخ تچر، تخت جمشيد مي باشد زيربناي کاخ با چشمه جوشان 8500 متر مربع مي باشد.

 

نقش پيروزي

 نقش پیروزی


اين نقش برجسته يادبود جنگ و پيروزي بنيانگذار سلسله ساسانيان (اردشير بابکان) برآخرين پادشاه اشکاني (اردوان پنجم) و جزء اولين و قديمي ترين نقش برجسته غير مذهبي ساسانيان است که در 3 کيلومتري جاده فيروزآباد به شيراز، بـرفـراز صخره اي در سمت راست رودخانه تنگاب حجاري شده است. در اين نقش برجسته که بزرگترين اثر صخره اي دوران ساساني است 3 صحنه: نبرد تن به تن اردشير با اردوان پنجم، پيکار شاپور اول جانشين اردشير با دربندان وزير بزرگ اردوان، يکي از سرداران اردشير بايک دست گردن حريف خود را درچنگ مي فشارد و با دست ديگر، کمر همتاي خود را گرفته و سعي دارد که او را از زمين بلند نموده و برزمين بکوبد.

 

 شهر باستانی گور


شهر ساساني گور نخستين شهر دايره اي شکل ايران محسوب مي شود که به دستور اردشير بابکان ساخته شده است. کاوش هاي باستان شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان شناسي آلماني آغاز شده است. اين شهر چهار دروازه اصلي داشته است. اين دروازه ها عبارتند از باب مهر که از طرف شرق باز مي شده است، باب بهرام که از طرف غرب باز مي شده است، باب هرمز که دروازه شمالي محسوب مي شده و در آخر نيز باب اردشير که از طرف جنوب باز مي شده است.

نمایی از دروازه تخت نشین شهر باستانی گور


از جمله يافته هاي مهم باستان شناسي در شهر گور، کشف دروازه تخت نشين بوده است که شباهت زيادي به سر درهاي تخت جمشيد دارد....

کف پوش کاخ شهر گور


رنگ هاي به کار رفته در اين کف همچنان سالم هستند و توجه ساسانيان را به استفاده از رنگ هاي متنوع در معماري نشان ميدهد....


نقش چهار شاهزاده

نقش چهار شاهزاده شهر گور


چهار شاهزاده ساساني براي اولين بار روي يکي از ديوارهاي بدست آمده از اين شهر کشف شد.اين چهار شاهزاده را دو زن و يک مرد جوان به همراه نوجواني تشکيل مي دهند.

رصدخانه شهر گور

قديمي‌ترين رصدخانه ايران، در کنار نقوش رنگي شاهزادگان ساساني در شهر گور فيروزآباد قرار دارد. اين رصدخانه شاهکاري از دانش ايران در آن عصر محسوب مي‌شود. پروفسور «ديتريش هوف» در حفاري شهرگور فيروزآباد فارس به سازه‌اي دايره‌اي‌شکل رسيد که پس ‌از مطالعه، مشخص شد، قديمي‌ترين نمونه از رصدخانه‌هاي به‌دست آمده در ايران و از آن دوران ساساني است. نمونه‌هاي همانندي از اين سازه در دهلي و جيپور هند هست؛ ولي باتوجه به اين‌که رصدخانه مراغه مربوط به دوره ايلخانان مغول و نزديک سيصد سال پس‌از رصدخانه شهرگور بنا شده است، اين سازه، قديمي‌ترين رصدخانه ايران به‌شمار مي‌رود.

برج ستاره‌شناسي پيدا شده در شهر گور، از خشت و گل و کاملاً تندرست است. قطري نزديک 65/5 متر دارد که روي آن، 12 نشانه از علامت‌هاي بکار گرفته شده در اندازه‌گيري‌هاي رصدي و سکوهايي نموداري، هست. احتمال مي‌رود که سازه دايره‌يي‌شکل شهر گور براي نصب دستگاه‌هاي سينوسي به‌کار مي‌رفته و بلندي ديواره‌هاي آن که بدون سقف بنا شده، نزديک 65 سانتي‌متر بوده است.

شهر گور در دوران ساساني و از زمان پادشاهي اردشير بابکان بنا شده و تا دوران اسلامي در حکومت عضدالدوله ديلمي بر فارس که نام آن به فيروزآباد تغيير مي‌کند، اهميت فراواني داشته است. شواهد به‌دست آمده از حفاري‌هاي گذشته باستان‌شناسان نيز که ديرينگي آنها به سده چهارم هجري قمري برمي‌گردد، از رونق علمي و شهري فيروزآباد در آن دوران سرگذشت مي‌کند. فارس در سده چهارم هجري قمري يکي‌از پيش‌تازان دانش اخترشناسي در سراسر ايران بوده و شهرگور نيز در اين سده، هنوز اهميت داشته است. فارس در سده چهارم هجري قمري، مرکز بزرگي براي ستاره‌شناسي است. بر پايه اسناد تاريخي، اميرعضدالدوله ديلمي در دوران حکومت خود در فارس، منش معروفي به نام عبدالرحمان صوفي را به سمت استاد رياضي و اخترشناسي به منطقه مي‌آورد و او در شهرگور که مورد دلبستگي اميرعضدالدوله بوده است، ساکن مي‌شود. صوفي در سال281 هجري قمري زاده شد و در سال 335  هجري قمري در شيراز درگذشت کرد؛ او رصدهايي را در شيراز انجام داده و تاريخ‌نويسان گفته‌اند که براي زماني در شيراز به انجام محاسبات نجومي سرگرم بوده است. حتي ابوريحان بيروني نيز نوشته که رصد دايره البروج با وسيله‌اي به قطر 123 سانتي‌متر در شيراز انجام شده که آن وسيله را در سازه به‌دست آمده در شهرگور، کار مي‌گذاشتند. صوفي، يک کره سماوي از جنس نقره نيز براي اميرعضدالدوله ديلمي ساخت که شاهکاري است و در موزه قاهره نگه‌داري مي‌شود. نام علمي عبدالرحمان صوفي در تمام کتاب‌هاي جهان باعنوان «Azof» آمده است. هم‌چنين وقتي نام دانشمندان جهان را روي کره ماه حک کردند، نام صوفي نيز در 22 درجه جنوب و نصف‌النهار 13 درجه کره ماه به‌ثبت رسيد.

منار شهر گور

منار شهر گور


در وسط شهر گور، مناري 4 گوش با مصالح لاشه سنگ و ملاط گچ به ارتفاع 30 متر احداث گرديده است. در خصوص ساخت اين مُنار نظريه هاي مختلفي به شرح زير ارائه شده است.

        منار به عنوان سمبل قدرت پادشاه

       منار، جهت دايره در آوردن و ساختن شهر

       محل ارتباط با قلعه دختر جهت اطلاع از حملات دشمن

        محل نيايش

 متاسفانه در بازدیدی که امروز از اینجا داشتم هیچ آثاری از شهر گور باقی نمانده به جز آنهایی که عکسهایشان را در بالا میبینید.....شهر گور بر زیر خروارها خاک مدفون شده.... جاده ای که به شهر گور میرسد خاکی است و بسیار افتضاح که فکر کنم شاید سالی یکبار کسی از آنجا رد نشود و این هم از شاهکارهای سازمان میراث فرهنگی ایران است.....



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >سه شنبه 19 آبان1388|
شهر باستانی بیشاپور

شهر باستانی بیشاپور

شهر بیشاپور حدود دويست هكتار وسعت  دارد در فاصله  23  كيلومتري  شمال غربي شهركازرون شیراز قرار دارد . بنابرآگاهیهایی كه در مركز شهر بر روي دو ستون يادبود نوشته شده ، اين شهر در زمان شاپور اول ( 272-241 ميلادي )  دومين و يكي از مقتدرترين پادشاهان ساساني و توسط يك معمار سوري بنام « اپساي » ساخته شده است. و بنا برهمين كتيبه ، شاپور در سال 24 سلطنتش از شهر بيشاپور بازديد نموده است .

صرف نظر از اينكه خاستگاه دولت ساساني سرزمين فارس بوده ، آب فراوان ، هواي مساعد ، زمين هاي حاصلخيز ، چشمه ها و موانع طبيعي و قرار گرفتن در مسير جاده شاهي ، باعث شد شاپور پس از پيروزي بر والرين (امپراطور روم) اين محل را براي بناي شهري كه نام خود را برآن نهاد ، انتخاب نمايد.

عکس هوایی از شهر باستانی بیشاپور

اين شهر در كنار شهرهائي همچون استخر، داراب گرد ، شهر گور از مهمترين شهرهاي استان فارس در عهد ساساني بوده و تا زمان سلطنت بهرام دوم رونق خود را حفظ كرد ، اما پس از آن به علت توجه پادشاهان ساساني به غرب قلمرو خود ( تیسپون ) رونق آن كمتر شد . با ورود اسلام به ايران به تدريج رونق و آبادي از اين شهر رخت بر بست و به جاي آن کازرون کنونی رونق مي يابد اما در هر حال بيشاپور همچنان به حيات خود ادامه مي دهد ، به طوري كه در قرون سوم تا پنجم هجري قمري اين شهر مورد ستايش  مورخان وجغرافي دانان بزرگي چون استخري  ،  ابن بلخي و... قرار گرفته است .

تاريخچه حفاري در شهر بيشاپور 

در بين سالهاي 1319 – 1314 هجري شمسي براي اولين بار ژرژ سال و دكتر گيرشمن نمايندگان اعزامي از موزه لوور پاريس ، اقدام به عمليات كاوش باستان شناسي در اين شهر تاريخي نمودند و بناي بزرگ و چهار گوشي را كه با سنگهاي « دوجداره » ساخته شده بود ، آتشگاه ناميدند و تالار عظيم و سر پوشيده وسيعي را به نام كاخ اختصاصي و مكان ديگري را به نام جايگاه نذورات و يك ايوان مزين به موزاييك را به دنياي باستان شناسي و تاريخ معرفي كردند . اين حفاري ها ادامه نيافت و براي مدت 30 سال متوقف گرديد .

سرانجام اداره كل باستان شناسي و فرهنگ عامه تصميم گرفت با اعزام يك گروه باستان شناسي ايراني به سر پرستي دكتر سرفراز عمليات كاوش در بيشاپور را به منظور روشن ساختن چگونگي حفاري هاي گذشته و ظاهر ساختن اسكلت اين شهر آغاز نمايد . در بهمن ماه 1347 هيات باستان شناسي در شهر شاپور مستقر گرديد و شروع به كار كرد . اين عمليات حدود 10 سال به طول انجاميد كه با همت و تلاش شبانه روزي هيات باستان شناسي به ويژه استاد گرانقدر آقاي دكتر سرفراز ، برج و باروي شهر ، معبد آناهيتا ، كاخ شاپور ، ستونهاي يادبود و برخي آثار ارزشمند ديگر سر از خاك بيرون آورد. عمليات اين گروه نيز در سال 1357 متوقف گرديد .

مجددا در بهمن سال 1375 عمليات حفاري اين شهر به سر پرستي  دكتر سرفراز آغاز گرديد اما در ارديبهشت 1376 متوقف ماند .پس از آن چند فصل حفاري توسط آقايان مهندس مهريار و نوروزي صورت گرفت و از سال 1382  مهندس اميري بعنوان مسئول پروژه بيشاپور تعيين شده است .

مشخصات شهر بيشاپور

شهر تاريخي بيشاپور با موهبتي كه طبيعت زيباي جلگه شاپور در دشت سبز كازرون و رودخانه باصفاي چشمه ساسان در اختيار آن گذارده بود و بااستفاده از فرمها و موتيف هاي تمدنهاي ديگر در امر هنري و تزئيني و بر اساس و خواست و روياهاي بزرگ شاهي ، چنان بادقت طراحي و اجرا شده كه با زيباترين و ثروتمند ترين شهرهاي دنياي متمدن آن زمان مانند انطاكيه عروس زيباي شهرهاي بيزانس ( روم شرقي) رقابت مي كرد و به از آن بود .

شهر بيشاپور براساس طرحي جديد ( هيپوداموس ) به صورت مربع مستطيل ساخته شده و تا قرن هفتم هجري قابل سكونت بوده است . دو خيابان شمالي – جنوبي و شرقي – غربي ،  شهر را به چهار قسمت تقسيم نموده و هركدام از اين خيابانها به يكي از دروازه هاي شهر راه داشته است . دروازه اصلي شهر در ضلع غربي بوده كه امروز بقاياي پل آن موجود است . اين شهر از چهار طرف محافظت مي شده است . درضلع شمالي قلعه دختر و ديوار برج مانند ، در ضلع غربي رودخانه شاپور در ضلع شرقي و جنوبي ، خندق از شهر محافظت مي نموده است .    

بيشاپور شامل دو قسمت است

 – ارگ سلطنتي كه بناهاي شاخص دوره ساساني مثل معبد آناهيتا ، تالار شاپور ، ايوان موزائيك ، كاخ والرين و ستونهای یادبود و ...را شامل مي شود

- قسمت عامه نشين شهر كه بخش و سيعتر شهر را شامل مي شود و در برگيرنده خانه هاي مسكوني ، اماكن عمومي مثل حمام ، كاروانسرا ، بازار و ... مي گردد .

 

معرفي آثار تاريخي بيشاپور  

 معبد آناهيتا

 معبد آناهیتا بیشاپور

با توجه به قداست و اهميت آب در آئين زرتشت و دربين آريائي ها ، معابدي براي نيايش و ستايش آب ساخته شد كه معبد آناهيتا  ( الهه آب ) يكي از مهمترين آنها به شمار مي آيد. به نظر مي رسد كه شاهان اوليه ساساني هر گز از اجراي اين فريضه ديني كه موجب رضايت خاطر اهورامزدا و جلب قلوب مردم مي گرديد غافل نبوده اند  براي ايزد آناهيتا كه فرشته دودمان و پيروزي آنها محسوب مي شد معابد و نيايشگاه ساختند . آثار و اسنادي از اين ستايش بر روي پايه ستونهاي مكشوفه شوش و همدان وجود دارد كه اردشير( موسس سلسله ساساني ) مي گويد « ايزدان مهر و آناهيتا مرا ياري كردند » و اضافه مي كند « بشود كه اهورا مزدا ، آناهيتا و ميترا مرا در پناه خود گرفته و از هر كينه و خصومتي حفظ كنند» .

 بناي معبد آناهيتا در بيشاپورنه تنها از نظر معماري بي نظير و فوق العاده است ، بلكه از لحاظ رعايت دستگاههاي تنظيم و تقسيم كننده و كنترل جريان اب نيز نظير نداشته است و شايد فقط بتوان آن را با معبد ناهيد استخر مقايسه كرد.

 براي ايجاد چنين پرستشگاه بزرگ محوطه اي به ابعاد 7×23×27 متر مكعب در عمق زمين خاكبرداري شده و شالوده آن بر طبق نقشه و طرح تنظيمي پيش بيني شده به نحوي گذارده شد تا آب رودخانه شاپور كه در فاصله 250 متري اين مكان قرار دارد انشعابي از آن به درون اين بنا جاري گردد.

البته پيش از احداث اين معبد در اين مكان قنات جريان داشت و معماران و سازندگان ساساني با توجه به گذر آب بگونه اي معبد را انتخاب و شالوده ريزي كرده اند كه از اين موقعيت مناسب حد اكثر استفاده را براي گردش آب در آن به عمل آيد .  هنور بقاياي  اين  قنات قديمي در انتهاي دالان غربي قابل رويت است .

اين بناي مكعب شكل كه از سطح زمينهاي اطراف خود در حدود 6 متر پائين تر ساخته شده  از 14 متر ارتفاع آن فقط 8 متر  از سطح طبيعي اطراف نمايان بوده و بقيه سطوح به علت سردابه اي بودن در عمق زمين قرار گرفته . در صحن داخلي آن آبگير كم عمقي با گنجايش 60 متر مكعب آب ساخته شده و اطراف آن سكوئي بوجود آمده كه نيايشگران مي توانستند هنگام اجرا ي مراسم مذهبي بر روي آن گرد آيند . اين سكو از قطعات سنگهاي بزرگ حجاري شده فالبي به ابعاد 47×140 سانتي متر ساخته شده است . در وسط هر يك از وروديها مجراي آبي در داخل سنگهاي زير كف پوش درگاه حجاري شده است تا از هر سه طرف بنا، در مواقع لزوم ( احتمالا در اعياد و جشنها و مراسم مذهبي ) آب به درون معبد جاري شود . مجراي خروجي آب چاهيست كه 4 متر عمق دارد و براي احداث آن محوطه اي را به طول و عرض 180 سانتي متر  خاكبرداري نموده اند كه با 4 قطعه سنگ 90×90 سانتي متر از نوع سنگهاي كف پوش معبد پوشيده مي شده است به طوريكه هم آهنگي و روپوش چاه با كف آبگير بطور يكنواخت رعايت مي شده و مجراي خروجي آب كاملا از نظر پنهان بوده است . نحوه ورود و خروج آب در اين معبد تابع نظم و ترتيبي خاص بوده كه حتي المقدور آب معبد پاك و تازه باشد و به همان اندازه كه آب از سه طرف وارد مي شود از مجراي سه گانه به تد ريج و غير محسوس به زمين فرو مي رود . دقت و رعايت چنين امري براي گردش آب ، اهميت و احترام خاص مذهبي و توجه به نياي فرشته آب را در آن زمان كاملا نشان مي دهد ..  با توصيفي كه به عمل آمد معلوم مي شود كه دراين مكان نوازش و بازي با آب و نيايش آب بيش از هر چيز ديگري مورد توجه بوده است .

 جايگاه نذورات ( ستونهاي يادبود)

ستون یادبود شهر بیشاپور

اين ستونها در حاشيه خيابان شرقي-غربي كه از مركز شهر مي گذرد و خيابان شمالي و جنوبي را قطع مي كند قرار دارد. بر روي اين دو ستون كتيبه اي به خط پهلوي اشكاني و ساساني وجود دارد كه در واقع سند تاريخي شهر سازي بيشاپور است كه متن آن بدين شرح مي باشد : « در فروردين ماه سال 58 از آتش اردشير (در) سال 40 از آتش شاپور از آتش هاي شاهي (در) سال 24 اين تصوير(پيكره) به بغ مزداپرست شاپور شاهان شاه ايران و انيران كه چهره از ايزدان دارد فرزند به بغ مزدا اردشير شاهان شاه ايران كه چهره از ايزدان دارد نوازنده خدايگان پاپك شاه (اين) كار اپساي دبير از شهر حران از خاندان خويش …وبدين روال زماني به بغ مزدا شاپور شاهان ايران و انيران كه چهره از ايزدان دارد (بدين جا آمد) و زماني كه شاهان شاه اين پيكر را ديد (ايستاده) به اپساي دبير سيم و بندگان و كنيزان و باغها و دارائي بخشيد»  . تنديسي از شاپور اول در ميان اين دو ستون وجود داشته است كه متاسفانه با گذشت زمان ازبين رفته است . ارتفاع اين ستونها از كف تا انتها به حدود 9 متر مي رسد .

 تالار تشريفات

تالار تشریفات بیشاپور

تالار بزرگ تشريفات در جنوب شرقي معبد آناهيتا قرار گرفته است . مساحت آن  781 متر مربع است . شايد بتوان آن را در رديف اولين و بزرگترين آثار معماري گنبد دار زمان ساساني محسوب كرد . اين تالار مركب از چهار ايوان متقابل و متقارن است كه بر فراز آن گنبدي شلجمي شكل كه 25 متر ارتفاع داشته قرار دارد . صحن مركزي تالار به صورت مربع شكل است . اين بنا داراي 64 طاقچه است كه با موتيف هاي مختلف گچ بري نظير برگ كنگر ’ برگ مو (درخت انگور) و نقوش تزئيني به صورت طرحهاي چليپا شكل كه نشان دهنده خلاقيت معماران عصر ساساني است تزئين يافته و با گچ بريهاي زيبا تزئين شده است .

 ايوان موزائيك

اين ايوان داراي 25/11 متر طول و 6/10متر پهناست و با طاق هلالي شكل پوشش يافته بود. در كف اين ايوان با مزائيك هاي رنگين كه با طرحهاي تزئيني منقوش شده مفروش بوده است . اين موزائيك ها كه از ارزشمند ترين و نفيس ترين آثار بدست آمده از شهر بيشاپور است ’ زينت بخش موزه هاي لوور پاريس و موزه ايران باستان تهران است . رنگ هاي به كار رفته در اين موزائيك ها و طراحي زيباي آن بسيار چشمگيراست به طوريكه مجموع اين موزائيك ها به صورت يك فرش يكپارچه زيبا به نظر مي رسيد. هنوز آثار كمي از اين نوع موزائيك ها به صورت نواري در كناره هاي ديوار اين ايوان وجود دارد

غار شاپور

غار شاپور


غار شاپور در انتهاي تنگ چوگان و در چهار کيلومتري شهر بيشاپور مهمترين پايتخت ساسانيان در ارتفاع حدود 800 متري از سطح زمين قرار دارد و دهانه آن حدود 30 متر مي‌باشد. در دهانه اين غار مجسمه شاپور قرار گرفته‌است و به همين دليل اين غار به نام شاپور معروف شده‌است. مجسمه شاپور با وجود گذشت 1700 سال کماکان پابرجا مي‌باشد و تنها مجسمه باقي‌مانده از دوران باستان است که حدود 6 متر ارتفاع دارد و حاصل تراشيده شدن ستون ستون سنگي موجود در غار مي‌باشد. بعد از گذشت سال‌ها کماکان سر اين مجسمه سالم مي‌باشد ولي دو دست آن شکسته‌اند. مجسمه در اثر وزن زيادش واژگون شده‌بود که در سال 1336 توسط ارتش در جاي خود قرار گرفت. اين مجسمه، شاپور را به صورت ايستاده نشان مي‌دهد.


نقوش شهر باستاني بيشاپور

نقش اول ( سمت چپ رودخانه شاپور) :

نقوش ساسانیان در بیشاپور

اين نقش برجسته كه بزرگتري نقش برجسته دوره ساساني است ، به مناسبت پيروزي شاپور بر والرين ( امپراطور روم ) و در پنج رديف  حجاري شده است . در سمت چپ سپاهيان ايران به طور منظم حجاري شده و در سمت راست اسراي رومي مشغول آوردن هدايا به دربار شاپور هستند . شاپور در حالي كه دست والرين را به عنوان اسير در دست گرفته در وسط نقش ديده مي شود ، گرديانوس ، امپراطور روم در زير پاي شاپور و فيليپ جانشين والرين نيز از شاپور تقاضاي صلح مي كند . 

 

نقش دوم ( سمت چپ رودخانه شاپور )

نقوش ساسانیان بیشاپور

                                         

بهرام دوم سوار بر اسب ديده مي شود  در حالي كه دست بر شمشير دارد و يكي از سرداران ايراني در مقابل او قرار دارد . تازیان باديه نشين نيز در حال آوردن هدايا ( اسب و شتر ) ديده مي شوند .

 

نقش سوم ( سمت چپ رودخانه شاپور ) :

نقوش ساسانیان بیشاپور

 اين نقش مربوط به مراسم تاجگذاري بهرام اول است . در سمت راست بهرام اول سوار براسب در حال گرفتن فر ايزدي مي باشد . اين نقش ، تنها نقش برجسته كتيبه دار در تنگ چوگان است كه به خط پهلوي ساساني در بالاي سر بهرام  نقش شده و در زير پاي وي نقش دشمن او حجاري شده است .

 
نقش چهارم ( سمت چپ رودخانه شاپور ) :

اين نقش مربوط به پيروزي شاپور دوم ( ذوالاكتاف ) بر ياغيان و شورشيان مي باشد كه در دو رديف حجاري شده است . سمت چپ بزرگان ايراني در حالي كه دست خود را به نشانه احترام بلند كرده اند ديده مي شوند ، در وسط نقش شاپور دوم بر روي  تخت نشسته ،  در حالي كه يك دست بر گرز و دست ديگر بر شمشير دارد . سمت راست شورشيان و ياغيان كه دست بسته هستند به حضور شاه مي رسند . در مركز نقش شاپوربزرگتر ازديگران سواربراسب نشان داده شده است، در حالي كه الهه پيروزي دربالاي سر شاهپور ردرحال پرواز است .پشت سر شاپور دو رديف بزرگان ساساني را اسب نشان مي دهدوروبرو پنج رديف اشخاص پياده ايستاده اند.

 

نقش  ( سمت راست رودخانه شاپور) :

نقوش ساسانی بیشاپور

پيروزي شاپوراول بر والرين ( امپراتور روم ) را نشان مي دهد . شاپور سوار براسب و والرين در مقابل اسب شاپور به نشانه تسليم زانو زده است . نقش شاپور در اين نقش محو شده اما چهره والرين كه زانو زده ديده مي شود .

 
آتشکده کازرون

آتشکده کازرون


اگر از شهرستان کازرون به طرف منطقه‌ي تفرجگاهي درياچه‌ي پريشان حرکت کنيد، حدوداً 2 کيلومتر مانده به دوراهي که يک طرف آن به درياچه ختم شده و طرف ديگر جاده‌ي جديد کازرون شيراز را پي مي‌گيرد، در سمت راست شما و تقريباً در فاصله‌ي يک کيلومتري جاده بنايي چهارطاقي مربوط به دوره‌ي ساسانيان قرار دارد. بناي مذکور در سال 1318 و با شماره 331 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

این آتشکده تالاري مربع که هر وجه آن با طاقي بيضي شکل به بيرون راه داشته و برفراز آن گنبدي نهاده بر گوشه‌بندي‌ها و فيل‌گوش‌ها. دوتا از پايه‌ها و سه‌تا از طاقي‌ها ويران شده‌اند

ابعاد خارجي بنا، 30/5×30/5 متر، کلفتی ديوارها يک متر و دهانه‌ي طاق‌ها 50/2 متر است. پايه‌ها از قطعه سنگ‌هايي که ناهمواري‌هاي آنها را تراشيده‌اند، در چينه‌هاي منظم به کمک ملاطي ضخيم از گچ ساخته شده‌اند.  ضربي طاقي‌هاي بيضي، (ارتفاع از زير دهانه طاقي تا کف زمين حدود 40/2 متر) که يکي از آنها سالم باقي مانده، به کمک قلوه سنگ‌ها، که اندازه‌ي خاصي ندارند، انجام شده. اين ضربي‌ها را فقط ملاط گچي که در منطقه‌ي کازرون کيفيت فوق‌العاده‌اي دارد برپا نگه‌داشته، ولي بايد بگوييم اين شيوه از ساختمان، استفاده از چوب‌بست و تخته‌بندي را ايجاب مي‌کند. گوشه‌بندي‌هاي چهارگانه که بر فراز سطح فوقاني طاقي‌هاي بزرگ ساخته شده، گنبد را نگه داشته‌اند.

گنبد به کلي خراب شده و از آن چيزي باقي نمانده است.
 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 2 آبان1388|
نقش رستم

نقش رستم

نقش رستم  یكی از مهم­ترین و زیباترین آثار باستانی سرزمین پارس است. این مجموعه در حدود 4 كیلومتری پارسه (تخت جمشید)، در حسین کوه (كوه حاجی آباد - نقش رستم)، قرار دارد. سینه­ی جنوبی حسین کوه در اینجا به طور طبیعی به صورت پرده­ی نمایشی ِبزرگ به بلندی 70 متر و پهنای 200 متر در آمده است. سمت راست این دیواره پرده­ی نمایشی دیگری به پهنای 30 متر ایجاد شده.بر دیواره­ی عمودی حسین کوه نقش چند چلیپای ( صلیب + ) بزرگ دیده می­شود. سه نقش در روبرو و یک نقش در سمت راست زاویه­ی کوه  که هر کدام آرامگاه یکی از شاهان هخامنشی می­باشد.کمی پایین تر از چلیپا های روبرو شاهان ساسانی نقش برجسته­هایی از خود به یادگار گذاشته اند.

آرامگاه پادشاهان هخامنشی

آرامگاه پادشاهان هخامنشي

آرامگاه داریوش بزرگ

از بین چهار آرامگاه موجود، فقط این آرامگاه کتیبه دارد . در شاخه بالایی آرامگاه، شاه با لباس پارسی و کمان به دست بر روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسمی است که می‌تواند شاهی یا مذهبی باشد. نماد فروهر در بالای سر و پیشاپیش پادشاه قرار گرفته است و شاه دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته. سی تن از نمایندگان قبایل مختلف تخت شاهی و سکوی سه پله روی آن را حمل می‌کنند. در قسمت میانی آرامگاه حفره‌ای وجود دارد که ورودی آن مشابه درها و سرستون‌های هخامنشی در سنگ حجاری شده و نمایی از یک ساختمان مشابه ساختمان‌های تخت جمشید را نشان می‌دهد. درون حفره‌ی آرامگاه سه اتاقک در دل کوه کنده شده است که در هر یک سه گور صندوق مانند قرار دارد. تمام این اتاقک‌ها و گورها خالی‌اند و احتمالاً توسط لشکر اسکندر غارت شده‌اند.....

آرامگاه خشایارشا

این آرامگاه در سمت راست آرامگاه داریوش بزرگ  قرار گرفته و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلاف‌های جزئی در نقش‌های برجسته، کاملاً مشابه آن آرامگاه است. معماری داخل حفره‌ی آرامگاه با آرامگاه داریوش بزرگ  تفاوت‌های اساسی دارد..

آرامگاه اردشیر اول 

این آرامگاه در سمت چپ آرامگاه داریوش بزرگ  واقع شده است ..

آرامگاه داریوش دوم

این آرامگاه غربی‌ترین آرامگاه هخامنشی نقش رستم است ...

پیروزی شاپور اول بر رومیان

پیروزی شاپور اول بر رومیان

این نقش، شاپور اول را نشان می دهد كه والرین امپراتور روم را شكست داده است. این پیروزی در سال 263 م  رخ داد. از لحاظ هنری این نقش زیباترین نقش دوره ساسانی نقش رستم  است. در این نقش برجسته « سیریادیس » كه یك پناهنده رومی است، عنوان امپراتوری را از طرف شاپور دریافت می كند. امپراتور والرین دست ها را برای پوزش در برابر شاپور بالا نگه داشته و در برابر وی زانو زده است. شكوه وی با لباس ، زینت آلات، افسار و زین اسب، گردن بند، دست بند و تاج شاهی و آرایش موهای وی كه حالت غرور آن مشخص است، نشانگر مهارت حجاران ساسانی است. در پشت سرشاپور، كرتیر حضور دارد كه انگشت دست وی به حالت احترام نشان داده شده است. پشت سر شاپور كتیبه ای نـَقر( حك )  شده است...

تاجگذاری اردشیر اول

تاجگذاری اردشیر اول

تاجگذاری نرسی

تاجگزاری نرسی

نرسی پسر شاپور یکم و فرمانروای ارمنستان در سال 294 .م بر بهرام سوم پسر بهرام دوم و نوه بهرام اول (یعنی پسر برادرزاده خود) شورید و تاج و تخت ایران را بدست آورد.این نقش صخره ای بسیار مشهور،تاجگذاری نرسی رانشان می دهد.حلقه دیهیم دار شاهی میان او و نقش زنی تاجدار قرارداردو مانند آنست که نرسی آنرا از دست ان بانو می گیرد .بانوی مذکور در سمت راست ایستاده است .موهای مجعدش در بالای تاج کنگره داری آراسته گشته است و لباس بلند و آویزانش با کمربند ی بسته شده و با دکمه ای روی سینه اش و زیر گردنبندی گوهر نشان استوار گریده است .پادشاه تاج گوی مانند ی دارد که در سطحی بالاتر از تاج الهه حجاری شده است و این امر برتری شان او را بر بانوی تاجدار می نماید .پادشاه پیراهنی آراسته بر روی شلوار چین دار خود پوشیده است وزینت آلات و تاج و لباس و نوارهای افشان او دراین شاهکار هنری جلوه گر می باشد .در پشت سر شاه بزرگ زاده ای ایستاده است که انگشت سبابه دست راست خود را به رسم آنروز به ادای احترام بالا نگاه داشته است .

نبرد اسب سواران

نبرد اسب سواران

پایین آرامگاه « داریوش بزرگ» دو نقش ساسانی یکی بالای دیگری کنده شده است که هر دو نبرد اسب سواران را نشان می­دهند.
در این نقش­ها بهرام دوم (298 – 276 میلادی) در حال نبرد است و سوار بر اسب ، چهار نعل با نیزه به سوی دشمن حمله می­كند و نیزه­ی دشمن شكسته است. پارچه­ی زین (برگستوان) اسب با لگام در اطراف گردن اسب جمع شده و
یك تیردان بلند نیز نزدیك پای راست شاه بسته شده است. اسب بهرام فرد سالمندی را با کلاه رومی را كه در صحنه­ی جنگ به خاك افتاده ، با پا لگدكوب كرده است.

دو نقش نبرد اسب سواران

دونقش نبرد

این دو نقش در پایین آرامگاه « اردشیر اول » هخامنشی می­باشد و شبیه نقش قبلی نبر اسب سواران هستند.
نقش بالایی ، « آذر نرسه » یا « شاپور ذوالاكتاف » ، را نشان می­دهد که  البته نقش­ها تقریبا محو شده­اند. نقش زیرین نیز ، « هرمزد دوم » یا « بهرام چهارم » است و صحنه­ی پیروزی این پادشاه را بر دشمن نشان می­دهد. در این نقش برجسته ، هرمزد با اسب ، چهار نعل بر دشمن خود تاخته و اسب او را سرنگون كرده است ، دشمن دارای ریشی بریده است و كلاه خود بر سر دارد.

بهرام دوم و درباریان

این نقش سمت راست یادمان تاج‌گذاری اردشیر اول قرار گرفته و بر روی نقش برجسته دیگری قرار دارد که احتمالاً مربوط به عیلامیان است. در این نقش بهرام دوم و همراهان او نقش بسته‌اند و بجز شاه بقیه به حالت نیم‌تنه حجاری شده‌اند

 

نقش نیمه کاره

نقش نیمه کاره

سمت راست آرامگاه داریوش بزرگ نقشی ناتمام قرار دارد که ظاهراً عملیات ساخت آن به دلیل حمله اعراب وحشی صفت و سقوط پادشاهی ساسانی نیمه‌کاره مانده است.

کعبه زرتشت

 كعبه زرتشت

بنايي با معماري خاص در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران و از روي ناداني نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند. زيرا كاربرد آن را نمي دانستند. از آن جا كه فكر مي كردند هر ديني مي بايست براي خود بتكده يا مركزيتي براي خود داشته باشد با ميل خود گفتند حتمن اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است (نمي دانستند زرتشتيان مادي پرست نيستند و چيزي ساخت دست بشر را نمي پرستند).


عرب هاي آن زمان نادان و كورفكر بودند، چرا تا به امروز (قرن بيست و يكم ميلادي) كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده است؟

خوشبختانه پژوهشگر «رضا مرادي غياث آبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقي هاي ايران» توسط انتشارات نويد شيراز به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.



تا كنون كاربرد اين بنا را چنين حدث مي زدند: محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي _ محل گنجينه دربار _ آتشكده _ معبد _ نامعلوم و...


اما غياث آبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفته ترين، دقيق ترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان مي تواند باشد. در صورتي كه تا قبل از اين بنا «چارطاقي ها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوه اي بسيار ساده اما دقيق و حرفه يي بر عهده داشتند. تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط مي توانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و يا حتي با سال خورشيدي تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند كه زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي توانستند بسياري از مناسبت ها و جشن هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.


بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده و خوشبختانه تعدادي هم به طور كاملن سالم از گزند متعصبان به در مانده و خوشبختانه براي ما و نسل هاي بعدي باقي مانده اند، مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»


خوشبختانه بناي كعبه زرتشت با آن كه تقريبن سالم باقي مانده ولي شوربختانه در حاشيه گزند سد سيوند قرار دارد! و باز هم شوربختانه جزئ ميراث جهاني سازمان ملل به ثبت نرسيده! و باز هم شوربختانه جمهوري اسلامي اين بنا را اصلن جزئ بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! و باز هم شوربختانه با كشف اين راز ، هيچ گونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!اين بنا تا كنون بر سر پاي خود ثابت و سالم و محكم مانده و گرنه كسي از آن محافظت نكرده، همانند بسياري از بناهاي باارزش ديگر تاريخ ايران باستان!!!



آري، اين يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه مي بايست سازندگان آن از بسياري از نكات علمي جغرافيايي و نجومي و سال كبيسه و انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد و تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي و مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي مي داشتند و يا حتا اطلاعاتي كه امروزه خيلي از انسان هاي پرادعا از وجود آن بي خبرند و دوباره بايد آن را كشف كنند (مانند گرد بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد يا برعكس) و به نام خودشان ثبت كنند!!!

اگر علمشان امروزه پيشرفته است و راست مي گويند، مشابه چنين بنايي را بسازند!


         «آن افراد كساني نبودند جز دانشمندان و هنرمندان ايران باستان»

کتیبه های کعبه زرتشت

1- من مزدیسن،بغ شاپور،شاهنشاه ایران و انیران که چهر(نژاد)از ایزدان،پور مزدیسن،بغ اردشیر شاهنشاه ایران که چهر از ایزدان پورِ پور(نوه)بغ بابک شاه]است[.خداوندگار ایران شهرم و]این[ شهرها(کشورها) را دارم:

پارس،پارت،خوزستان،میشان،آسورستان،اربایستان،آتورپاتکان،ارمنستان

                         

2- وروچان،سیکان،اران،بلاسگان تا فراز به کوهِ کاف(=قاف) و ]به[ در(=حدود)آرانان و به همه ]حدود[ کوهِ پریشخوار،ماد،گرگان،مرو،هرات و همه ابر شهر:کرمان،سکستان،توران،مکران،پارتان،هندوستان،کوشان شهر تا فراز به پیشاور و تا به کاش(=کاشغر)،سغد و چاچستان........]تا ساحل[ دریا]یعنی[مزون شهر.ومن گرفتم پیروز شاپور نامی.....و من گرفتم

 

3- هرمزد اردشیر نامی/نام را.و این همه شهر(کشور) و شهریار و والیان،همگی برای ما به باج و بندگی ایستادند.و هنگامی که نخست من بر شهر (کشور)ایستادم(=پادشاه شدم)،گردیانوسِ قیصر از همه شهر"روم"،"گُت" و "ژرمن" سپاه جمع کرد واز ]سوی[ آسورستان به سوی ایرانشهر و ما آمد. و در مرز آسورستان جنگی در "مشیک"جنگ بزرگی بود(=درگرفت)گردیانوسِ

4-  قیصر کشته شد،سپاه رومیان از بین رفت و رومیان "فیلیپوس" را قیصر کردند و فیلیپوسِ قیصر به نمسته(=التماس و شفاعت)به سوی ما آمد و برای خون بها پانصد هزار دینار داد(پرداخت)]و[ به باج ایستاد(=باج گذار شد)و ما از این رو مشیک را "پیروز شاپور"نام کردیم(=نهادیم).

و قیصر دوباره دروغید،در ارمنستان گناه کرد و ما به شهر(=کشور) روم یورش کردیم و سپاه شصت هزار نفری رومیان را در"بیبالیش"

 

5-زدیم(نابود کردیم) و شهر(=کشور)سوریه و آنچه که در بالای شهر سوریه بود همه را آذر بیز(سوزانده)،ویران و نابود کردیم.وگرفتیم(=فتح کردیم)تنها در این نبرد از شهر(=کشور)رومیان: دژ و شهرستان "آناث"را با ناحیه های اطراف آن،دژ"اروپن" با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیبالیش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان منبوگ

 

6- با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حلب با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کنشرا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آپومیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان رنیپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زوما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان گُندُروس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارمیناژ با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انطاکیه

 

7-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کیروس با ناحیه های اطراف آن،دیگر شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان اسکندریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نیکوپولیس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سزار با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارستون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دیکور با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دورا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دولیخ با ناحیه های

 

8-اطراف آن،شهرستان کرکسیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ژرمانیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بتنان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان خانر با ناحیه های اطراف آن.اندر کاپادوکیه:شهرستان سَتَل با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دومان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارنگلیا، با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سوش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان شود با ناحیه های اطراف آن،شهرستان فرات با ناحیه های اطراف آن.

 

9-بر روی هم سی و هفت شهرستان با ناحیه های اطراف آن.سومین بار،هنگامی که ما به حرّان و الرّها حمله کردیم و حرّان و الرّها را محاصره کردیم،والریانوس قیصر به پذیره ما آمد و با ]او[ بود از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین ریشیا،از سرزمین نیرکوس،از سرزمین داکیا،از سرزمین پندانیا،از سرزمین میسیا،از سرزمین آستاریا،از سرزمین اسپانیا،از سرزمین افریقا،از سرزمین تراکیا،

 

10-از سرزمین بوتنیا،از سرزمین آسیا،از سرزمین پامپیا،از سرزمین آسوریا،از سرزمین لوکونیا،از سرزمین گلاتینا،از سرزمین لوکیا ،از سرزمین کیلیکیه،از سرزمین کاپادوکیه،از سرزمین فریگیا،از سرزمین سوریه،از سرزمین فنیقیه،از سرزمین یهودیا،از سرزمین ارابیا،از سرزمین مورن،از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین روتاس،از سرزمین اسنیوس.

 

11-از سرزمین میان رودان،سپاهی هفتاد هزار]نفر[.و در آن سوی حرّان و الرّها حمله بزرگی بر والریانوس قیصر بود(=شد) و والریانوس قیصر را،خودم،با دست های خویش دستگیر کردم و سایر حاکمان،سناتوران،و فرماند]هانی[ که در سر(=رأس) آن سپاه بود،همه را دستگیر کردم و به پارس هدایت کردم(=آوردم)و سرزمین سوریه،کیلیکیه و سرزمین کاپادوکیه را

 

12-آذر بیز(سوزانده)،ویران و غارت کردم.و گرفتم این بار از رومیان،سرزمین اسکندریه و شهرستان کتسیوس با ناحیه های اطراف آن،شهر شمشات با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کرترای با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایگا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ماماسیتا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان مالوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آدانا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ترسوس

 

13-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زفیرون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سپستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کورکوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انزرپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کاستاپلا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نرینیاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان پلاویاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان تودینا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان قیصریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کومانادیا

 

15-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کوپستریا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سباستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیرت با ناحیه های اطراف آن،شهرستان راکوندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان لارندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایکوندیا با ناحیه های اطراف آن،همه شهرستان ها با ناحیه های اطراف آن سی و شش.و از مردمان سرزمین(=کشور)روم]و[از انیران

 

16-آورده شده(=به عنوان اسیر آورده شد)اندر ایران شهر،اندر پارس،پارت،خوزستان،آسورستان و دیگر سرزمین(=استان)به سرزمینی که از آنِ ما و پدر و نیاکان و پیشینیان]ما[بود،آنجا برقرار کردیم(=در آن جاها سکنی دادیم).و ما سرزمین های بسیار دیگری را خواستیم]و[بسیار نام(=آوازه)و نیوی(=دلیری)کردیم که اینجا ننوشتیم.اما آن چند(=مقداری)از کرده هارا فرمان دادیم نوشتن(=بنویسند)تا کسی که پس از]ما[خواهد بود.

 

17-این نیکنامی]کرده ها[ و نیوی و خداوندگاری ما را بشناسد.و پیش از آنکه ایزدان آنگونه سرزمین ها را به ما بدهند(=ارزانی دارند)و با پشتی(=پشتیبانی)ایزدان این چند کشور را بخواهیم و بداریم،این چنین ما در کشور بسیار آذر بهرام نشانیدیم و بسیار مغ مردان را کرفه کردیم و ایزدان را نیایش های بزرگ کردیم و اینجا،در کتیبه نوشتیم:یک آتشی معروف به شاپور

 

18- نام برای]آمرزش[روان و نیکنامیمان،آتشی معروف به آذر-آناهید نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی دخترمان آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،آتشی معروف به هرمزد-اردشیر نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی هرمزد-اردشیر،پسرمان،بزرگ شاه ارمنیان،آتشی معروف به شاپور نام برای ]آمرزش[روان و نیکنامی شاپور،پسرمان،شاه میشان

 

19- آتشی معروف به نرسه نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی آزاده مزدیسن،نرسه،پسرمان،شاه هند]و[سکستان و توران تا ساحل دریا]برپا کردیم[.و آنچه را که بدین آذران ارزانی می داریم و آنچه از آیین ها که برپا داشتیم،هم چنین همه را بر این سند نوشتیم و از آن روی هزار بره را که افزون بر آیین بود و ما اینها را به آذران پیشکش کردیم،ما فرمان می دهیم که اینگونه کرده شود برای]آمرزش[ روان ما روز

 

20- به روز(=روزانه)یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب،برای ]آمرزش[روان ساسان خدای و بابک شاه و شاپور شاهِ بابکان و اردشیر شاهنشاه،خورانزیم شهبانو،آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،شهبانوی دینی،بهرام گیلان شاه،شاپور شاهِ میشان.هرمزد-اردشیر شاه بزرگ ارمنیان،نرسه سکان شاه،شاپور-دختک

 

21- شهبانوی سکاها،چشمک بانو،شهزاده پیروز،مردود بانو،مادر شاپور شاهنشاه،شهزاده نرسه،رود-دخت شهزاده،دختر انوشک،وراز-دخت،دختر خورانزیم،شهبانوی استخر یاد و هرمزدک،پسر شاه ارمنیان،هرمزد و هرمزدک،اوتابخت و بهرام،شاپور پیروز پسر]ان[ شاه میشان،شاپور-دختک،دختر شاه میشان و

 

22- هرمزد-دختک دخر سکان شاه]هرکدام[یک بره ،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب.

و از بره]هایی[ که آنجا باقی می ماند،تا هرزمان که طول بکشد،برای]آمرزش[روان کسانی که ما فرمودیم روانشان ستوده شود و اینجا نوشته شد:برای کسانی که در زمان خداوندگاری بابک شاه بودند:ساسان ارنوکان،فردکِ فردکان،بهرام بادِ هورکان،اسپورکِ اسپورکان،پوهرکِ مرتینکان،زیک در باربد

 

23- شاپور بیژنکان،شاپور مهروزینکان.برای کسانی که در زمان خداوندگاری اردشیر شاهنشاه بودند:ساترپ،ابرنیک شاه،اردشیر،شاهِ مرو،اردشیر شاهِ کرمان،اردشیر سکان شاه،دینیک،مادر بابکِ شاه،رودک مادر اردشیر شاهنشاه،دینیک بابکان،شهبانوی شهبانوها،اردشیر بیدخش،بابک هزارپت،دیهینِ وراز،ساسانِ سورن،ساسان اندیکان خدای،پیروزِ کارن

 

24- گوکِ کارن،ابرسامِ اردشیر فر،گیلمان دماوندی(=از دماوند)،رخش سپهبد،ماردِ دبیربد،بابک درباربد(رئیس تشریفات)،پاشهرِ ویسپورکان،ویفردِ فردکان،مهرخواست بریسکان،هوم فریاد مایگان بِد(=رئیس بایگانی)،دَرَن زین بد(رئیس اسلحه خانه)،شهرک دادور(=قاضی)،وردن آخور بد،مهرگ توسرکان،زیک زبرکان،سکپوس نخچیر بد،هوتوک آذوقه بد(=رئیس آذوقه)زاهین می دار.کسانی که برای(=در زمان)خداوندگاری ما بودند:اردشیر شاهِ ادیابن،اردشیر

 

25- شاه ِ کرمان،دینیک شهبانوی میشان،دستگرد شاپور،همزاسپ شاه وروچان،شاهزاده ولخشِ بابکان،شاهزاده ساسان که به وسیه فردکان نگهداری می شد(=پرورش یافته بود)،دیگر(=هم چنین)شاهزاده ساسان که به وسیله فردکان کدوگان نگهداری می شد،شاهزاده نرسه پیروز کان،شاهزاده نرسه شاپورگان،شاپور بیدخش،بابک هزارپت،پیروز اسب بد،اردشیرِ وراز،اردشیرِ سورن،نرسه اندیکان

 

26- خدای،اردشیرِ کارن،بهنام فرماندار،پریاک ساتراپ وه-اندیوک-شاپور،سریتود شاهموست،اردشیرِ اردشیر هشنوم،پاشهرِ تهم شاپور،اردشیر ساتراپ گودمان،چشمکِ نیوشاپور،بهنام شاپور هشنوم،تیر مهر دژبان شهرکَرد،زیک درباربد،اردوان دماوندی(=از دماوند)،گندفر آبکان رزمجوی و پاپیش،

 

27- پیروز-شاپور شنبیدکان،وارزن ساتراپ جی،کردسروِ بیدخش،بابک ویسپورکان،ولخش سلوکان،یزدبد،اندرزبد(=رای زن)شهبانوها،بابک سپسیردار،نرسه ساتراپ رند،تیانک ساتراپ همدان،وردبدپریستاگ بد،جود مرد رستکان،اردشیر بی فردکان،ابرسام-شاپور دریگان بد(=رئیس دربار)،نرسه بردکان،شاپور نرسکان،نرسه

 

28- آذوقه بد،هرمزد دبیر بد،نادوک زندانبان،بابک دربد(=دربان بد)،پاسپردِ پاسپردکان،آبداخش دژبدکان،کرتیر هیربد،رستگ،ساتراپِ وه اردشیر،اردشیر بیدخشان،مهر-خواست گنجور،شاپور فرماندار،ارشتادِ مهران،دبیرنامه ها،ساسانِ شبستان(=خواجه)ساسانکان،ویرایِ بازاربد(=رئیس بازاریان)،اردشیر ساتراپ نیریز،بغداد وردپتیکان(=گُلبدان)کرتیرِ اردوان،زروان دادبندگان

 

29- وینار ساسانکان،مانزکِ شبستان(=خواجه)،ساسانِ دادور(=قاضی)،وردن ناش پتکان،وردک(=گُلک)ورازبد(=گُرازبان)هریک،یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب.اکنون همان گونه که ما بر امور و کارهای ایزدان می کوشیم و ایزدان دستگردیم(=دستگرد ایزدان هستیم) و به یاری ایزدان این چند شهر(=سرزمین)را خواستیم و گرفتیم،نیکنامی و نیوی(=دلیری)کردیم،آن کسی که پس از ما خواهد بود و فرهمند بُود او چنان که بر امور و

 

30- کارهای ایزدان بکوشد.پس ایزدان او را یاور باشند و دستگرد کنند.این دست نبشته(=کتیبه)من هرمزدِ دبیر،پسر شیلکِ دبیر]است[.

 

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >جمعه 24 مهر1388|
شهر استخر

 

شهر استخر

شهراستخر مانند هگمتانه و شوش و ري ، يكي از شهرهاي معمور و مهم ادوار باستاني و بزرگترين و با شكوهترين و پر جمعيت ترين شهرهاي پارس بوده ، كه از حدود پنج شش سده پيش از ميلاد ، يعني از زمان شاهنشاهي هخامنشي تا سدة دهم ميلادي ( چهارم هجري ) داير و آباد و مركز بازرگاني و سياست و حكومت پادشاهان و امراي محلي پارس ، و جايگاه موبدان و دبيران و دستوران دين زرتشتي بوده است . ويرانه‌هاي گسترده آن در هفت كيلومتري شمال تخت جمشید، كنار چپ راه شيراز به اصفهان قرار گرفته ، و نمودار شكوه ديرينه‌اي ميباشد ، كه سه شاهنشاهي بزرگ هخامنشي و اشكاني و ساساني بآن داده بود . آثار دروازه سنگي آن سوي راست راه شيراز به اصفهان هنوز بر جاي مانده ، و مانده‌هاي كاخ ويران شده‌اش با ستونها و سر ستونهائي كه در گوشه و كنار پراكنده است ، نمودار عظمت دوران آباديش ميباشد .

از تاريخ بناي اين شهر كه چه زماني داير گرديده ، آگاهي درستي در دست نيست . زيرا نبشته و آثاري كه تاريخ آنرا از پيش از دوره هخامنشي تعيين نمايد ديده نشده ، و آثاري هم كه در خلال كاوشها بدست آمده ، بيشتر مربوط به عهد هخامنشي و ساساني و سده‌هاي نخستين اسلامي ميباشد . ولي وجود آب فراوان رودخانه پلوار و زمينهاي گسترده حاصلخيز پيرامون آن ، مينماياند كه از دوران كهن ، جايگاه مردمی بوده كه در اين ديار ميزيسته ، و آبادي بزرگي را تشكيل داده بودند .

آنچه ميتوان گفت اينست كه شهر باستاني استخر در زمان فرمانروائي شهرياران هخامنشي آباد و پر جمعيت و شهر منسوب به پايتخت ( تخت جمشيد ) بوده ، و مردم زيادي در آنجا ميزيسته ، و محل بازرگاني و كشاورزي و داد و ستد و مقر خاندانهاي كهن و سرشناس و برگزيده زمان بوده است .

گسترش شهر را تاريخ نويسان قديم از (( جلو در )) تا (( جلوگير )) يعني پهناي تمام جلگه مرودشت دانسته ، اما چيزي كه فعلا” معين و مشهود است ، حدود اين شهر از خاور ، تا نزديكيهاي روستاي سيدان و فاروق ، و از باختر به روستاي زنگي آباد ، و جنوب و شمال آن نيز كوههاي تخت جمشيد ( كوه رحمت ) و نقش رستم ( كوه حاجي آباد ) بوده است . رودخانه سيوند ( همان پلوار ) كه اكنون اين نواحي را سيراب ميسازد ، از شمال باختري شهر استخر روان است ، و زمينهاي اطراف آنرا سيراب و سرسبز و پر كشت و پر درخت ساخته بود .

استخر را تخت طاوس هم ميگويند .

پس از آتش سوزي و ويراني تخت جمشيد و برچيده شدن شاهنشاهي هخامنشي ، اين شهر تا چندي رونق و اهميت خود را از دست داد....
نخستين باري كه نيروي اسلام بر اين شهر تاخت سال 18 ه . ق در زمان خلافت عمر بود . در اين سال سپاهيان تازي به سركردگي (( عثمان بن ابي العاص )) پس از گشودن ناحیه  شاپور و اردشير خوره (( فيروزآباد )) و دارابگرد ، بسوي اين شهر آمدند . فرماندار استخر (( هيربد )) داماد يزدگرد سوم كه پيش از آن نيز در پارس بوده ، و در يكي دو نبرد با تازيان دست و پنجه نرم كرده بود ، با در پيش گرفتن رويه مسالمت آميز و پذيرش شرائط صلح و تعهد پرداخت باج و خراج ، موقتا” شهر را از ويراني و تاراج و كشتار نيروي مهاجم در امان نگاهداشت . ولي تسليم و پرداخت باج بر مردمان خونگرم پارسي كه چندين سده فرمانرواي جهان بوده‌اند ، سخت ناگوار و گران بود و چندي نپائيد كه از فرمانبرداري امراي تازي سر پيچيدند . ازاين رو در سال 29 ه . ق (( عبدالله بن عامر )) سردار ديگر عرب پس از خوابانيدن شورش شهر گور ( فيروزآباد ) بسوي استخر شتافت . ساكنان شهر سخت پايداري كردند و رشادتها بروز دادند تا مگر تسليم سردار تازي نشوند ، ولي سرانجام او با قهر و غلبه شهر را گشود و كشت و كشتار وحشتناکی نمود...
استخر در اثر شورشهاي پي در پي و نرفتن زير بار امرا و سرداران تازي و جنگهاي خونين كه در آنجا روي داد ، كم كم رو به ويراني رفت تا در سال 74 ه .ق كه محمدبن يوسف ثقفي برادر حجاج شهر شيراز را گسترش داد و پايگاه خود قرار داد ، ديگر استخر از آن اهميت و مركزيت و آباداني خود افتاد و گروهي از ساكنان آنجا بسوي شهر شيراز رفتند . دروازه اصفهان كنوني شيراز تا چند سده بنام دروازه استخر ناميده ميشد ، يعني دروازه‌اي كه بسوي شهر استخر ميرفته‌اند .

شهر استخر پيوسته رو بويراني و ركود ميرفت تا سرانجام بطوريكه نوشته‌اند در سال 436 ه . ق محي الدين ابوكاليجار بويهي شهر را بكلي ويران و ساكنان آنجا را بشيراز كوچانيد و از آن پس اين شهر مقدس و بزرگ پارس و بانوي شهرهاي ايران پس از پانزده سده شكوه و جلال ، و شاهد بزرگيها و تاجگذاريها و جشنها و شاديها و نبردها و دگرگونيهاي مهم تاريخي ، بطوري ويران گرديد كه ديگر روي آبادي نديد و از زير خروارها خاك گذشت  ...

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد


 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >جمعه 20 شهریور1388|
سپندارمز . روز عشق روز مادر در ایران باستان

روز مادر و عشق

خدای بزرگ است اهورامزدا ، که این زمین را آفرید ، که آن آسمان را آفرید ، که انسان را آفرید  که شادی را برای انسان آفرید........

با یاری یکدیگر ۲۹ بهمن جشن سپندارمز روز عشق و روز مادر را جایگزین جشن والنتاین خواهیم کرد

در فرهنگ ایرانی همه روز های سال فرخنده است . همه روز های سال روز زن است . همه روز های سال روز مرد است . به دیگر سخن، همه روز های سال روز گرامیداشت فروزه های نیکوی انسانی است.
یکی از این جشن های فرخنده که نیاکان ما با شور و شوقی ویژه برپا می ساخته اند « سپندار جشن » یا « اسفندگان » بود. سپندار جشن یا جشن اسفندگان متعلق به فروزه پاک و جاوید « سپنتا آرمئیتی » یا « سپندارمز » یا « اسفند » می باشد . این جشن فرخنده در روز « اسفند » از ماه « اسفند » یا پنجمین روز از دوازدهمین ماه سال برگزار می شد. که امروزه بنا به دگرگونیهایی که در گاهشماری اوستایی صورت گرفته این جشن در 29 بهمن ماه برگزار می شود.
سپنتا آرمئیتی یکی از صفات یا فروزه های
اهورامزداست و نماد ایمان ، فداکاری ، اندیشه رسا ، فروتنی ، بردباری ، وفاداری ، مهر و محبت و حامی زنان نیک و پارساست.
سپندارمز روز همه زنان و عاشقان ایرانی است . پس اگر می بینیم که در فرهنگ ایرانی اصراری نیست تا این روز را « روز مادر » بنامند به این خاطر است که در فرهنگ ایرانی زن بودن یک ارزش است و بارور شدن و مادر بودن یک موهبت است و بس.
روزی است که نسخه اش را بیگانگان برای زن ایرانی ننوشته اند. ما باید بر خود ببالیم که هزاره ها پیش تر از ملل به اصطلاح متمدن امروزی نیاکانمان روزی را برای ارج نهادن به جایگاه زن در جامعه برگزیده اند.
امروز زنان ایرانی بر خود می بالند از این که در سرزمینی زندگی می کنند که شیر زنانی چون
دغدو ، پوروچیستا ، روشنک ، پانته آ ، آرتمیس ، کاساندان ، پروشات ، ماندانا ، آتوسا ، شهرناز ، ارنواز ، فرانک ، سیندخت ، رودابه ، تهمینه ، گردآفرید ، فرنگیس ، منیژه ، بانو گشسب ، سمن ناز ، استر ، ویس ، کتایون ، همای ، پوراندخت ، آزرمیدخت ، گردویه ، شیرین ، خرمک ، رابعه قزداری ، زرین تاج ، قمر الملوک وزیری ، درة المعالی ، شهناز رشدیه ، سیمین بهبهانی ، سیمین دانشور ، پروین اعتصامی ، فروغ فرخزاد ، توران شهریاری ، پروانه اسکندری ، زیبا کاظمی و بسیاری دیگر از زنان نام آور و مبارز را در خود پرورانده است .
باشد که ادامه دهندگان راه آنها باشیم..

جشن سپندارمز امشاسپند مينوی مهر پاک و عشق مادری و دوستی جهان گستر و فروتنی و بردباری و سود رسانی و آبادانی زمين بر ايرانيان به ويژه بانوان دلسوز و فداکار اين سرزمين اهورايی خجسته باد..

روزت مبارک مادر

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >دوشنبه 21 بهمن1387|
آرامگاه حافظ - حافظیه - حافظ شیرازی

آرامگاه حافظ،حافظیه،آرامگاه حافظ شیرازی،مقبره حافظ،خاک مصلی،لسان الغیب،خواجه محمد حافظ شیرازی

آرامگاه حافظ شیرازی

آرامگاه حافظ در شمال شهر شیراز ، آرامگاه شاعر بزرگ قرن 8 ه.ق خواجه شمس الدین محمد حافظ معروف به لسان الغیب است که کمی پایین‌تر از دروازه قران یا خواجوی کرمانی، در قبرستان کهن و معروف شیراز به نام خاک مصلی قرار دارد و مساحت آن ۱۹۱۱۶ متر مربع است. ۶۵ سال پس از درگذشت حافظ، در ۵۵۷ سال پیش، شخصی به نام شمس الدین محمد یغمایی وزیر حاکم فارس، برای اولین بار ساختمانی گنبدی شکل را بر بالای آرامگاه حافظ بنا کرد و در جلو این ساختمان، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن‌آباد پر می‌شد. این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری و در زمان حکومت شاه عباس صفوی، و دیگر بار ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ به دستور نادر شاه افشار مرمت شد. در زمان پادشاهی کریم خان زند - کریم خان بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود،شامل تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه و بلند و باغی بزرگ در جلو آن ساخت و بر مزارش سنگ مرمری نهاد که امروز نیز باقی است.

در سمت شرقی آرامگاه، دیواری بلند است که پشت آن آرامگاه‌های خصوصی خانوادهٔ فربد و آرامگاه معدل ( محل کنونی دفتر انجمن دوستداران حافظ) واقع شده است. بر پیشانی این دیوار غزل زیر نقش بسته است:

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

و دو غزل از حافظ بر آن نوشته شده است :

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

و

ای دل! غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش
 

بعد از عمارتی که کریم خان زند بر آرامگاه حافظ ساخت، در طول یکصد و شصت سال بی مهری قاجار بر این گور، و با وجود تعمیرات متعددی که به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت، آرامگاه به کلی تخریب شد و تنها حصاری توسط افراد نیکوکار به دور آن کشیده شد. در سال ۱۳۱۵ به کوشش علی اصغر حکمت بنای کنونی با بهره‌گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمانهای حافظیه توسط آندره گدار فرانسوی طراحی شد و به اجرا در آمد.

آرامگاه حافظ شیرازی



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 5 بهمن1387|
برج کاووس - برج قابوس - گنبد کاووس

برج قابوس،گنبد کاووس،گنبد قابوس،قابوس بن وشمگیر،برج قابوس کجاست،گنبدکاووس در کجا قرار دارد،سازنده برج قابوس کیست

 گنبد قابوس - برج قابوس - گنبد کاووس

گنبد کاووس یا گنبد قابوس یک بنای تاریخی متعلق به بیش از هزار سال پیش است که در گنبد کاووس، در استان گلستان واقع شده است. این بنای سرشناس بلندترین بنای آجری جهان و یکی از بلندترین آثار تاریخی به‌شمار می‌‌آید که بر فراز تپه خاکی به بلندی ۱۵ متر قرار دارد . این بنا در سال ۳۷۵ هجری خورشیدی  و در زمان پادشاهی شمس المعالی قابوس بن وشمگیر و در شهر جرجان که پایتخت پادشاهان آن دیار بوده، بنا گردیده است.

پروفسور آرتور پوپ در مورد این بنا چنین نوشته است:

در زیر سمت شرق کوه های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای ساخت وساز ایران با تمام بزرگی خود قد بر افراشته است. این بنا گنبد قابوس آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌‌باشد و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین بزرگ وجود دارد.

 

گنبد قابوس شامل 2 قسمت است:

پی یا پای بست بنا و بدنه

گنبد مخروطی

پی سازی بنا از زمین سفت شروع و تا بلندی حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته که پا کار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر کاوشهای پیاپی کاوشگران که در پی گنج بوده‌اند آثاری از کف آن بر جای نمانده است. بدنه گرد خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترک (دندانه نود درجه) می‌‌باشد (همانند ستاره ده پر) این ترکها که در اطراف آن و به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند، از پای بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه می‌‌یابد و میان این ترکها با کوهه‌ای آجری پر شده است. به جز در ورودی) راس این ترکها به اندازه ۱٫۳۴ متر از یکدیگر فاصله دارند. قطر داخلی گنبد به طول ۹ متر و ۷۰ سانتی متر و قطر آن از قاعده ترکها بطول ۱۴ متر و ۶۶ سانتی متر و طول قطر آن از رأس ترکها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن ۱۷ متر و ۶ سانتی متر می‌‌باشد ضخامت میل از پایین به بالا کرنش کمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تکمیل می‌‌کند.

گنبد کاووس - برج قابوس

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده است دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجر معمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است در بدنه شرقی روزنه‌ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است. در ضلع جنوبی آن یک ورودی می‌‌باشد که 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر می‌‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌‌باشد که بتدریج تکمیل شده است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیز در بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته است: بالای در، داخل هلال مدخل گیلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی می‌‌باشد و این یکی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده است  در ردیف کتیبه کوفی بصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده است که یک ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا می‌‌باشد و حاشیه دور آنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر .

متن کتیبه‌های سازه به فارسی چنین است:

به نام خداوند بخشنده مهربان

این است کاخ باشکوه

امیر شمس معالی

امیر پسر امیر

قابوس فرزند وُشمگیر

فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش

سال سیصد و نود و هفت قمری

و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی) 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >چهارشنبه 25 دی1387|
آرامگاه فردوسی توسی _ فردوسی بزرگ

شاهنامه فردوسی،آرامگاه فردوسی توسی،قبر فردوسی کجاست،آرامگاه فردوسی کجاست،ساخت آرامگاه فردوسی،توس مشهد،حکیم ابوالقاسم فردوسی،آرامگاه فردوسی کی ساخته شده،

آرامگاه فردوسی بزرگ

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بزرگترین سراینده ایران و یکی از بزرگترین سراینده های جهان است که کتاب شاهنامه از او میباشد ...کتاب شاهنامه به چندین زبان مختلف در دنیا ترجمه شده است...

فردوسی در حدود سال ۳۱۹ خورشیدی  در روستای باژ در ناحیه توس خراسان زاده شد...

در مقدمه بایسنغری زمان مرگ فردوسی بزرگ  ۴۰۳ خورشیدی نوشته شده است که نخستین منبع در مورد زمان مرگ ایشان است . اما  این مقدمه امروزه نامعتبر شناخته شده است . دکتر محمدامین ریاحی، با توجه به اشاره‌هایی که فردوسی به سن و ناتوانی خود و آثار پیری کرده‌است، نتیجه گرفته‌است فردوسی حتماً قبل از سال ۳۹۸ مرده‌ است.

پس از مرگ فردوسی بزرگ یکی از مسلمانان متعصب آن دوره به نام شیخ ابوالقاسم کرکانی اجازه دفن ایشان را نداد و حتی بر جنازه ایشان نماز نخواند به همین خاطر جنازه فردوسی بزرگ را در باغ خودش در توس دفن کردند...

از فصيحي خوافي نقل است كه وقتي فردوسي درگذشت،او را در باغ خودش دفن كردند.همه مردم در اندوه غوطه ور بودند،اما امام شهر،ابوالقاسم کرکاني  به نماز و جنازه حاضر نشد و گفت كه او به مدح گبران و آتش پرستان و اسمار(داستانها)به لايطال عمر گذرانيد.بر چنين كس نماز نكنم.چون شب درآمد،شيخ بهشت را در خواب ديد و قصري به عظمت در نظر او آمدبه آنجا درشد،سريري از ياقوت ديد فردوسي بر آنجا نشسته تاجي بر سر و دواجي در بر،شيخ از خجلت خواست كه بازگردد،فردوسي برخاست و سلام كرد و گفت اي شيخ اگر تو بر من نماز نكردي،ايزد تعالي چندين هزار فرشته فرستاد تا بر من نماز كردند و اين مقام جزاي يك بيت به من دادند:

جهان را بلندي و پستي توئي

                                       ندانم چه اي هرچه هستي توئي

 

و عطار در اسرار نامه اين حكايت را به نظم در آورده و درين باره گفته است:

 

خطم دادند بر فردوس اعلي

                                     كه فردوسي به فردوس است اولي

خطاب آمد كه اي فردوسي پير

                                     اگر راندت زپيش آن طوسي پير

پذيرفتم منت تا خوش  بخفتي

                                     بدان يك بيت توحيدم كه گفتي

 آرامگاه فردوسی بزرگ

آرامگاه فردوسی در فاصله بیست کیلومتری شهر مشهد در شهر توس قرار دارد . در سال ۱۳۰۳ هم‌زمان با برپایی جشن هزاره فردوسی قرار شد تا آرامگاه فردوسی با تلاش انجمن آثار ملی ساخته شود. انجمن با جمع اوری اعانه از مردم کارهای آماده سازی برای ساخت بنایی در خور حکیم توس را آماده کرد. برای آغاز ساختمان باید محل دقیق آرامگاه فردوسی مشخص می‌شد. نخستین منبعی که از مدفن حکیم توس نام برده در چهار مقاله نظامی عروضی بوده که آن را جایی نزدیک، دروازه رزان توس در محل باغ خانوادگی او ذکر کرده بود.

در اردیبهشت سال ۱۳۰۵ ارباب کیخسرو شاهرخ برای تعیین مکان دقیق مدفن فردوسی راهی توس شد. با تحقیقات به عمل آمده مشخص شد باغ حاج میرزا علی قائم مقام نایب التولیه است. با همکاری مقامات استان سراسر باغ کاووش شد و در باغ تختگاهی یافتند که طولش شش متر و عرضش پنج متر بود و مدفن حکیم توس بود. نقشه بنا را به اصرار انجمن شبیه آرامگاه کوروش بزرگ توسط پروفسور هرتسفلد طراحی شد و مهندس کریم طاهرزاده بر آن نظارت کرد. معمار ساختمان نیز حسن لرزاده بود . مساحت ساختمان ۹۴۵ متر بود و بهترین سنگتراشان تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. بنای آرامگاه در مهر ۱۳۱۳ به مناسبت جشن هزاره فردوسی افتتاح شد. این بنا در سال ۱۳۴۸ گسترش یافت و باغ اطراف آن به همراه موزه کنارش ساخته شد.

از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۲۶۳ خورشیدی به دستور میرزا عبدالوهاب خان شیرازی والی خراسان محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب ‌رئیسش محد علی فروغی و سید حسین تقی زاده متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینهٔ این کار از مردم (بدون استفاده از بودجهٔ دولتی) که از۱۳۰۴ خورشیدی آغاز شد، و در۱۳۱۳ خورشیدی افتتاح شد. این آرامگاه به علت نشست در ۱۳۴۳ دوباره تخریب شد تا بازسازی شود که این کار در۱۳۴۷ پایان یافت.



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >یکشنبه 15 دی1387|
شهر باستانی هگمتانه - همدان

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

تپه هگمتانه

هِگمَتانه نام باستانی شهر همدان بود و معنایش «جای گرد آمدن مردمان».برخی هگمتانه را «دژ مادها» برگردان کرده اند.این شهر از نخستین شهرهای باستانی ایران امروزی است که ما از آن آگاهی داریم و همچنین پایتخت مادها بوده است.این نام را یونانیان اِکباتان می‌‌خواندند که یونانی شده هگمتانه است.هرودوت این شهر را ساخته دیااکو می‌‌داند و می‌‌گوید که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره‌ها بوده اند.
امروزه عموم باستان شناسان، تپهٔ باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را - که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است - بقایای ابنیهٔ کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌دانند. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتار می‌باشد، که با در نظر گرفتن بخش‌هایی که جزء محدودهٔ تپهٔ باستانی بوده، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز می‌رسد.

این تپهٔ بیضی شکل، در داخل محدودهٔ شهر فعلی همدان در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده‌است. «هگمتانه» یا «هنگمتانه» که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی «جا» و «متانه» به معنی «تجمع» است. این واژه در زبان یونان به صورت «اکباتانا» در آمده‌است و در کتیبه‌های عیلامی به صورت «آگ ماتونو» آمده‌است. برخی نیز معتقدند: «امدانه» یا «آمادای» که در کتیبه پلیسر پادشاه آشور آمده، به این محل اطلاق می‌شده‌است. «هگمتانه» در زبان ارمنی «اهمتان»، در زبان سریانی و پهلوی «اهمدان» و در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات «احتمانا» گفته شده‌است.

همچنین، سکه‌هایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها «اهمتان» قید شده‌است. نخستین اشارهٔ مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامهٔ بیست و چهارم سارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل از میلاد) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلاد) بوده‌است که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای» یا «آمادای» یاد کرده‌اند.



ساختار قلعه 
اسکلت انسانی در موزه هگمتانه که به همان شکل کشف شده نگهداری می‌شودروایات مورخین یونانی نیز حاکی است که این شهر در دورهٔ مادها  مدتها مرکز امپراتوری مادها بوده‌است و پس از انقراض آنها نیز به عنوان یکی از پایتخت‌های هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالاً محل خزانهٔ آنها) به شمار می‌رفته‌است. گفته‌های هردوت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد، مهم‌ترین ماخذ تاریخی در این مورد است. وی بنای اولیه این شهر را به «دایااکو» نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد (۷۲۸ قبل از میلاد). هردوت اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌داند.

دیگر مورخین یونانی چون پلی‌بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز دربارهٔ هگمتانه مطالبی جمع آوری کرده‌اند. دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی بزرگ و مستحکم، به صورت هفت قلعهٔ تو در تو، گرفت. به طوری که کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعهٔ هفتم قرار داشته باشند. دیااکو به تقلید از رنگ آمیزی قصرهای بابلی دستور داده بود، کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص در آورند.

به این ترتیب: رنگ کنگره‌های قلعه اول؛ سفید، دومی؛ سیاه، سومی؛ ارغوانی، چهارمی؛ آبی، پنجمی؛ نارنجی و کنگره در باروی داخلی؛ سیمین و زرین بودند. محیط بیرونی‌ترین دیوار قلعه، تقریباً به اندازهٔ حصار شهر آتن بوده‌است.

قصر شاهی، که در آخرین قلعهٔ درونی بر پا شده بود، دارای صدها اتاق بوده و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند. بنا به درخواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی را که در آن می‌زیسته‌اند، رها ساخته و پایتخت را مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهی، خانه‌های خود را بنا کردند.

پلی بیوس مورخ یونانی (۲۰۴ تا ۱۳۲ قبل از میلاد) می‌نویسد: «در دامان کوه اورنت، («اورنت» یا «اورانتس» = الوند)، شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت‌آوری قرار گرفته و قصر شاهی در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است. وضع ساختمانی، آرایش عجیب و تزئیناتی که در آن به کار رفته به نحوی بوده، که توصیف آن مبالغه‌آمیز به نظر می‌رسد. چوب‌هایی که در آن به مصرف رسیده، پوشیده از زر و سیم است. درها، ستون‌ها و رواقهای آن، با هزاران گونه کنده‌کاری و نقش و نگار آراسته شده‌اند. یک دیوار بی‌پیرایه و یک تیر عاری از زیور، در آن کاخ نیست. حتی کاشی‌هایی که زینت‌بخش «ازاره‌ها» و دیواره‌های درونی قصر است، با پوششی از آب نقره، سیم اندود گشته و همهٔ چوب‌ها از جنس سرو و کاج هستند.»

کنزیاس مورخ یونانی و پزشک معروف اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴ تا ۳۰۵ قبل از میلاد) می‌نویسد: ««سمیرامین» ملکهٔ آشور، پس از دیدن وضعیت شهر و موقعیت مناسب آن دستور داده، که برای او در آنجا کاخی بسازند و چون دیده‌است که در شهر نوساز کمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزینه‌ای گزاف، نهری ساخته و آب دریاچه‌ای را که در آن سوی کوه اورنت (الوند) است، به این شهر سرازیر نمایند.»


 دوران هخامنشیان


پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزیت نخستین را نیافت، ولی به جهت قرار گرفتن در مسیر راه شاهی، که پارسه (تخت جمشید) را به سارد متصل می‌کرد، به عنوان پایتخت تابستانی هخامنشیان مورد توجه خاص بود و از این رو آن را آباد کردند.
در زمانی که داریوش سوم با اسکندر مواجه می‌شود، هگمتانه به صورت ویرانه‌ای بوده‌است. ولی داریوش سوم بنا به پیشنهاد یاران خود، دستور می‌دهد در میانهٔ شهر، کوشکی بزرگ که آن را ساروق می‌نامیدند، بسازند. در این کوشک، سیصد مخفی‌گاه برای گنجینه‌ها و دارایی‌ها بر پا شد و برای آن هشت درب آهنین ساختند، که همه دو اشکوبی (دو لختی) و هر اشکوب، به بلندای دوازده گز بود.

از جمله ویژگیهای شهر باستانی هگمتانه، معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده، که در بین آثار باستانی به دست آمده کم‌سابقه‌است. آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکهٔ منظم و پیشرفتهٔ آب‌رسانی در شهر حکومتی مادها و پارت‌ها است. در فواصل بین کانالهای آب رسانی، معابری بر عرض ۵/۳ متر وجود داشته و کف این معابر، تماماً با آجرهای مربع شکل و منظمی، مفروش بوده‌است. تحقیقات نشان داده که در فواصل ۳۵ متری بین معابر، دو سری واحدهای ساختمانی قرار دارند، که هر کدام شامل یک حیاط مرکزی (هال) است، با اتاق‌ها و انبارهایی به صورت قرینه در گرداگرد آن. به شکلی که هر واحد ساختمانی، فضایی در حدود ۵/۱۷ * ۵/۱۷ متر را در بر می‌گیرد. معابر مذکور با عرض ۵/۳ متر و پی بندی آجری در بخش وسیعی از تپه گسترش داشته و جهت شمال شرقی به جنوب غربی دارند.

در طی ۱۰ فصل حفاری انجام شده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۸، که حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع از بقایای این شهر مورد کاوش قرار گرفت، یکی از کهن‌ترین دوره‌های تمدّن بشری نمایان شده‌است. همچنین یک حصار طولانی به ارتفاع ۹ متر و دو برج عظیم و کم‌نظیر در درون آن کشف شده‌است. از جمله کاوشهای علمی سال ۱۳۶۲ تا کنون که به سرپرستی آقای دکتر محمد رحیم صراف به انجام رسیده، منجر به شناسایی شهر بزرگی در دل تپه هگمتانه شده‌است.

همچنین ادامه کاوش‌ها، بخش‌هایی از حصار عظیم شهر به قطر ۹ متر و ارتفاع ۸ متر را آشکار ساخته‌است. این حصار در فواصل معین، دارای بر جهان عظیم بوده، که هگمتانه قدیم را در بر می‌گرفته‌است.

به طور کلی این تپه در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستان شناسان داخلی و خارجی قرار گرفته‌است. ضمناً در طول حفاریهای انجام شده، آثار ارزشمند و بی‌نظیری کشف گردیده، که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آنهاست.

لوح‌ها

لوح آریامنه


لوح زرین به نام  آریارمنه : این لوح از زرِ ناب و به ابعاد ۱۲ در ۸ سانتیمتر و دارای ۱۰ سطر به خط میخی است. «آریارمنه»، جدِّ داریوش اول است. بنا به اظهار نظر باستان‌شناسان، این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی است ودر موزهٔ برلن آلمان نگهداری می‌شود. 
 
لوح زرین به نام  ارشام : ابعاد این لوح ۸ در ۱۳ سانتیمتر است. لوح به خط میخی واز دوره هخامنشینان بجا مانده‌است. این لوح در اختیار مجموعهٔ شخصی مارسل ویدال امریکائی است.

 لوح زرین به نام  داریوش دوم : این لوح از زرناب به ابعاد ۵/۲۰ در ۵/۱۸ سانتیمتر و خطوط نوشته شده ۲۳ سطر به خط میخی است. این لوح خارج از کشور بوده‌است که به‌وسیلهٔ موزه ایران باستان خریداری گردید و اکنون جزو گنجینه‌های موزه ایران باستان است. لوح دیگری به ابعاد ۲/۱۶ در ۱۳ سانتیمتر یافت شده که دارای ۲۹ سطر به خط میخی است و در سال ۱۳۳۱ خریداری شده و در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود.

 
لوح زرین به نام اردشیر دوم : این لوح به نام اردشیر دوم پسر داریوش دوم هخامنشی و ابعاد آن لوح ۱۳ در ۱۳ سانتیمتر و دارای ۲۰ سطر به خط میخی است که در روی زر ناب حک گردیده‌اند.

 دیگر اشیاء یافت‌شده

خمره مخصوص غذا 
خمره‌هایی مخصوص غذا و آب که در موزه هگمتانه نگهداری می‌شوندکوزه‌ای شکسته، به جا مانده از دورهٔ خشایار شاه (پسر داریوش اول). این کوزه از نقره‌است که قطر دهانهٔ آن ۵/۷ سانتیمتر و ارتفاع آن ۱۲ سانیتمتر است. خطوطی میخی بر این کوزه نقره حکاکی شده‌است که برخی از کلمات آن باقی است و برخی دیگر روی تکه‌های شکسته شده بود و مفقود مانده‌است. این کوزهٔ دورهٔ هخامنشی که در خارج از کشور بوده‌است خریداری گردیده و در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود.


بشقاب نقره‌ای  با قطر دهانه ۲۰ سانتیمتر از دوره هخامنشی. این بشقاب در سال ۱۳۲۴ از طرف موزه ایران باستان خریداری و به کشور بازگردانده شد و در موزه ایران باستان تهران نگهداری می‌شود.


بشقاب یا جام نقره مربوط به دوره اردشیر اول. قطر دهانهٔ آن ۷/۲۶ سانتیمتر است. این بشقاب در اختیار موزهٔ مترو پولیتن نیویورک است. در لبهٔ داخلی بشقاب به خط میخی یک سطرطولانی نوشته شده‌است که ترجمهٔ آن این است: «اردشیر شاه بزرگ، شاه کشورها پسر خشایار شاه، خشایارشا پسر داریوش شاه هخامنشی [بود] که این جام سیمین را [برای] کاخ پادشاهی خود درست کرد.»


ظرف طلا که مانند کاسه‌ای است گود که رویهٔ بیرونی آن دارای برجستگهائی است. این نقوش از لبهٔ ظرف شروع شده و در وسط برآمدگی تکرار می‌شود. بین برجستگیها و لبهٔ بالائیِ ظرف یک سطرخط میخی نقره شده جمله‌ای به زبان پارسی باستان بابلی- عیلامی تکرار می‌شود و ترجمهٔ فارسی «داریوش شاه بزرگ» است. قطر دهانه ظرف ۴/۱۸ سانتیمتر و ارتفاع آن ۷/۱۰ سانتیمتر است. این کاسهٔ طلائی دورهٔ هخامنشی، گذشته از ارزش باستان‌شناسی‌ای که دارد می‌تواند از نظر هنر طلاکاری و ظرافت یکی از کارهای هنری منحصر به فرد محسوب گردد. این ظرف جزو مجموعهٔ گورگیان در نیویورک است.

 
پایهٔ ستون سنگی مربوط به اردشیر دوم. این پایه ستون مربعی است به طول ضلع ۹۳ سانتیمتر که از سنگ یک تکه ساخته شده؛ بطوری که مربع زیرین بزرگ‌تر و در روی آن مربع وسط شال ستون بصورت دایره روی مربع وسط قراردارد. در حاشیهٔ فوقانی مربع زیرین این ته ستون کتیبه‌ای به خط میخی کنده شده‌است که ترجمهٔ آن چنین است: «ستون سنگی کاخ آپادانا اردشیر بزرگ...پسر داریوش شاه هخامنشی...». از قرار معلوم این ته ستون سنگی پیش از سال ۱۳۱۴ در تپهٔ هگمتانه بدست آمده و تا سال ۱۳۲۸ دراخیتار ادارهٔ فرهنگ وقت (آموزش و پرورش) بوده‌است. سپس به موزهٔ ایران باستان تحویل داده شد و در حال حاضر در همان موزه نگهداری می‌شود.

 
ته ستون دیگری به نام اردشیر دوم هخامنشی. پایه ستونی از سنگ با ۷ سطر کتیبه به خط میخی مربوط به اردشیر دوم که در تپهٔ هگمتانه پیدا شد و درحال حاضر در تملک شخصی است در انگلستان. کتیبه‌ای که بر این ته ستون نوشته شده‌است از این قرار است: «اردشیر شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، شاه این سرزمین، پسر داریوش شاه [که] داریوش پسر ارد شیر شاه [و] اردشیر پسر خشایار شاه [و] خشایارشا پدر داریوش شاه [و] داریوش پسر ویشتاسب هخامنشی [بودند]، این کاخ را به لطف اورمزد و ناهید و مهر مرا از همه بدی‌ها حفظ فرمایند و آنچه من ساخته‌ام از گزند و آسیب محفوظ دارند.»

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد


 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 7 دی1387|
ارگ راین - بنای خشتی راین

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب حيوانات،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،شهر باستانی حریره ،حریره کیش،شهر تاریخی حریره،آثار باستانی کیش ،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه رودخان،دژ رودخان،هومن گيلان،قشنگترين قلعه ايران،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،تنگه بلاغی ،دشت پاسارگاد،راه شاهی،جاده شاهی،قلعه بابک،قلعه بابک خرمدين،دژ بابک،دژ جمهور،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ راین،ارگ باستانی راین،ارگ خشتی راین،ارگ تاریخی راین،راین کرمان،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

ارگ خشتی راین

ارگ راین در جنوب غربی شهر كنونی راین در استان کرمان قرار دارد. اين بنای بزرگ و بسیار زیبای خشتی تا حدودی به ارگ تاريخی بم شبيه است و بر بالای تپه ای قرار دارد. ارگ راين يكی از مهم ترين آثار تاریخی کهن راین است و گفته می شود قدمت آن به دوره ساسانیان بر می گردد. در تاريخ کرمان , از قلعه راين در قرن اول ه.ق. نام برده شده است. ارگهایی با قدمت و سابقه بيشتر در اين محل وجود داشته كه بر اثر حوادث طبيعی از بين رفته اند.
نقشه ارگ تقریبا مربع شکل است و چندین برج در اطراف آن مشاهده میشود. همچنین دور تا دور ارگ را حصاری در بر گرفته که بلندی آن اندکی بیش از 10 متر است. در قسمت جنوبی ارگ خندق بزرگی وجود دارد که احتمالا در گذشته برای کم کردن آسیب پذیری ارگ از آن قسمت، حفر شده است. این ارگ تنها دارای یک ورودی است که در بخش شرقی آن قرار دارد و به وسیله سردر بزرگ و باشکوهی به محوطه داخی راه می یابد. بعد از عبور از کوچه های شرقی-غربی به چهار سوی کوشک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهرو آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالا محل اعیان نشین ارگ بوده ختم می شود.
ارگ راین الگويي از قلعه هاي مسکوني شهرهاي قديم را به تماشا مي گذارد. اين ارگ مانند ساير دژها بخش عامه نشين و اعيان نشين دارد و فضاهاي معماري مورد نياز مردم نظير زورخانه، مسجد و اصطبل در آن ديده مي شود. مصالح کلي آن خشت خام است.

ارگ زیبا و دیدنی راین


ارگ راین یک از دژهای فرمانروایی میرزا حسین خان(راینی)بوده که در زمان نادر شاه افشار و پسر او محمد علی خان در زمان زندیه بوده است. این ارگ پس از سرنگونی زندیه به دست آغا محمد خان قاجار جای زندگی نوادگان میرزا حسین خان نامی به میرحسینی بوده که هنوز گروهی از انان در این شهر و بیشترشان در شهر کرمان باشنده هستند.فرمان روایی پدر و پسر در این ولایت نشان از رخنه و محبوبیت آنان در این سرزمین دارد.تا انجا که این ارگ در بسیاری از منابع با نام ارگ میرزا حسین خان نامیده شده است....

دیدن این ارگ بزرگ و تاریخی زیبا انسان را به وجد می آورد....

منابع :

ویکیپدیا

آنوبانینی

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >دوشنبه 13 آبان1387|
تنگه بلاغی - راه شاهی

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب حيوانات،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،شهر باستانی حریره ،حریره کیش،شهر تاریخی حریره،آثار باستانی کیش ،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه رودخان،دژ رودخان،هومن گيلان،قشنگترين قلعه ايران،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،تنگه بلاغی ،دشت پاسارگاد،راه شاهی،جاده شاهی،قلعه بابک،قلعه بابک خرمدين،دژ بابک،دژ جمهور،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

نمای هوایی تنگه بلاغی

تنگه بلاغی تنگه ای باستانی است که در جنوب غربی جلگه پاسارگاد  دارد . درازای تنگه حدود ۱۲ کیلومتر و عرض آن ۲۰۰ تا ۵۰۰ متر می‌باشد ولی این پهنا قابل عبور نیست زیرا رودخانه پلوار و درختان انبوه و جنگلی اطراف رود عبور را مشکل کرده و تنها از کمر کوه که دارای راه باریکی است می‌توان گذشت . در آغاز تنگه در دامنه کوه راه باریکی به پهنای ۵/۱ متر و به درازای حدود ۲۰۰متر در سنگ کوه تراشیده شده که جالب و حائز اهمیت است از این آثار این جور برداشت میشود که مربوط به دورانهای خیلی دور می‌باشد .برحسب نیاز به رفت و آمد بسیار ٬ دیوار گذرگاه سنگی را از بالا تراش داده ودر بعضی جاها از یک متر تا ده متر پهنا داده‌اند . در وسط تنگه پایه‌های پلی دیده می‌شود که برای گذشتن از این سوی آب به سوی دیگر در روزگار کهن ساخته بودند. تنگهٔ بلاغی به موازات تنگهٔ سعادت آباد قرارگرفته ولی همانقدر که تنگهٔ سعادت آباد خشک می‌باشد این تنگه با صفا و پر درخت است و بدون شک در دوران شاهنشاهی هخامنشی و قرنها پس از آن شاهراه تخت جمشید و نقش رستم و استخربه پاسارگاد از همین راه بوده و از این شهر به سوی هگمتانه می‌رفتند. از سیوند تا پاسارگاد از راه تنگهٔ بلاغی کمتر از ۳۰ کیلومتر راه است .در حالیکه از راه کنونی و سعادت آباد حدود ۵۰ کیلومتر فاصله‌است .

 

تاریخچه
تنـگهٔ بـُلاغی  زمانی در مسیر راه شاهی یا جادهٔ سلطنتی و از شواهد راه سازی دوران پادشاهی هخامنشیان است. این شاهراه نخستین جاده بین المللی شناخته شده جهان است. راه شاهی، شاهراه و مسیری زیارتی و کاروان رو بوده که پاسارگاد را به تخت جمشید و شوش و دیگر مناطق شاهنشاهی ایران پیوند می‌داده‌است که به نوبه خود جدا از سایر آثار و کشفیات دیگر، یک اثر باستانی مهم بشمار می‌آید. جاده‌ای که به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخت آن از سارد (پایتخت لیدی) آغاز شد و پس از اینکه پاسارگاد را به تخت جمشید پایتخت هخامنشیان متصل کرد، به شوش کشیده شد و از همان زمان به نام راه شاهی معروف شد. داریوش شاه بارها و بارها برای اداره امور کشوری و برگزاری جشن‌های بهاره در تخت جمشید با گردونه (ارابه) ویژه خود از این جاده گذر کرد.این جاده که سده‌هاست در زیر خروارها خاک مدفون شده از خاطره‌ها، از پیروزی‌ها، از عبور پر از  شکوه داریوش و خشایارشا و اردشیر و دیگر شاهان هخامنشی در طول ۲۲۰ سال سلطنت، از جشن‌ها و جنگها خاطرات در بر دارد ... از این مکان باستانی اطلاعات زیادی در دسترس نبود، تنها در سال ۲۰۰۵ در پی اکتشافات گروههای باستان‌شناسی از ایران، آلمان، استرالیا، ایتالیا، فرانسه، ژاپن، لهستان و هلند اطلاعات قابل توجهی بدست آمد.

راه شاهی تنگه بلاغی


داده‌های جدید
برپایه داده‌های جدید تنگهٔ بلاغی تنها یک گذرگاه کوهستانی نبوده، و در دوره‌های گوناگون از رونق بسیاری برخوردار بوده‌است. تاکنون ۱۲۹ کارگاه باستان‌شناسی در این تنگه یافت شده‌است و قدیمیترین آثار کشف شده تا به کنون، متعلق به ۷۵۰۰ سال پیش است. در این محل آثاری از دوره‌های پارینه‌سنگی، نوسنگی، ایلامی (۲۷۰۰-۶۴۵ پیش از میلاد)، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان و اوایل دورهٔ اسلامی بدست آمده. واقع شدن تنگهٔ بلاغی در بین مجموعه تخت جمشید و پاسارگاد و شهر ساسانی استخر، حدس باستان شناسان را در مورد عبور راه ارتباطی از این منطقه تقویت کرده‌است.باستان‌شناسان ایرانی و آلمانی با کشف کوره‌های سفال‌گری در پشت سد سیوند در تنگهٔ بلاغی شواهدی از صنعت گسترده سفال‌گری را در این منطقه به دست آوردند. تنها در یکی از محوطه‌ها دو کارگاه سفالگری کشف شده‌است. این کوره‌ها دایره‌ای شکل و به صورت سنگ‌چین هستند.

گروه باستان‌شناسی ایرانی-هلندی در ماه آوریل ۲۰۰۵، حدود ۱۵۰۰۰ تکه سفال در یکی از کارگاههای باستان‌شناسی پیدا کردند که متعلق به دوران شاهنشاهی ساسانیان و اوایل دورهٔ اسلامی هستند. این تکه‌های سفال بیشتر برنگ کرم هستند.به گزارش سرپرست گروه باستان‌شناسی لهستانی به تاریخ ۸ می‌۲۰۰۵، در پی کشف تکه‌هایی از لوله به قطر حدوداً ۳۰ سانتی متر و به رنگ خاکستری مربوط به دوران شاهنشاهی هخامنشیان، نظر باستان شناسان مبنی بر اینکه این منطقه تنها شامل یک روستای کوچک بوده‌است، تغییر کرده و اکنون باور بر این است که این منطقه شامل یک شهر باستانی بزرگ است. به نظر باستان شناسان این لوله‌ها ممکن است برای انتقال فاضلاب یا آب مصرف می‌شده‌اند.توسط این گروه یک زیر خاکی نیز متعلق به دوران شاهنشاهی هخامنشیان در محل پیدا شده‌است. این بزرگ‌ترین کوزه‌ای است که تا به حال در ایران یافت شده‌است. ارتفاع کوزه ۱۴۰ سانتی متر، قطر آن ۱۲۳ سانتیمتر و وزن آن ۱۲۰ کیلوگرم است.

اسکلت کامل یک انسان نیز از زیر خاک بیرون آمده، که متعلق به دوران شاهنشاهی ساسانیان است (۲۲۶-۶۵۱ میلادی). اسکلت متعلق به یک مرد بزرگ سال بوده، که در حالت چمباتمه پیدا شده‌است.تیم مشترک باستان شناسان ایران و ژاپن با کاوش‌های نجات‌بخشی در غارهای باستانی منطقهتنگه بلاغی ابزارهای سنگی کشف کردند. کاوش در دو غار این منطقه به یافتن شمار زیادی ابزار سنگی گوناگون و از جنس «چرت» و سنگ چخماق انجامید. «بابک کیال»، سرپرست مجموعه باستانی پاسارگاد در مورد محوطه‌های باستانی شناسایی شده گفت: «در این بررسی‌های باستانی آثاری شامل تپه‌های پیش از میلاد، کوره‌های ذوب فلز، غار و سکونتگاه‌های پیش از میلاد، دو گورستان دسته‌جمعی مربوط به دوران اشکانی و آثار دیگر به دست آمده‌است.»


آثار کشف شده
مهر سنگی قهوه‌ای رنگ ۵۵۰۰ ساله با نقوش افقی به اندازه ۵ تومانی
خمره ذخیره آذوقه(کوزهٔ سفالی ۱۲۰ کیلویی)
بیش از ۷ کیلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشکانی
دو اسکلت دفن شده به همراه اشیاء در گور
کارگاه شراب سازی
کارگاه سفال سازی ۷۵۰۰ ساله
محوطه باستانی ۷۰۰۰ ساله
یک روستای هخامنشی با دیوارهای دفاعی و لوله‌های سفالی دفع فاضلاب
گورستان ۶۰۰۰ ساله
یک گورستان کلان سنگی ساسانی
بقایای دوران ایلامی
حوض ساخته شده از لاشه سنگ با اندود گچ

اما متاسفانه با آبگیری  کامل سد سیوند بر روی تنگه بلاغی راز این تنگه باستانی کهن برای همیشه در پردهای از ابهام فرو خواهد رفت...



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >یکشنبه 28 مهر1387|
شهر تاریخی باستانی حریره - کیش

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب حيوانات،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،شهر باستانی حریره ،حریره کیش،شهر تاریخی حریره،آثار باستانی کیش ،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه رودخان،دژ رودخان،هومن گيلان،قشنگترين قلعه ايران،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،قلعه بابک،قلعه بابک خرمدين،دژ بابک،دژ جمهور،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

شهر باستانی تاریخی حریره 

شهر باستانی حریره واقع در بخش کیش از توابع شهرستان بندر لنگه و از جاهای دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

در شمال جزیره کیش در کنار مجموعه ورزشی المپیک آثاری و ویرانه‌هایی دیده می‌شود که یادگای از شهر باستانی ، حریره‌است . زمان رونق یا دوران زرین شهر حریره کیش از سال ۳۶۷ تا ۹۱۲ هجری قمری بوده‌است . بزرگی این شهر باستانی ۱۲۰ هکتار است . محوطه باستانی حریره ، براساس نتایج کاوشهای باستان شناسی انجام شده ، از مجموعه ساحلی و خانه اعیانی ، حمام ، مسجد و قنات‌های قدیمی تشکیل یافته‌است و این محوطه به شماره ۱۸۸۶ به ثبت آثار ملی ایران رسیده‌است .
تاكنون عمليات اكتشافي باستان شناسي بقاياي شهر تاريخي حريره در سه مجموعه مجزا انجام شده است:

خانه اعياني: خانه اعياني يادآور خانه هاي چندخانوار قديمي در داخل فلات ايران و در شهرهايي چون يزد، اصفهان و كاشان است و يكي از نمونه هاي کهن خانه های چند خانوار در کنار خليج فارس برشمرده مي شود. علاوه بر بزرگی خانه و همچنين فضاهاي مختلف و متنوع آن، كاشي‌هاي ستاره‌اي شكل كه در اين خانه به دست آمده است، همانند كاشي‌هايي كه زينت بخش بناهاي مهم ايلخاني ايران همچون تخت سليمان و سلطانيه به كار رفته است. پيدايي اين مقدار كاشي كه يقينا عنصر وارداتي به جزيره است نشان مي‌دهد كه اين عمارت به يكي از ثروتمندان كيش تعلق داشته است.

بخش كارگاهي و صنعتي: اين مجموعه درست در كنار دريا ساخته شده است و داراي معماري و فضاهاي ناشناخته‌اي مي باشد. مجموعه كانال هاي افقي و زيرزميني و چاه‌هاي متعدد در گوشه و كنار، مجموعه بسيار جالب و نادري را تشكيل مي‌دهد كه هنوز عملكرد آن‌ها روشن نيست، اما به نظر مي‌رسد كه ارتباط مستقيم، با فعاليت هاي صيادي (صيد ماهي، مرواريد و مرجان) داشته و براي دسترسي آسان تر به دريا احداث گرديده است. شايد هم بتوان فرض كرد كه اين راهروها و كانال‌ها راه‌هاي مخفي بوده است كه در مواقع هجوم و حمله اهالي شهري مي‌توانسته‌اند به طور اضطراري از آن ها استفاده كنند.
بقایای این بنای تاریخی که به «حمام شهر قدیمی حیره» معروف است، در میان آثار مکشوفه شهر قدیم حیره که ما بین قرن‌های ۴ تا ۹ هحری قمری به عنوان مرکز تجاری از رونق زیادی برخوردار بوده‌است ، در ساحل جزیره کیش ، واقع شده و معرف معماری یکی از قدیمی‌ترین حمام‌های منطقه‌است .

بنای حمام به مساحت حدود ۵۰۰ متر مشتمل بر قسمت‌های مختلف است. سرتاسر بخش شمالی به پهنای ۵ متر به خدمات، انبار و اتاق کارگر حمام اختصاص یافته‌است. سر بینه و گرم خانه و تون حمام در جنوب بخش یاد شده قرار گرفته و توسط راهروی سر پوشیده‌ای از آن جدا شده‌است. دو خزینه کوچک و بزرگ در جنوب گرم خانه آخرین بخش از ساختمان حمام را تشکیل می‌دهد. مطالعه بقایای موجود، گویای چند دوره ساختمانی و تعمیراتی در مدت برپایی حمام است....

شهرباستانی تاریخی حریره



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >سه شنبه 16 مهر1387|
قلعه رودخان - دژ رودخان گیلان

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب حيوانات،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه رودخان،دژ رودخان،هومن گیلان،قشنگترین قلعه ایران،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،قلعه بابک،قلعه بابک خرمدين،دژ بابک،دژ جمهور،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

قلعه رودخان - فومن گیلان

قلعه رودخان نام دژی تاریخی متعلق به دوران سلجوقیان که در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان قرار دارد . گفته می شود این بنا متعلق به دوره ساسانی است که طی حوادث و رویدادها، تخریب و در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است . این دژ از پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان بوده که تا دوره زندیه نیز مورد استفاده فرمانروایان محلی قرار می گرفته و به نظر می رسد پس از آن، دیگر مورد استفاد قرار نگرفته و متروک مانده است.این دژ با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد.دیوار دژ ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شده است.این دژ در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شده است و در کنار آن رودخانه‌ای با همین نام جاری است.

در اسناد تاریخی پیش از قرن دهم هجری، نام و نشانی از دژ دیده نمی شود اما برای نخستین بار، الکساندر شودزکو- محقق لهستانی الاصل- که در سال 1830 میلادی هنگام تحقیق در گیلان متوجه این دژ شد، در یادداشت هایش موقعیت این بنا را ثبت کرده است. وی درباره دژ رودخان می نویسد: «دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام. بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحکم هستند و روی کتیبه سر در ورودی آن حک شده که این قلعه برای نخستین بار، در سال های 918 تا 921 هـ- ق برای سلطان حسام الدین بن امیرعلاء الدین اسحقی تجدید بنا شد.

قلعه رودخان گیلان

دژ به دو بخش تقسیم شده است :

1- ارگ یا شاه دژ که محل زندگی پادشاه و حرمسرای او را در خود جای می داده است.

2- قورخانه یا محل فعالیت های نظامی و زندگی سربازان

در قسمت شرقی دژ بناهایی مخروبه وجود دارد. در قسمت شمال و جنوب، دیوارهای محصور کننده دژ و برج های نگهبانی در فواصل مختلف به چشم می خورد. اتاق های هشت ظلعی که از آجر ساخته شده نیز هنوز بر فراز برج ها دیده می شود . جلو در ورودي دژ پايه ستوني از سنگ سفيد است كه طول آن 77 ‏سانتي متر و عرض آن 33 سانتي متر و طول پايه آن 35 سانتي متر و عرض ‏آن 25 سانتي متر است. ‏ اين نوشته بخط خوش نستعليق بر آن حك شده است:

‏رعلاء الدين اسحقي خلد ملكه و سلطانه در تاريخ ثمان عشر و تسعما به اين قلعة ‏مباركه را كه مسمي بقلعة حسامي است و هرگز درجة تعمير نيافته .... 918 دانا چون ‏دهر دشمن خوي هرزه جوي ... خويش اظهار كند و عهد.... ‏
باقي نوشته های آن فرسوده شده و از ميان رفته است. در ساخت بنا ازسنگ در پی و نمای خارجی استفاده شده و آجر بیشتر در ساخت و ساز داخلی به کار برده است٬ به خاطر بارش زیاد باران و نم فراوان بنظر می رسد چوب به عنوان یکی از عناصر اصلی معماری بکار نرفته٬احتمالا این امر به خاطراشتغال -زائی چوب بوده است. دردیوار چینی سنگ و آجر بخصوص در بخش شمالی و شمال شرقی همزمان در بخشهای دیگر به دلیل وجود پرتگاههای عمیق و عدم دسترسی به دژ٬استحکام دیوارها چندان مورد توجه نبوده ودیوارها اجر چینی شده است. دژ رودخان بی شک بزرگترین دژ دفاعی ایران است.وجود برجهای دفاعی و دیوارهای بلند٬ قراول خانه های مطبق و تقسیم بندی مواضع نگهبانی٬ بطور مشخص بیانگر ان است که سازندگان دژ از اصول پیشرفته علمی جهت دفاع و حصاربندی کاملا اگاه بوده اند.بدین جهت است که طی قرون متمادی دژ در برابر تهاجمات ایستادگی و هرگز در مفابل دشمن سر تسلیم فرود نیاورده است.....

قلعه رودخان گیلان

منابع :

تارنمای قلعه رودخان و ویکیپدیا


 ‏



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >دوشنبه 25 شهریور1387|
قلعه بابک خرمدین - دژ بابک خرمدین

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب حيوانات،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،قلعه بابک،قلعه بابک خرمدین،دژ بابک،دژ جمهور،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

قلعه بابک خرمدین

بذ يا قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در ارتفاعات شهرستان زیبا و توریستی کلیبر و در بلنداهاي باختري شعبه‌اي از رود بزرگ ارس قرار دارد. كليبر خود يكي از شهرستان‌هاي آذربايجان شرقي است كه به علت واقع شدن در ناحيه كوهستاني و وجود درختان زياد و آب روان ناشي از چشمه‌سارهاي كوهستاني، بسيار زيباست.


این دژ بر فراز قله‌ي كوهستاني، با ‌كمابيش 2300 تا 2700 متر بلندا از سطح دريا. و اطراف دژ را دره‌هاي ژرفي با گودی 400 تا 600 متر فرا گرفته‌ است و تنها از يك سو راهي باريك و سخت براي دسترسي به اين دژ وجود دارد.راه كليبر به دژ با اين‌كه از 3 كيلومتر تجاوز نمي‌كند ولي بسيار دشوار است و به هنگام گذر، بايد از گردنه‌ها و گذرهاي خطرناكي عبور كرد.

قلعه بابک خرمدین
راه ورود به دژ گذري است از سنگ‌هاي منظم طبيعي كه راه عبور يك نفر است، معبر در فاصله‌ي 200 متري دروازه‌ي دژ و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري گرد از سنگ‌هاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آن‌ها، دژبانان به تمام جوانب دژ اشراف دارند براي ورود به کاخ دژ از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر بلندی از صخره بايد بالا رفت. در چهار سوي بنا، چهار برج ديده‌باني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديده‌بانان بود كه هر جنبنده‌اي را تا كيلومترها از فراز دره‌ها و كوهپايه‌ها زير نظر مي‌داشتند.


براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به دژ وجود ندارد.با گذر از دروازه‌ي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي دژ رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگل‌هاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكان‌هايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پاره‌اي جاها سه طبقه مي‌باشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آب‌انبارها ساخته شده است. محوطه‌ي داخلي آن به‌وسيله‌ي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر مي‌شد و آب مورد نياز دژنشينان را تامين مي‌كرد.

قلعه بابک خرمدین
در سمت شمال غربي دژ، پله‌هايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخش‌هايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخش‌هاي مرتفع‌تر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آن‌جا به همه چيز و همه‌جا تسلط كامل داشته‌اند. از همين‌جا بوده است كه بابك خرم‌دين آن دلاور بي‌نظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسان‌كش عرب، يعني هارون‌الرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.


از آثار معماري و روش چفت و بست سنگ‌ها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، مي‌توان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.بدين ترتيب مي‌توان گفت دژ جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايه‌ترين قله‌هاي آذربايجان خودنمايي مي‌كرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرم‌دين و يكي از نمونه‌هاي استقامت و پايداري آذربایجانیان و ايرانيان برابر عرب‌ها و جزو بزرگ‌ترين  نمونه‌هاي معماري ايران محسوب مي‌شود.

پاپک خرمدین
پاپک یا بابک خرم‌دين مرد اصيل آذربایجانی، شيرمردي كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد.  بابك در سر سوداي بزرگی دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطه‌ي اعراب را پي گرفتند.به بهانه‌ي سالگرد تولد او در تير ماه كه يادآور يكي از حماسه‌هاي تاريخي ايرانيان توسط بابك خرم‌دين است، در دژ بابك در كليبر هر ساله مراسمي برپا مي‌گردد. در اين مراسم از سراسر ايران مردم حضور دارند و نمي‌توان مدعي شد كه گروهي خاص در آن شركت داشته‌اند. آري بابك خرم‌دين متعلق به همه‌ي ايرانيان است.

بابک خرمدین و پانترکها!!!!

همان گونه که میدانیم، پان ترکها بارها بی پایه بودن سخنها و نظریاتشان را به اثبات رسانیده اند. از ترک خواندن نظامی گنجوی و مادها گرفته تا ترک خواندن رستم!!!

همان برچسب ها را امروز ، درباره ی پاپک خرمدین می گویند. و این نیز از همان گزینه هایی است که می تواند تنها باعث به ریشخند گرفته شدن آنها شود. نخست اینکه بابک نه بزبان ترکی سخن میراند و نه اینکه از نژاد آغوز و ترک بود. در آن زمان در آذرآبادگان، زبان پهلوی آذری رواج داشت. (بر پایه ی پژوهشهایی که تا کنون انجام شده هیچ نشانی از زبان ترکی در آذربایجان پیدا نشده، از پیش از ۳۰۰ سال پیش) دو اینکه نام پاپک یک نام اصیل ایرانیست. این نام بارها در شاهنامه آمده، این در حالیست که هیچ گاه در منابع ترکی از آن نام برده نشده. سه اینکه به نامهای یاران او(آذین، رستم) و همچنین آیین او (پیرو مزدک و جاویدان پور شهرک و خرمدینی) و زادگاه پدرش(مدائن پایتخت ساسانیان) که نگاه بیندازیم، به آسانی در میابیم که بابک یک ایرانی و بود و نه ترک و آغوز.

سعید نفیسی مورخ سالهای 116-117 مینویسد:
«سرزميني که بابک خرم دين در آن سال‌ها فرمانروايي داشته از سوي مغرب همسايه ي ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نيز تاخت و تازهايي کرده است به همين جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نويسان ارمني آگاهي‌هاي چندي درباره وي داده اند. از آن جمله يکي از کشيشان وارداپت واردان يا وارتان که در 1271 ميلادي و 670 قمري در گذشته در کتابي که بنام «تاريخ عموم» نوشته و از مآخذ پيش از خود بهره مند شده است، مطالبي دربارۀ او دارد. ارمنيان نام بابک را گاهي «باب»، گاهي «بابن» و گاهي «بابک» ضبط کرده اند. وارتان در حوادث سال 826 ميلادي و 211 قمري مي نويسد: «درين روزها مردي از نژاد ايراني به نام باب که از بغتات) بغداد) بيرون آمده بود بسياري از نژاد اسماعيل (ارمنيان در آن زمان به تازيان اسماعيلي و از اسماعيلي‌نژاد مي گفتند) را به شمشير از ميان برد و بسياري از ايشان را برده کرد و خود را جاودان مي دانست. در جنگي که با اسماعيليان کرد به يکبار سي هزار تن را نابود کرد. تاگغارخوني آمد و خرد و بزرگ را با شمشير از ميان برد. مأمون هفت سال در سرزمين يونانيان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتني لولوا را گرفت و به بين النهرين بازگشت ...»
دشمنان ترک بابک: معتصم (خيلفه‌ي ترکزاد، يعني داراي مادري ترك) و سرداران ترک معتصم: ايتاخ٬ بوغا٬ اشناس. گروهي بابک خرمدين و افشين را هم‌پيمان دانسته و گروهي آن دو را از روز نخست دشمن دانسته‌اند. افشين از آسياي ‌ميانه بوده است و تبارش ايراني ِ سغدي.

به هر رو، مي‌بينيد كه جهالت و ناداني بيگانه‌پرستان تا به كجا رسيده است كه با وجود چنين اسناد صريحي كه بابك را ايراني/پارسي خوانده‌اند٬ اينان گمان مي‌كنند بابك ترك بوده و براي چيره ساختن  زبان تركي مي‌جنگيده است! در حالي كه دشمنان بابك مزدوران ترك بودند و در حالي كه زبان تركي صدها سال بعد به وسيله‌ي زردپوستان آسياي ميانه‌اي مهاجر و مهاجم  در آذربايجان گسترش داده شد. كهن‌ترين آثار تركي نيز متعلق به مغولستان و سپس  به زبان ايغوري مانوي هستند. آشكار است كه هيچ شباهتي ميان اين ترك‌هاي اصيل و هم‌ميهنان تركزبان ولي غالبأ ايراني‌تبار آذري وجود ندارد.



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >دوشنبه 11 شهریور1387|
قلعه فلک الافلاک - دژ شاپورخواست - لرستان

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

قلعه فلک الافلاک لرستان

قلعه فلک الافلاک با 5300 متر مربع مساحت بر فراز تپه ای در مرکز شهر خرم آباد، با چشم اندازی زیبا قرار گرفته است.  این تپه باستانی، از شرق و جنوب باختری به رودخانه خرم آباد و از باختر به خیابان و محله دوازده برجی و از سمت شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می شود. نام کهن آن دژ شاپور خواست بوده که در دوره ساسانیان ساخته شده و آن را به زمان شاپور اول ساسانی در قرن سوم میلادی نسبت می دهند این دژ دارای 8 برج گرد و دیوارهای بلند و مستحکم است. وسعت دژ حدود 400×300 متر مربع و بلندی تپه حدود 40 متر است. فضای داخلی به چهار تالار نسبتاً بزرگ و دو حیاط و تعدادی اتاق تقسیم شده است.نام این دژ به معنای آسمان نهم و بالاترین فلک است...

معرفی بناهای دژ

ابعاد حیاط اول 5/22×31 متر است و پیرامون آن از چهار برج تشکیل شده که دو برج آن در شمال و شمال باختری و دو برج دیگر در جنوب و جنوب باختری قرار دارد . و ابعاد حیاط دوم 21×29 متر است و همانند حیاط اول از چهار برج تشکیل می گردد . در چهار جهت این حیاط تالارهای بزرگی قرار دارد که به یکدیگر راه دارند و اکنون به موزه ، تغییر کاربری یافته اند . از نکات قابل تامل در معماری بنا ، وجود گریزگاه مخفی در ضلع جنوبی و فضاهای زیرزمینی در ضلع شمال و شرق آن می باشد ..

در ورودی بنا در سمت شمال و در بدنه برج شمال باختری تعبیه شده است. دورتا دور دژ را پرتگاهی مخوف فرا گرفته که دارای پوشش گیاهی ست و راه ورود به فلک الافلاک را دشوارتر می کند. به طوری که دست یافتن و وارد شدن به آن ممکن نیست ....


حمام قدیمی

آثار یافت شده در فلک الافلاک

 بر اساس شواهد موجود ، حمام دژ در ضلع شمالی حیاط اول و در نزدیکی چاه دژ قرار داشته است . این حمام در تا اواخر دوره قاجاریه مورد استفاده بوده و اکنون آثاری از آن نظیر تنوبوشه های سفالی ، نقش های آهک بری و کانالهای زیر زمینی قابل مشاهده است.

 چاه دژ


در شمال شرقی حیاط اول و در پشت یک طاق نمای بلند ، چاه آب دژ قرار دارد . گودی این چاه که بیشتر آن با برش صخره به سرچشمه گلستان راه یافته نزدیک به چهل متر است . در گذشته آب مورد نیاز ساکنین دژ از همین چاه تامین می شده و اکنون نیز قابل بهره برداری است .


قلعه در نوشته های تاریخی


در نوشته های تاریخی با نامهای گوناگونی مانند :"دژشاپور خواست " یا "سابر خواست " "دز بر " "قلعه خرم آباد " "قلعه دوازده برجی " و قلعه " فلک الافلاک ازآن یاد شده است . «فلک الافلاک » که در لغت به معنی «سپهر سپهران » یا « فلک نهم » می باشد . عنوانی است که در دوره قاجار به این بنا اطلاق گردیده و اکنون به همین نام مشهور است . 

 کاربرد دژ در گذشته

فلک الافلاک لرستان


« خزانه حکومتی »  خاندان بدر در قرن چهارم ، «مقر حکومتی » اتابکان و والیان در دوره صفویه تا قاجار و سرانجام «پادگان نظامی » و «زندان سیاسی » در دوران پهلوی اول و دوم از مهمترین کاربری های دژ در گذشته محسوب می گردد .

 

کاربرد کنونی

 
این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره 883 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید . در سال 1354 با راه اندازی موزه مردم شناسی و مفرغ های لرستان بنا به موزه تبدیل گردید . در سالیان اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل دژ موزه های باستان شناسی ، مردم شناسی ، آزمایشگاه مرمت اشیاء ، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی – تاریخی راه اندازی و هر ساله پذیرای انبوهی از بازدیدکنندگان داخلی و خارجی می باشد .

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >پنجشنبه 31 مرداد1387|
ارگ کریمخان زند -ارگ کریمخانی - قلعه کریمخان زند

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،ارگ کریمخان زند،قلعه کریمخان زند،شیراز،قلعه کریمخانی،ارگ کریمخانی،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

ارگ کریمخانی

ارگ کريمخاني  کاخ رسمی و پادشاهی كريم خان زند  بوده است كه۲۴۰ سال پیش در سال ۱۷۶۷میلادی به دستور وي ساخته شد که در شمال شرقي شيراز، و در میدان شهرداری قرار دارد..
ارگ  مساحتی برابر 4000 متر مربع دارد .  این ارگ چهار دیوار بسیار بلند دارد که به وسیله 4 برج خشتی 14 متری به هم متصل گشته اند و هر یک از این برج های خشتی زاویه 90 درجه دارند. کاشی کاری سردر ورودی مربوط به نبرد رستم پهلوان با دیو سپید است. كريم خان زند براي ساختن این کاخ ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن زمان را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد.

 

درساختن ارگ، معماري نظامي و معماري مسكوني هر دو با هم به كار رفته است چرا كه ارگ خانه پادشاه مي بود و بايد از ضريب امنيتي بالايي برخوردار باشد. بنابراين ديواره هاي بيروني  كه همانند ديوارهاي يك دژ نظامي است، بسيار بلند است.ديواره بنا در پايين 3 متر کلفتی دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و کلفتی آن در بالا به 2.8 متر مي رسد. و در قسمت بالا ديواركي جانپناه دارد كه محل استقرار سربازان بوده، تيركش هايي نيز در اين ديوار تعبيه شده كه برخي كوچك هستند و حالت مورب دارند كه محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و ديگر سوراخ هاي بزرگتري كه براي راندن دشمن بوده است. هشتي ورودي آن فضاي بزرگي است كه يك در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مكان فروش بليط است و در مقابل دري دارد كه به پشت بام مي رفته. همچنين در داخل هشتي چند طاق نما براي نشستن وجود دارد. هشتي ارگ نسبت به هشتي ديگر خانه ها تزيينات كمتري دارد. در قسمت باره بند اتاق هايي مخصوص سر مهتر وجود داشته كه هم اينك ويران شده است. اين مكان در زمان پهلوي به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختماني احداث شده بود كه به هنگام مرمت ويران شد.

ارگ کریمخان زند

4 حياط خلوت در پاي 4 برج وجود دارد كه حالت خدماتي دارند، بجز يكي از آنها كه به هشتي راه مي يابد و در واقع باره بند بوده است. برج ها داراي سه طبقه اندكي راه آنها از درون همين حياط خلوت هاست. از داخل حياط پلكاني به طبقه دوم مي رود و از آنجا به وسيله يك رشته پلكان به طبقه سوم مي روند يعني از طبقه اول به طبقه دوم راهي وجود ندارد. در حمام داخل ارگ از طريق يكي از همين حياط خلوت ها بوده كه بعداً در ديگري از داخل خود حياط ارگ به حمام گشوده مي شود. اين حمام همانند ساير حمام ها داراي سر بينه و گره خانه است. سر بينه آن نيز شامل يك رختكن و يك حوض چندضلعي در وسط مي باشد كه به وسيله آهكبري تزيين شده است. از آنجا نيز وارد برزخ سوم شده كه يك راه به واجبي خانه و يك راه به تخت گرم خانه حمام دارد. در درون گرمخانه سر در خزينه وجود دارد. در زير خزينه آب گرم تون حمام قرار گرفته است.

ارگ كريمخاني قلعه اي مستطيل شكل است كه در هر يك از اضلاع آن برجي از آجر به ارتفاع 15 متر ساخته شده است. مابين اضلاع شمالي، جنوبي و غربي، ايوان بزرگي متشكل از يك تالار و 2 اتاق سه دري بزرگ قرار دارد.در جلو هر سه ايوان مزبور دو ستون سنگي محكم به ارتفاع 8 الي 9 متر به چشم مي خورد. همچنين طبق معماري دوران زنديه حوضي 4 گوش در جلو هر ايوان ساخته شده است كه آب آنها از آب ركناباد تأمين مي شده.ضلع شرقي ارگ ديوار بلندي است كه درب ورودي در وسط آن قرار دارد. بر بالاي سردر ورودي صحنه اي از جنگ رستم و ديو سفيد به وسيله كاشي هاي هفت رنگ لعابدار تصوير شده است.

 

حمام خصوصي پادشاه و راهرو و اتاق نگهبانان نيز در پشت همين ديوار ساخته شده اند. در جلو اين ايوان نيز دو ستون چوبي قرار دارد و حوضي چهارگوش نيز در جلو ايوان خودنمايي مي كند. مساحت حياط قصر 12.8 × 93.6 متر است.شالوده و ديوارهاي ارگ از سنگ ساخته شده اند و براي ساختن بقيه بنا از خشت پخته استفاده شده است. تزيينات داخلي، شامل قاب ها، ازاره هايي از سنگ مرمر يزد و تبريز و آيينه هاي بزرگي از روسيه، تركيه عثماني و اروپاست. نقاشي قسمت هاي بالا و سقف اتاق ها با آب طلا و لاجورد و رنگ هاي گياهي و معدني رنگ آميزي شده اند. نقش هاي اطاق ها اغلب گل و گياه و به شكل ترنج و اسليمي است. ارگ از نوع بناهاي سه ايوانه است كه ضلع ورودي آن به بخش خدماتي اختصاص دارد.

ارگ کریمخان زند

پس از منقرض شدن حكومت زنديه و روي كار آمدن سلسله قاجاريه ارگ به دارالحكومه تبديل شد و مكاني براي استقرار يافتن واليان و حاكمان فارس گرديد و تا اوايل سلطنت پهلوي نيز وضع به همين منوال بود. در زمان استانداري شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما (متولد 1236 ، متوفي 1318 ه.ش) به دستور وي كاشي كاري هاي ارگ ترميم شد. در واقع در زمان حكومت قاجاريه به دليل خصومت قاجاريان با زنديان، نقاشي ها و كاشي كاري هاي زنديه كلنگي شدند و نقاشي ها و تزئينات قاجاريه جاي آن را گرفتند. امروزه يكي از اركان مرمت بناهاي زنديه آن است كه نقاشي ها و تزيينات آنها را از زير نقاشي هاي قاجاريه بيرون آورده و به نمايش بگذارند.

در زمان سلطنت رضاخان پهلوي بين سال هاي 1320-1304 و بعد از آن ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختيار شهرباني قرار گرفت. در طول اين مدت تمام آثار نقاشي و مقرنس كاري اتاق ها را با گچ پوشاندند و اكثر اتاق ها و تالارها به وسيله چندين ديوار به صورت سلول هاي كوچكي در آمد. در سال 1350 ساختمان ارگ در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت و كار مرمت و بازسازي آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازي بنا در سال 1356 آغاز شد. در بازسازي ارگ براي حفظ اصالت بنا دقت فراواني شده و نقاشي هاي زيباي آن از زير گچ كاري ها بيرون آمده است.




نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >پنجشنبه 24 مرداد1387|
قلعه الموت - حسن صباح - دژ الموت

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،روستاي کندوان تبريز،کندوان،خانه هاي ضخره اي،روستاي تاريخي کندوان،کندوان کجاست،خانه هاي زنبوري کندوان،انسانهاي غار نشين،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،تخت سليمان،زندان سليمان،آتشکده آذرگشنسب،ايوان خسرو،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،نيايشهاي ايراني،نيايش زرتشتيان،نيايش فارسي،نيايش پارسي،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،تپه باستاني سيلک،تپه جنوبي،تپه شمالي،کاشان،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،قلعه الموت،دژالموت،قزوین،حسن صباح،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید 

قلعه الموت قزوین

دژ الموت در استان قزوین و در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی  به بلندی ۲۱۰۰ متر  قرار دارد.  دورتادور دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به دژ در انتهای ضلع شمال شرقی است .مردم ساکن آنجا دژ الموت را قلعه حسن می نامند که ازدو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای بلندی بیش تری است به نام جورقلا یعنی دژ بالا و پیلاقلا یعنی دژ بزرگ خوانده می‌شود. قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی دژ پایین و پیارقلا یعنی دژ کوچک نامند. دیوار خاوری دژ بالا با دژ بزرگ کم تراز قسمت های دیگر آسیب دیده است. درازای دژ حدود 120 متر و پهنای آن بین 10 تا 35 متر متغیر است.

در قسمت جنوبی دژ، در داخل کوه اتاقي كنده شده كه محل نگهباني بوده است. در قسمت شرقي اين اتاق، ديواري به ارتفاع دو متر وجود دارد كه پي آن در سنگ كنده شده و پشت كار آن نيز از سنگ گچ بنا شده است و نماي آن از آخر مي‌باشد. در قسمت شمال غربي دژ بالا نيز دو اتاق در داخل سنگ كوه كنده‌اند. در اتاق اول، چاله آب كوچكي قرار دارد كه با حوضی در جنوب دژ در ارتباط میباشد. در پاي اين اتاق، ديوار شمالي دژ به درازای دوازده متر و پهناي يک متر قرار دارد كه از سطح دژ پايين‌تر قراردارد. در قسمت جنوب غربي اين قسمت قلعه، حوضي به طول هشت متر و عرض پنج متر در سنگ كنده‌اند. در گوشه جنوب غربي اين حوض، درخت انگور كهن‌‌سالي است كه هم‌چنان سبز و شاداب است،و اهالي محل میگویند كه آن را حسن صباح کاشته است...

قلعه الموت قزوین


قسمت شرقي دژ، جایگاه سکونت سربازان و خانواده های آنها بوده است و ده آخور براي چارپايان، در داخل سنگ كوه‌كنده شده است. در قسمت باختری سه آب انبار كوچك در دل سنگ كنده‌اند و چند اتاق نيز در سنگ ساخته شده كه اکنون ويران شده‌اند. بين دو قسمت بالا و پایینی دژ ميداني قرار دارد كه بر گرداگرد آن، ديواري دژ را به دو قسمت تقسيم كرده است.  در ميان ميدان ویرانه هایی مشاهده مي‌شود كه باقي مانده بناها و ساختمان‌هاي فراواني است كه در اين محل وجود داشته و ويران گشته‌اند. از برج‌ هاي دژ، سه برج گوشه‌هاي شمالي و جنوبي و شرقي هم‌چنان برپاي‌اند و برج گوشه شرقي آن سالم‌تر است. دروازه و تنها راه ورود به دژ در انتهاي ضلع شمال شرقي قرار دارد.

وردی دروازه دژ، چند متر پایینتر از دژ شرقی قرار دارد. در اين جا، تونلي به درازای شش متر و پهنای دو متر و بلندی دو متر در دل‌سنگ‌هاي كوه كنده شده است. با گذشتن از اين تونل ، برج جنوبي دژ و ديوار جنوب غربي آن، كه روي شيب تخته سنگ ساخته شده است، نمايان مي‌گردد. اين ديوار بر دشت وسيع گازرخان كه در جنوب دژ قرار دارد، مشرف است؛ به نحوي كه دره الموت رود از آن ديده مي‌شود. راه ورود به دژ با گذشتن از كنار برج شرقي و پاي ضلع جنوب شرقي، به طرف برج شمالي مي‌رود. از آنجا كه راه ورود آن در امتداد ديوار، ميان دو برج شمالي و شرقي، واقع شده است استحكامات اين قسمت، از ساير قسمت‌ها مفصل‌تر است و آثار برج‌هاي كوچك‌تري در فاصله دو برج مزبور ديده مي‌شود. ديوارهاي اطراف دژ و برج‌ها، در همه جا، داراي يك ديوار پشت‌بندي است كه هشت متر بلندی دارد و به موازات ديوار اصلي بنا شده است و کلفتی آن به دو متر مي‌رسد. از آنجا كه در تمام طول سال، گروه زيادي در دژ سكونت داشته و به آب بسيار نياز داشته‌اند؛ سازندگان دژ با هنرمندي خاصي اقدام به ساخت آب انبارهايي كرده‌اند و به كمك آب‌روهايي كه در دل سنگ كنده‌اند، از فاصله دور، آب را بر اين آب انبارها سوار مي‌نموده‌اند.در پاي كوه‌الموت، در گوشه شمال شرقي، غار كوچكي كه از آب رو مجرا ‌هاي قلعه بوده، ديده مي‌شود. آب دژ از چشمه «کلدر» كه در دامنه كوه شمال قلعه قرار دارد، تأمين مي‌شده است.

قلعه الموت قزوین 

مصالح قسمت‌هاي مختلف قلعه، سنگ (از سنگ‌ كوه‌هاي اطراف)، ملات‌گچ، آجر، كاشي و تنپوشه هايی سفالی به قطر ۱۰ سانتی‌متر است.آجرهاي بنا كه مربع شكل و به ضلع بيست و يک سانتي‌متر و کلفتی پنج سانتي‌مترند، در روكار بنا به كار برده شده‌اند. در ساختمان ديوارها، براي نگهداري ديوارها و متصل كردن قسمت‌هاي جلو برج‌ها به قسمت‌هاي عقب، در داخل كار، كلاف‌هاي چوبي به‌طور افقي به كار برده‌اند. از جمله قطعات كوچك كاشي كه در ويرانه‌هاي دژ به دست آمده، قطعه‌اي است به رنگ آبي آسماني با نقش صورت آدمي كه قسمتي از چشم و ابرو و بيني آن كاملاً واضح است. امروزه در دامنه جنوبي كوه هودكان كه در شمال كوه قلعه‌الموت واقع شده است، خرابه‌هاي بسياري ديده مي‌شود كه نشان مي‌دهد روزگاري بر جاي اين خرابه‌ها، ساختمان‌هاي بسياري وجود داشته است.

در سمت باختری دژ گورستانی کهن به نام اسبه كله چال وجود دارد كه در بالاي تپه مجاور آن، بقاياي چند كوره آجرپزي نمايان است. در قله كوه هودكان نيز پيه‌سوزهاي سفالين كهن به دست آمده است. سال بناي قلعه‌الموت در كتاب نزهه‌القلوب حمدالله مستوفي، دويست و چهل و شش ه ـ .ق ذكر شده كه هم‌زمان با پادشاهی تازی متوکل عباسي مي‌باشد.اين دژ در قرن ۶ هجری خورشیدی به‌ دستور هلاكوخان مغول به آتش كشيده و ويران شد و از آن پس به‌عنوان تبعيدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. و تا ابتدای حكومت شاه ‌طهماسب صفوی دژ كالبدی سالم داشته است.متاسفانه حفاری‌هايی كه در دوره‌ی قاجار برای يافتن گنج در دژ الموت انجام شده، سبب ويرانی آن شده‌است.



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >چهارشنبه 16 مرداد1387|
روستای تاریخی کندوان

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،روستای کندوان تبریز،کندوان،خانه های ضخره ای،روستای تاریخی کندوان،کندوان کجاست،خانه های زنبوری کندوان،انسانهای غار نشین،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،تخت سليمان،زندان سليمان،آتشکده آذرگشنسب،ايوان خسرو،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،تپه باستاني سيلک،تپه جنوبي،تپه شمالي،کاشان،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

 روستای کندوان تبریز

 

کندوان در 62 کيلومتري جنوب غربي تبريز و در 22 کيلومتري جنوب اسکو در يک ناحيهء درّه اي با آب و هواي معتدل واقع شده است، داراي جاذبه‌هاي گردشگري به دليل شکل خانه‌هاي آن که به مانند کندوي عسل در دل کوه کنده شده اند.

کندوان يکي از سه روستاي صخره‌اي جهان است که اين موجب جذابيت بي‌نظير آن شده است. معماري روستاي کندوان و جاري بودن زندگي مردم در قالب بافت قديمي‌ آن يک استثنا در دنيا به حساب مي‌آيد. چرا که ديگر در ترکيه و آمريکا کسي در کاپادوکيه و داکوتا زندگي نمي‌کند. کندوان روستايي است بنا شده در صخره و تنها سازه اين دهکده را سنگ‌ها تشکيل مي‌دهند. خانه‌ها هرمي ‌شکل هستند و براي دام‌ها نيز حفره‌هايي در سنگ‌ها بنا شده است.

کندوان منطقه‌اي ييلاقي از رشته کوه‌هاي سهند است که مراتع سرسبزش عشاير زيادي را به آن جا مي‌کشاند. چشمه آب معدني کندوان نيز يکي از جاذبه‌هاي اين روستاي ۶ هزار ساله محسوب مي‌شود. آب اين چشمه با کمترين درصد سنگيني براي درمان بيماري‌هاي کليوي بسيار مفيد است.

 
پرفسور «ديويد رول» باستان‌شناس مشهور انگليسي در سفر به ايران و کشف نخستين مسير پستي دنيا، قدمت کندوان در اين مسير را يکي از استنادات خود براي نظريه فرود آدم _ يکجانشيني بشر غار نشين و زندگي اجتماعي انسان‌ها_ قرار داده است


در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوه هاي سهند؛ ده ها كران چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي شكل و دوك مانند؛ يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانه‏هاي آتشفشان سهند و ديگر كوه هاي آتشفشاني اطراف، طي هزاران سال، مواد مذاب بيرون مي‏جهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوسته‏اي از سنگ ايجاد گرديده است. توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران طي هزاران سال متمادي تغيير شكل داده و به فرم كران در آمده است. به تدريج قسمت هاي كمتر سخت كران ها ريخته و قسمت هاي سخت‏تر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كران هاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده، در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كران ها بلندتر و سالم‏تر باقي مانده است..

روستای تاریخی کندوان تبریز

 روستاي كندوان داراي مسجد، حمام، مدرسه و آسياب مي باشد که كران مسجد يكي از بزرگترين كران هاي روستا را تشكيل داده است. به دليل  شكل مخروطي خاص، اغلب كران هاي داراي طبقات مختلف، از داخل با يكديگر ارتباط ندارند. كران ها عموما داراي دو طبقه بوده و در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد كرده اند.

ارتباط طبقات بالايي كرانها با خارج، از طريق پلكان هاي بسيار زيبايي از بدنه خود كران تامين گشته است. طبقه هم كف، اكثرا اصطبل بوده و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده مي شود. در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده كرده اند. آبريزها اكثرا در كنار معابر و در خارج از كران ها و محيط مسكوني قرار داشته و هر چند خانواده به طور مشترك داراي يك آبريز هستند. آبريزها اكثرا داراي چند محل نشيمن و انباره مي‏باشد كه بستگي به شيب زمين دارد. به خاطر قطر و ضخامت زياد كران ها، ايجاد نورگير در طبقات پايين كار بسيار مشكلي است، بدين مناسبت نورگيرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شكل شطرنجي و در آنها قطعات كوچك شيشه تعبيه شده است.

روستای تاریخی کندوان تبریز

آثار معماري صخره اي در اغلب نقاط جهان به چشم مي خورد که در اکثر آنها اکنون ديگر سکنه اي زندگي نمي کند؛  ولي معماري صخره اي از نوع كندوان فقط در يك منطقه ديگر در روي زمين ايجاد شده و آن در دره زيباي گورمه تركيه است. البته وسعت منطقه معماي صخره اي در دره گورمه در حدود 15 الي 20 برابر كندوان آذربايجان شرقي است.

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >یکشنبه 6 مرداد1387|
محوطه باستانی سیلک ( sialk )

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،تخت سليمان،زندان سليمان،آتشکده آذرگشنسب،ايوان خسرو،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،تپه باستانی سیلک،تپه جنوبی،تپه شمالی،کاشان،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید 

تپه باستانی سیلک sialk

محوطه باستانی سیَلْک در منطقه فین کاشان واقع شده است و قدمتی در حدود هفت هزار سال دارد. محوطه باستانی سیَلْک در ضلع جنوب غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپهٔ شمالی و جنوبی که در فاصله ۶۰۰ متری یک ‌دیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شده است.
یکی از گورستان‌ها که گورستان الف نامیده می‌شود ۳۵۰۰ ساله است و در ۲۰۰ متری جنوب تپهٔ جنوبی واقع شده است که امروزه بر روی آن بلواری  کشیده شده است. گورستان دیگر که گورستان ب نامیده می‌شود ۳۰۰۰ ساله است و در زیر باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی ضلع غربی تپه‌ها قرار دارد.
تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده است که از گل رس و سفال ساخته شده است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد. در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده است که همگی این اشیاء در موزه‌ای در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است.

 از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و اطراف این تپه‌ها است. تپه تاریخی سیلک در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ۳۸ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید. سیلک دارای ۲ تپه شمالی و جنوبی است. قدمت قدیمی‌ترین آثار به دست آمده از تپه شمالی به حدود ۷۵۰۰ سال قبل می‌رسد و آخرین آثار مکشوفه از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال قبل است.

مسکن انسان در این ناحیه نخست به صورت کوه‌ها، یا خانه‌های محقری که از نی و شاخه‌های درخت ترکیب یافته بود، ساخته شد، و بعدها روی نی و شاخه‌های درخت گل مالیدند، و یا دیوارهای خانه را با چینه بالا بردند ولی خیلی زود برای بالا بردن دیوارها از خشت خام استفاده کردند. در ابتدا خشتها را بدون قالب می‌ساختند، ولی بعداً برای ساختن آن قالب به کار بردند، و توانستند خشتها را یک اندازه و منظم بسازند. در داخل خانه‌ها دیوارها را با گل اخری رنگ می‌کرند. و مردگان را در زیر کف اطاق‌ها که آجر فرش یا سنگ فرش نبود، دفن می‌نمودند. مردگان را در این قبرها به صورت «چمپاته» به خاک می‌سپردند، و همراه آنها در گورشان اشیایی قرار می‌دادند و این اشیا در بعضی از گورها پر ارزش و زیاد بود، و در بعضی دیگر کم و بی ارزش. ذوق و سلیقه هنری این مردم از روی حکاکی‌های آنها که نخستین بار روی استخوان انجام گردیده‌است، و از روی نقوش سفالشان ظاهر می‌گردد. در خانه زن که نگهبان آتش است، مدتها کار کوزه‌گری بدون چرخ را انجام می‌دهد.

علت دیرکرد به‌کار گیری چرخ را نیز همین دانسته‌اند. تنها در هزاره چهارم پیش از میلاد اختراع شد. در آن موقع کوزه‌گر با به‌کار گیری چرخ تکمیل شده سفالگری، توانست انواع گوناگون سفال‌هایی را که از دید هنری به درجه بلندی رسیده بودند به مشتریان بدهد. این سفال اطلاعات بسیار زیادی راجع به هنرمندان در آن زمان در دسترس ما می‌گذارد. سیلک تنها مکان تاریخی در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه تجارتی از میان رفت. در هنر سیلک جنبه تزیینی آن شدید است و هنری است که آریائی‌ها با خود آورده‌اند.

مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه در سال 4200 ق‌.م بدون‌ اينكه وضع زندگي آنها تغيير كند ، شكل نوع ، نقش و رنگ ظروف آنها به‌كلي تغيير كرده است . به‌نظر مي‌رسد كه ساكنين اصلي اين منطقه مغلوب اقوام تازه‌واردي شده‌اند ، كه از مشخصه‌هاي سفال آنها ، رنگ قرمز با نقشي سياه بوده ‌است .مظاهر نفوذ هنر اين اقوام در چشمه علي ري ، اسماعيل‌آباد و تپه‌هاي چلگه شهريار كشف شده است  ( 3800-4000 ق‌.م ) . مهم‌ترين اكتشافات اين تپه‌ها ، يافته‌هايي از لوحه‌هاي گلي عيلامي است . ظاهراً در 5500 سال پيش ، اين اقوام بر اثر ارتباط با مدنيت شوش ، نگارش خطي را فراگرفته‌اند و لوحه‌هاي گلي فراواني با قديمي‌ترين نوع اين خط در سيلك به يادگار گذاشته‌اند . تمدن اقوام تپه‌هاي سيلك در 3500 سال پيش ، مغلوب تمدن آريايي گرديد كه آثار آنها در طبقات مختلف حفاري از قبيل ظروف لوله‌دار بلند با نقش اسب ، خورشيد ، اسلحه آهني ، شمشير و نيزه‌هاي بلند كشف شده‌ است كه گورستان‌هاي الف و ب نامگزاري شده‌اند . آثار اقوام اواخر هزاره دوم ق‌.م از گورستان‌ «الف» به‌دست آمده‌ است و آثار اقوام اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول ق‌.‌م از گورستان «ب» تپه‌هاي سيلك به‌دست آمده است .

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >جمعه 14 تیر1387|
تخت سلیمان

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،تخت سلیمان،زندان سلیمان،آتشکده آذرگشنسب،ایوان خسرو،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید


 مجموعه باستانی تخت سلیمان

آثار باستاني تخت سليمان در 45 كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار گرفته است، وسعتي برابر با 5/12 هكتار دارد و به عنوان يكي از آثار تاريخي مهم كشور محسوب مي گردد. در اين منطقه نشانه ها و بقاياي استقرار از هزاره اول ق.م تا قرن 11 ه.ق ملاحظه مي شود. اما اوج شكوه و آباداني تخت سليمان مربوط به دوره ساساني مي باشد. كه ساختمان آتشكده آذر گشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترين معبد مورد احترام حكومت مذكور ايفا مي نمايد و آتش جاودان آن به مدت ۷۰۰ سال نماد بزرگی  آئين زردتشت محسوب مي شده و آتشكده ساساني آذر گشنسب از زمان حكومت ايلخانيان به بعد « تخت سليمان » نام گرفت.

از اوايل قرن 19 م به بعد نيز باستان شناسان از تخت بازديد و نهايتا" از سال 1959 ميلادي ( 1337 شمسي ) مجموعه توسط هيات حفاري آلماني با نظارت كارشناسان ايراني به مدت 20 سال مورد كاوش علمي قرار گرفت.....
وسيع ترين تاسيسات مذهبي و اجتماعي مجموعه مربوط به دوره ساساني است كه تاكنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. بقاياي آثار معماري اين مجموعه متعلق به يكي از بزرگترين نمادهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي اواخره دوره ساساني در قرن 6 م به شمار مي آيد.
بعد از زوال حكومت ساساني و یورش تازیان به ایران ، اين اثر بزرگ كه در جنگهاي ايران و روم در زمان خسرو و پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 هـ.ق تعداد اندكي از معتقدان آئين باستان ايران در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده است، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان به عنوان پايتخت باستاني و تفرجگاه استفاده مي شده، بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوعي تا قرن 11 هـ.ق ادامه حيات مي دهد.
از اين تاريخ به بعد، محل متروكه و به علت اعتقادات عامه مردم كه مكان فوق را منسوب به سليمان پیامبر مي دانند، ازآن به خوبي حفاظت ميشود.

نمایی از کوه زندان سلیمان

کوه زندان سلیمان


زندان سلیمان نام کوهی مخروطی و میان تهی در سه کیلومتری غرب تخت سلیمان است. این کوه هزاران سال پیش، یا بر اثر وقوع آتشفشان یا رسوب کانی‌های آب دریاچه آن (که اکنون خشک شده‌است)به وجود آمده‌است. ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود ۹۷ تا ۱۰۷ متر می‌باشد و بر فراز آن گودی عمیقی در حدود ۸۰ متر دیده می‌شود که قطر دهانه آن به طور تقریب ۶۵ متر است.

حفره کوه زندان سلیمان

این کوه در زمان مانایی‌ها (۸۳۰ تا ۶۶۰ ق.م) نیایشگاه بوده‌است. در اطراف کوه -زندان دیو- چشمه‌های آب گرم گوگردی متعددی دیده می‌شود که دارای خاصیت درمانی متعددی می‌باشد. اهالی محل این کوه زیبا را زندان سلیمان یا زندان دیو می‌شناسند و معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می‌کردند در این کوه زندانی می‌کرده‌است.



ایوان خسرو


اين ايوان در مجاورت آتشكده آذرگشنسب به عنوان كاخي جهت استفاده در زمان اجراي مراسم ديني ساخته شده است . تاريخ بناي ايوان مربوط به زمان خسرو اول معروف به انوشيروان دادگر مي باشد و طراحي آن كاملا" شبيه ايوان و با همان نقشه ولي با ابعاد كوچكتر انجام شده است بعد از حمله سپاهيان روم در زمان خسرو و دوم (624 ميلادي ) پادشاه ساساني كه به محاصره و غارت و تخريب آتشكده انجاميد. ساختمان كاخ در دوره ايلخانان مغول با انجام تغييرات و احداث واحدهاي جديد معماري براي مدتي به عنوان كاخ تابستاني انتخاب مي شود. در اين دوره بنا با مقرنسهاي گچي و كاشي هاي لعابدار وزرين نام تزئين مي شود در انتهاي ايوان نيز دو اتاق هشت ضلعي اضافه مي شود كه به عنوان تنها نمونه هاي كاخ دوره ايلخاني شناخته شده اند.

آتشکده آذرگشنسپ

آتشکده آذرگشنسپ


یكی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشكده های فلات ایران كه بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریكه شاهنشاهی به این نیایشگاه می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می كردند. 
آذرگشسب در كنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته كاخهای بسیار باشكوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است. این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه ۴۴ لیتر آب از خود بیرون می دهد. آتشكده ساسانی بزرگترین ساخته ساسانیان است كه تاكنون شناسایی و از زیر خاك بیرون آورده شده است. یك آتشكده دارای تعداد زیادی اتاق است. در مركز بنای آتشكده معمولا یك اتاق مربع به شكل یك چهار طاقی با محراب آتش ساخته می شود. دومین اتاق مهم «یزشن گاه» است كه در آن آتش را وقتی برای نیایش در معرض دید نیست، شعله ور حفظ می كردند.

نمای درونی حفره کوه زندان سلیمان

 

نمای درونی تخت سلیمان



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >پنجشنبه 6 تیر1387|
ارگ باستانی بم

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشی،شهر باستانی بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید 

ارگ باستانی بم

نمایی از ارگ باستانی بم

در فاصلة 193 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان بر بالای صخره‌ای بزرگ شهری را ساخته‌اند که به "ارگ بم" معروف شده است. این بنای کهن‌سال در واقع شهر قدیم بم است. ارگ بم نمونة زیبایی از شیوه‌های معماری ایرانی در ادوار مختلف می‌باشد.
این شهر به "بزرگ‌ترین مجموعة خشتی جهان" معروف شده بود که سالانه هزاران جهانگرد داخلی و خارجی از آن دیدن می‌کردند. ارگ بم در بین دو رشته کوه کبودی و کوه بارز قرار گرفته است که وجود این کوه‌های بلند باعث فراوانی ذخایر آب‌های زیرزمینی و حاصلخیزی منطقه می‌باشد. شاید به‌همین دلیل زندگی در منطقة بم حداقل از شش هزار سال قبل (هزارة چهارم قبل از میلاد مسیح) آغاز شده بود. از این دوران دو تپة تاریخی را می‌توان نام برد که یکی به‌نام "بیدرون" در ده کیلومتری شمال ارگ، و دیگری به‌نام "تل آتشی" در فاصلة سی کیلومتری شرق آن واقع شده است.

قدمت ارگ بم براساس نوشته‌های تاریخی، از قبیل "حدود العالم" و "تاریخ وزیری" به دو هزار سال پیش می‌رسد. بررسی‌های باستان‌شناسی حاکی از آنند که ارگ احتمالاً قبل از دورة ساسانی و در دورة اشکانی احداث شده باشد. علاوه بر اینکه این شهر از لحاظ آب و هوا و حاصلخیزی دارای اهمیّت فراوانی می‌باشد، از لحاظ موقعیت جغرافیائی و استراتژیکی نیز حائز اهمیت بوده است. دلیل آن نیز قرار گرفتن این شهر بر مسیر یکی از مهم‌ترین شعبه‌های راه ابریشم، به نام "راه ادویه" می‌باشد.

ارگ بم از دو هزار سال پیش تا حدود 180 سال پیش (یعنی دورة قاجار) مسکونی بوده است. مساحت این ارگ، در حدود ۱۸۰٬۰۰۰ متر مربع بوده و دیوارهایی به بلندی ۶ تا ۷ متر و درازای ۱۸۱۵ متر آن را احاطه کرده‌اند. دور تا دور قلعه خندق‌های عمیقی وجود داشته است که آن را از یورش‌های دشمنان محفوظ می‌کرده است. احداث خندق دور شهر به‌منظور دفاع در مقابل حملات دشمنان از ابتکارات ایرانیان بوده است که توسط سلمان فارسی به تازیان آموخته شد. روی باروهای شهر و در فواصل معین برج‌های دیده‌بانی درست شده بود که تعداد آنها به 38 برج می‌رسید.

 در اینجا نظر شما را به دو نکته در مورد ارگ بم جلب می‌کنم. یکی وجود حمام‌های خصوصی و عمومی در این شهر است و نکتة دیگر حضور مردمی از نژاد و دینی متفاوت با ایرانیان در این شهر باستانی.که این خود گواه رعایت بهداشت و حقوق دیگر ادیان و مردم دیگر کشورها درتاریخ باستان شهر بم دارد.... 



 در معماری این شهر باستانی، دو بخش متمایز دیده می‌شوند:

بخش شاه نشین و مردم نشین


بخش شاه نشین 

بخش شاه نشین

بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشكل از بنا هايي است، همچون؛ برج اصلي ، چهارفصل ، خانه شاه ، چاه آب ، حمام ، خانه رئيس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسياب بادي) ، سرباز خانه ، دروازه (ساساني) و برج و باروي اين مجموعه را شامل مي شود . گفتني است كه جز بناي آسياب بادي ، ديگر بخش هاي شاه نشين بر باروهايي سنگي با بلندي نزديك به هفت متر استوار شده است كه در زير روكش كاهگلي پنهان مانده است ، چنين به نظر مي رسد كه در لايه هاي مانده در محدوده باروي سنگي به ويژه در سطوح زيرين آن كهنه ترين بخش شاه نشین باشد. در بخش شرقي شاه نشين دروازه مسدود شده اي است كه آن را كد كرم (خانه كرم) مي خواندند...

  
بخش مردم نشين

بخش مردم نشین

بخش مردم نشين با حصاري بلند در راستاي شرقي غربي از بخش شاه نشين جداشده و دسترسي اين دوبخش به يكديگر از راه دروازه اي است كه از شمال بناي مير آخور به سرباز خانه شاه نشين مي رسد. بخش مردم نشين را به دوره اي از گسترش ارگ نسبت داده اند ، با اين حال اين دوبخش در ميان باروي حصيني با 38 برج بزرگ و كوچك جاي دارد كه يكپارچه به نظر ميرسد وتنها دروازه اين مجموعه در ميان باروي جنوبي مردم نشين جاسازي شده است . فضاي مردم نشين شامل : دروازه ورودي ، بناي سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع دوران اسلامی ، بناي زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، ميدان تكيه، مسجد پيامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بناي ميراخور و محله هاي مسكوني است . 

لازم به ذکر است که در پنجم دیماه ۱۳۸۲ زلزله ای این ارگ باستانی و شهر بم را با خاک یکسان کرد

بم پس از زلزله



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >پنجشنبه 30 خرداد1387|
تاق بستان

تاق بستان،طاق بستان،ایوان کوچک طاق بستان،ایوان بزرگ طاق بستان،تاجگذاری اردشیر دوم،نقش سوارکار،نقش شکار گوزن،نقش شکار گراز،نقش قاجار طاق بستان،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید

 طاق بستان

تاق بستان

محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است. در اين محوطه، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است. در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد. ديدگاه اول توسط اردمن (Erdmann) مطرح شده است به نظر او، اين ايوان در زمان پيروز يكم (459 ـ 448 م) ساخته شده است.
ديدگاه دوم توسط هرتسفلد (Herzfeld) ارائه شده است؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم (628 ـ 590 م) ساخته شده است. ديدگاه سوم توسط فن گال (von. Gall) مطرح شده؛ او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن، در زمان پيروز يكم ساخته شده،

تاجگذاری اردشیر دوم

تاجگذاری اردشیر دوم

در سمت راست ايوان كوچك، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم (383 – 379 م) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد. در اين صحنه، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد. شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد. ریش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است. وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد. گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است. گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواریدي درشت است. شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و  بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است. همچنين به تاج شاه در قسمت پشت، روباني آويخته شده است.
در سمت راست شاه، پيكره پیری خردمند به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند. او داراي صورتي كشيده و ریش بلندي است، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است. او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد. تاج پیر خردمند از نوع تاج هاي كنگره دار است، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است.
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است.
در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است.


ايوان كوچك

 
اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است. در دو طرف ورودي اين ايوان، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد. بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است. ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده که در بخش فوقاني، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93/2 متر ايجاد شده است. در داخل اين طاقچه، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند.

نگاره شاهپور دوم و سوم  

شاهپور دوم و سوم


در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند. هر دو،‌ دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند.
پيكره شاپور دوم، داراي چشماني درشت، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن در حلقه اي فرو رفته. موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است. تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است. به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان شده است. شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي در گردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است.

سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
“اين پيكري است از بغ مزدا پرست. خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد. فرزند بغ مزدا پرست، خدايگان هرمز، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان“
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
“اين پيكري است از بغ مزدا پرست، خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه“

 

ايوان بزرگ

ایوان بزرگ تاق بستان


مهمترين اثر در طاق بستان، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد. اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85/7 متر كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد.
ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است. بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است.

نقش بالای ایوان بزرگ

نقش ایوان بزرگ

 
در صحنه تاج ستاني، پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است. دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف پیر خردمند دراز كرده است. جزئيات صورت شاه، آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه، گونه ها گوشتالو، چشم ها درشت و ابروها برجسته است. ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است. شاه، ‌تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است. در جلو تاج، هلالي قرار دارد. بر فراز تاج، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است. در حد فاصل اين دو بال، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود. در داخل هلال، نيز گوي بزرگي قرار دارد.
در سمت راست شاه، پيكره پیر خردمند با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است. او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند. در سمت چپ شاه، پيكره آناهيتا، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است. در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است.

نقش پایین ایوان بزرگ

نقش پایین ایوان بزرگ


در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد. اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است. اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند، به طوري كه فقط چشمان او مشخص است. همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار داده. بر روي پايه اين تاج، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است. اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است. همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است. حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است. در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است.

ديوارهاي جانبي ايوان


ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد. در ديوار سمت راست، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است.

صحنه شكار گوزن

نقش شکار گراز

 
اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است. در اين صحنه فيل باناني در سه رديف، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند. اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند، در حال فرار مي باشند. در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است. در قسمت بالا، شاه سوار بر اسب، آماده براي شكار مي باشد. او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد. در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است. در پشت سر شاه، سه رديف زن نقش شده است؛ دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند. در مقابل شاه عده اي از رامشگران بر روي سكويي نشسته اند. برخي از اين رامشگران در حال كف زدن و برخي نيز چنگ مي نوازند. در مقابل اين رامشگران چهار نفر به حالت ايستاده در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند. صحنه بعدي، شاه را در حال شكار نشان مي دهد، در اين صحنه شاه سوار بر اسبي است كه چهار نعل به دنبال گوزن ها مي تازد. در پشت سر شاه نيز شش اسب سوار در حال تاخت مي باشند. در پائين اين صحنه شاه كمان را بر گردن انداخته كه اين نشان مي‌دهد، شكار پايان يافته است. در سمت چپ حصار، چند نفر شتر سوار، گوزن هاي كشته را حمل مي كنند.

صحنه شكار گراز

نقش شکار گوزن


اين صحنه در قابي به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاري شده است. در سمت چپ اين قاب، 12 فيل در 5 رديف عمودي نقش شده كه بر روي هر كدام از اين فيل‌ها، دو نفر سوار شده است. اين فيل بانان در حال رم دادن گرازها از مخفي گاه باطلاقي خود به درون نيزارها مي باشند. در قسمت بالاي صحنه شكار، قايق پارويي ديده مي شود كه در داخل آن پنج نفر در حال كف زدن مي باشند. همچنين دو پارو زن در داخل اين قايق وجود دارد. در مركز صحنه، شاه در داخل قايقي ايستاده كه در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند. شاه با تير و كمان در حال تيراندازي به طرف دو گرازي است كه به سوي او جهيده اند. در داخل اين قايق، چهار نفر قرار دارد. نفر اول و پنجم، پاروزن هستند و نفر دوم خدمه شاه است كه تيري در دست دارد. نفر چهارم نيز چنگ نوازي است كه در حال نواختن چنگ مي باشد. در اطراف اين قايق، پرندگان و ماهيان در ميان گياهان آبزي در حركتند. در عقب قايق شاه، قايق ديگري ديده مي شود كه چهار نوازنده زن، در حال نواختن چنگ مي باشند. در سمت راست قاب، صحنه پايان شكار نشان داده شده است. در اين صحنه شاه در داخل قايقي ايستاده و كماني كه زه آن باز مي‌باشد به نشانه خاتمه شكار در دست چپ گرفته است. همچنين برخلاف صحنه قبل، در كمر شاه شمشيري ديده نمي شود. بر دور سر او نيز هاله اي قرار دارد. در عقب اين قايق، قايق ديگري وجود دارد كه در داخل آن، زنان نوازنده در حال نواختن چنگ مي‌باشند. در قسمت پائين صحنه پنج فيل سوار، در حال جمع آوري گرازهاي شكار شده، نقش شده اند. عمل جمع آوري گرازها، به وسيله خرطوم فيل صورت مي گيرد و خدمه فيل ها با گرزهايي كه در دست دارند ضربه آخر را بر گرازها وارد مي كنند. در داخل قاب، در قسمت بالا، گرازهاي شكار شده بر روي فيل ها نشان داده شده و در قسمت پائين، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده و خدمه ها در حال قطعه قطعه كردن آنها مي باشند.

 
سنگ نگاره دوره قاجار

نقش قاجار تاق بستان

 
در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است. در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا دولت شاه بر روي تختي نشسته است. وي صورتي فربه و ريش بلند دارد. سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد. تاج او از نوع تاج های كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است. لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد. 

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >جمعه 24 خرداد1387|
آثار باستانی بیستون

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، کرمانشاه،آثار باستانی کرمانشاه،بیستون،بهستون،فرهاد تراش،نقش مهرداد دوم،نگاره مهرداد دوم،مجسمه هرکول،کتیبه داریوش،غارهای باستانی،غار مرخره،غار مر تاریک،غار مر آفتاب،غار مردودر،غار شکارچیان،تپه نادری،نقش بلاش،نقش ولگش،نگاره بلاش،نگاره ولگش،شاهزاده پارتی،نقش گودرز دوم اشکانی،آتشدان پاتی،پل خسرو،سد ساسانیان

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید 

 بيستون در استان کرمانشاه قرار دارد و از شمال به بخش تاريخي دينَوَر، از مشرق به بخش مرکزي شهرستان صحنه ، و از جنوب و مغرب به بخش مرکزي شهرستان هَرْسين محدود است .. طبق گفته ديودور مورخ يوناني نام اصلي بيستون بگستان ( به معناي جايگاه خدا ) نام داشته است .

پيشينه . بيستون بر سر راه تاريخي ميان شرق و غرب قرار داشت ، راهي که ري و هَگمتانه  را به حُلوان ، بابل و بغداد پیوند مي کرد و از بين النهرين در سه شاخه به سمت مصر، شرق مديترانه و آسياي کوچک و يونان و غرب امتداد مي يافت ، و پايتختهاي امپراتوريهاي بزرگ آن زمان را به يکديگر پیوند میداد.

کهنترین نوشته که در آن به کوه و کتيبة بيستون اشاره شده ، نوشتة ديودوروس سيسيلي است . به گفتة وي ، اسکندر مقدوني ضمن لشکرکشي از شوش به همدان ، از بيستون ديدن کرده است . در نوشته های کهن يوناني نيز  نام بيستون آمده است .

از آثار باستانی این شهر میتوان از مجسمه هرکول،کتیبه داریوش بزرگ،فرهادتراش،نگاره های باستانی، غارهای باستانی و .... نام برد.


مجسمه هرکول

مجسمه هرکول بیستون

مجسمه هرکول که به نظر مي آيد تنديسي از تجاوز اسکندر مقدونی و حکومت سلوکيان به ايران باشد در بيستون در سال 1327 هجري هنگام احداث جاده آسفالته همدان به کرمانشاه در دامنه کوه کشف شد . اين اثر شخص نيرومندي را نشان ميدهد که به پهلوي چپ به روي نقش شيري در سايه درختي لميده است و در دست چپ پياله اي از شراب در دست دارد و دست چپش را بروي پاي راستش قرار داده است . سر اين مجسمه در سال 1380 کنده و دزديده شده بود که پس از چند سال کشف و دوباره به جايگاه اصلي خودش برگشت . درازاي اين تنديس 147 سانتي متر است . پشت اين تنديس کتيبه اي از زمان سلوکيان وجود دارد که مفهوم آن به اين شرح است : ” به سال 164 ماه پانه موي هرکول فاتح درخشان هياکينتوس پسر پانياغوس به سبب نجات کل امن- فرمانده کل - اين مراسم برپا شد . ” که خوشبختانه اين سلسه توسط مهرداد و تيرداد پارتي در هم کوبيده شد و سلسله شاهنشاهي ايراني اشکانيان جايگزين آن شد و دوباره ايران رو به فرهنگ کهن خود رفت و دست متجاوزان را کوتاه نمود .

کتيبه داريوش

کتیبه داریوش

کتيبه داريوش بزرگ ( 486 - 521 قبل از ميلاد ) در سه زبان پارسي باستان - عيلامي و بابلي در ارتفاع هفتاد متر بالاتر از سطح زمين بر دامنه کوه بيستون حک گرديده است . داريوش بزرگ وقايع اولين سالهاي پادشاهی خود و پیروزیهایی را که در نوزده جنگ نصيب او گرديده بود تماما ذکر مينمايد . متن پارسي باستان در 414 سطر و پنج ستون است . در زير نقش داريوش بزرگ نقش 9 نفر نافرمان که عليه شاه قيام کرده بودند و همگي آنها مغلوب شدند قرار گرفته است . در اين کتیبه که يکي از برزگترين اسناد تاريخي ايران زمين و جهان محسوب ميشود داريوش خود را نهمين پادشاه هخامنشي مينامد . که اسامي نه شاه قبلي به شرح زير ميباشد . 1) هخامنش - 2) چيش پيش - 3 ) آريارمن - 4 ) ارشام شاه - 5) کورش کوچک جد کورش بزرگ - 6) کمبوجيه - 7 ) کورش دوم که به شاهنشاه بزرگ ملقب است -   8 ) کمبوجيه دوم ( فاتح سرزمينهاي مصر ) - 9 ) و بالاخره داريوش بزرگ .

گفته ميشود نماي پيشين صخره که برجسته کاريها برآن کنده شده حدود 340 پا بالاتر از چشمه هاست و ابعاد برجسته کاري 18 در 10 پاست که قامت “داريوش”5 پا و 8 اينچ (170 سانتيمتر)بلندي دارد.اجراي اين بنا در چند مرحله انجام شده است.نقش برجسته ها و متن اصلي عيلامي در حدود سال 520 قبل از ميلاد کنده کاري شده و سپس روايت اکدي به آن افزوده شده است.برجسته کاري “داريوش” را به اندازه طبيعي و زير سايه حمايت نماد ايران کهن ( فره وشي=فروهر ) با بال گشوده نشان مي دهد که يک دست خود را بلند کرده و در دست ديگر کمان خود را گرفته است؛در پشت او در اندازه اي کوچکتر سلاح داران او (در سمت چپ “گوبرياس”و ديگري احتمالا”"اينتافرن”)ايستاده اند. “داريوش” پايش را بر چهره “گئومات”که به پشت بر زمين افتاده نهادن است و در پشت “گئومات”8شاه دروغي که با ريسماني به هم بسته شده اند پشت سر هم صف کشيده اند.احتمالا” هنگام لشکرکشي به ماد عليه “فرورتيش”بوده که “داريوش”فرمان داده نقش و يادگار پيروزيهايش را بر اين صخره ترسيم کنند و بنويسند و شايد اصل اين ابتکار از شاه” آنوبانيني”(حدود2000سال ق.م.)در دروازه زاگرس (سرپل)باشد که او چند روز قبل از آنجا گذشته و آن را ديده بوده است.

برای خواندن متن کامل کتیبه های داریوش اینجا را کلیک کنید


مجموعه غارهاي باستاني


1. غار مر خر (مر خريل)

2. غار مر تاريک

3. غار مر آفتاب

4. غار مر دودر

5. غار شکارچيان

غار شکارچيان


 كشف غار شكارچيان به سال 1949 توسط باستان شناس و انسان شناس آمريكايي بنام كارلتن كوون کشف گردید. وي در زمستان آن سال به اميد يافتن غار هايي با آثار آن عصر به ايران آمد. اولين هدف وي در اين سفر بازديد از غار كوچكي بود كه در نزديكي كتيبه مشهور داريوش در بيستون فرار داشت و زبان شناسي بنام كامرون همزمان با مطالعه كتيبه آنرا ديده بود و بعدها به نام غار شكارچيان مشهور شد. كوون پس از بازديد اوليه از غار، چند ماه بعد بمدت دو هفته به كاوش در اين غار پرداخت كه منجر به كشف هزاران ابزار سنگي مربوط به فرهنگ موستري و بقاياي استخوان حيوانات شكار شده اي چون گوزن و اسب وحشي شد. اين يافته ها احتمالا بين 70 تا 40 هزار سال قدمت دارند.


غار مرخَر

 در نزديکي روستاي بيستون غار عميقي به طول 27 متر قراردارد که قدمت بقاياي باستاني آن حداقل به دوره پارينه سنگي مياني موستري Mousterian تا عصر حاضر مي­رسد . اين غار مقابل رودخانه گاماسياب بر دامنه کوه بيستون واقع شده است در حفاري­هاي انجام شده مجموعه­اي از کارافزارهاي سنگي و استخواني بقاياي جانوري ، ذغال و ... بدست آمد که استقرارهاي پارينه سنگي جديد را در زاگرس مشخص مي کند .
آثار اندکي از جمله سفال از دوره ساساني و بقاياي جديدتر بدست آمده است و اين آثار خبر از يک دوره زماني 35 هزارساله تا دوره پارينه سنگي در اين غار مي­دهد .

تپه نادري

تپه نادري در مجموعه تاريخي بيستون و به فاصله 32 کيلومتري شمال شرقي شهر کرمانشاه قراردارد و اولين اثر ( از سمت شرق ) در اين مجموعه بزرگ محسوب مي گردد . درازاي اين تپه 1200 متر و پهناي آن 300 متر است. متأسفانه در جهت گسترش روستاي نادر آباد بخشي از تپه مسکوني گرديده است . با توجه به تکه سفالهاي نخودي و سياه رنگ قدمت اين تپه به هزاره دوم و سوم پيش از ميلاد مي رسد .علاوه بر آنکه اين تپه داراي قدمتي پنج هزار ساله مي باشد بر روي آن بقايايي از قلعه اي که در دوره نادرشاه احداث گرديده است مشاهده مي شود که سبب وجه تسميه نام آن نيز گشته است البته از قلعه تنها بقاياي باروهاي آن که از خشت مي باشد به چشم ميخورد و در سطح خاک چيزي عيان نمي باشد و مستلزم پژوهش ميباشد . آثار بدست آمده در اين تپه با آثار تپه گيان نهاوند مقايسه مي شود . همچنين جاده آسفالته همدان - کرمانشاه تپه را به دو قسمت تقسيم کرده است .

 

فرهاد تراش

فرهاد تراش بیستون


در جهت جنوبي سنگ نگاره و سنگ نبشته­ي داريوش بزرگ ، بر سينه کوه بيستون ديواره­ي بزرگي است که اين ديواره در بين مردم به فراتاش يا فرهاد تراش معروف است. درازاي فراتاش 180 متر و بلندي آن 33 متر است در هيچ نقطه­اي از ايران هيچ کوهي را به اين اندازه نتراشيده­اند و آماده نکرده­اند بطور کلي براي همه کساني که اين ديواره­ي سنگي تراشيده دست نخورده را ديده و يا مي­بينند اين پرسش پيش مي­آيد که اين محل را چه کسي و در چه زماني و براي چه منظوري تراشيده است ؟ چرا اثري از اسکنه پيکر تراش و يا قلم کتيبه نويس بر آن ديده نمي­شود ؟
« هوزينگ » در نوشتاري به نام « زاگروس و اقوامي که در آن ساکن هستند » اين صفحه­ي کوه را يک منبع تاريخي نانوشته مانده ، ناميده است.
« هرتسفلد » و بيشتر ايران­شناسان خارجي معتقدند که « فراتاش » از آثار داريوش شاه هخامنشي است و مي­گويند اين فرمانرواي بزرگ مي­خواسته وصيت نامه خود را در اين­جا بنويسد.
« ويليامز جکسن » درباره اين اثر به قاطعيت سخن نمي­گويد و با آوردن نقل قول از « ديود وروس سيسيلي » و داستان سميراميس مقايسه­اي انجام داده و سپس نتيجه گيري مي­کند که : اگر کسي مايل باشد که براساس فرضيات خيالي و مباني سست در اين­باره نظري اظهار بدارد آسان­تر آن است که تصور کند داريوش پس از اتمام سنگ نبشته­ي مشهورش و نقش­هاي آن دستور داده است تا فضاي خالي حاضر را براي ثبت کارهاي ديگرش ، خاصه لشگرکشي اش را به يونان ، آماده سازند. اما شکستهاي « آتوس » و « ماراتون » ، شورش مصر و دست مرگ اين نقشه را برهم زد و مسير تاريخ را تغيير داد و آن صفحه­ي سنگي نانوشته را شاهد خاموش پيروزي يونان و آغاز زوال ايران قرار داده. ولي اين حدس و خيالي بيش نيست ، خاصه وقتي که اين پرسش پيش مي­آيد که چرا داريوش قسمت وسط کوه را که بهترين جاي آن است براي ثبت کارهاي بعدي خود نگه داشته است؟ تنها چيزي که به يقين توان گفت اين است که از ظاهر کلي اين محل و ماهيت پيرامون آن اثر قدمت بسيار هويدا است.
« پروفسور لوشاي » عقيده دارد که اين سنگ تراشي به دوره­ي هخامنشي تعلق نداشته بلکه در حدود هزار سال بعد از داريوش بزرگ به فرمان خسرو دوم ساساني آن­را در کوه بيستون تراشيده اند. وجود ديوار محافظ ، فنون خاصي که در کندن کوه بکار گرفته شده و از همه مهم­تر علامت­هايي که از سنگ­ تراشان بجاي مانده است همگي تعلق اين اثر را بر دوره ساساني تائيد مي­کند. بلندي اين ديوار از پي 450 سانتيمتر و قطر آن 1/5 متر است. اين ديوار که سنگ چين شده است ، در مقابل فراتاش بنا شده است.
اهالي اين منطقه ، سنگ تراشي فراتاش را کار فرهاد کوه کن مي­دانند و معتقدند که فرهاد به خاطر عشق به شيرين ( زن خسرو پرويز ساساني ) به اين کار سنگين تن در داد. داستان عشق فرهاد الهام بخش شاعران گذشته اين مرز و بوم گرديد و زمينه­اي براي طبع آزمايي آنان شده. از آن ميان مثنوي عاشقانه « خسرو و شيرين » نظامي گنجوي گوي سبقت از همگان ربوده است. شعر نظامي پيروزي فرهاد و عاقبت دردناک وي را جاويدان ساخت بدانسان که خواننده داستان خسرو و شيرين احساس مي­کند که صداي تيشه­ي فرهاد را که بر کوه فرود مي­آيد ، مي­شنود.
بيستون تنها الهام بخش شاعران بزرگ نبوده بلکه الهام بخش مينياتور سازان ايراني بوده و ايشان را بر سر شوق آورده است. اکثر مينياتور سازان که از قرن دهم هجري به بعد کتاب « نظامي گنجوي » را مصور کرده­اند به صورتي کاملا مشخص و نمايان ديواره­ي بلند بيستون و چشمه­هاي پاي آن را همواره با نقش خسرو و شيرين قلم زده­اند .

 
سنگ نگاره  ولگش

نگاره بلاش بیستون


در دامنه­ي كوه بيستون، در حدود چهارصد متري شرق گودرز ، تخته سنگ بزرگي هست كه بر آن نقش­هايي كنده شده است. تخته سنگ چهار ضلعي نا منظمي است به بلندي 250 سانتيمتر كه گرداگرد آن به شش متر مي­رسد. در سه جانب آن نقش­هايي با برجستگي كم حجاري شده است. نقش وسط مردي است به بلندي 180 سانتيمتر با ريش توپي و سبيلي تابداده و گيسواني بلند كه به خوبي نشان داده است و سر بندي موهاي بلندش را تزيين كرده است. نيم تنه­اي ساده كه از كمر به بالا چسبان است ، با دامني گشاد بر تن دارد. گردن بندي به گردن آويخته و كمربندي بر ميان بسته است.  پنج حلقه در كمربند بخوبي ديده مي­شود. از حلقه مياني ، دو رشته روبان آويزان است. در دست چپ جامي به بلندي 13 و دهانه­ي 17 سانتيمتر دارد و دست راست را بر فراز آتشداني ( بخورداني ) دراز كرده است و چيزي را كه در ميان انگشتان گرفته است در حال ريختن در آتش است. شلواري گشاد با مچ­هاي بسته به پا دارد آتشدان نيز استوانه­ي پايه­داري است به بلندي 72 سانتي متر که بر بدنه­ي اين آتشدان سنگ نبشته­اي پارتي كنده شده است که در 9 سطر از بالا تا پايين آتشدان نويسانده شده و به علت آهکي بودن سنگ به مرور قسمتي از آن محو و ناخوانا شده است.

ترجمه سنگ نوشته : 
اين پيکر ولگش شاهنشاه پسر ولگش شاهنشاه نو .........

 
سمت چپ نقش ولگش ، بر ضلع ديگر تخته سنگ ، نقش ديگري وجود دارد. حالت كلي نقش طوري است كه بيننده تصور مي­كند صاحب نقش در حال قدم برداشتن به طرف نقش مياني است. صورت نقش فربه و بدون ريش است و احتمالا نقش زني و يا جواني است به بلندي 159 سانتي­متر كه جامه­اي نظير جامه بلاش (ولگش) بر تن دارد. گردنبندي نيز در گردن دارد  و دست چپ را بر كمر استوار كرده است و بازوبندي كه خيلي مشخص کنده شده ، بر بازوي چپ خود دارد ، دست راستش را در حاليكه از آرنج خم كرده بطرف بالا گرفته است و شيئي را كه احتمالا « برسم » يا دسته گلي است در دست دارد.
سمت راست نقش مياني نيز ، بر ضلع ديگر تخته سنگ ، سومين نقش كنده گري شده است. حالت اين نقش نيز مانند نقش قبلي ، گويي در حال حركت به سوي نقش بلاش است. نيم تنه­اي كه تا زانوانش مي­رسد ، بر تن دارد و كمربندي بر ميان بسته و گردنبدي كه كاملا مشخص است بر گردن دارد. صورت نقش را ريشي توپي مانند نقش مياني ، پوشانده است و دست چپش ديده نمي­شود ولي دست راست واضح است و شئي كه تشخيصش دشوار است ، در دست دارد ، پاي پوشي نظير نيم چكمه به پا دارد. بر بالاي ران پاي راستش نواري بسته شده كه دنباله آن را باد به حركت در آورده است. بلندي قامت اين نقش 164 سانتي­متر است.
بخش ديگر اين تخته سنگ از بالا تا پايين كاملا تراش خورده و آماده كندن نقش و يا كتيبه اي شده است.
در اطراف اين تخته سنگ ، سنگهاي تراش داده شده نيمه كاره بسيار است كه تا ابتداي ديواره­ي كوه بطور پراكنده ديده مي­شوند.

نقش شاهزاده پارتی

در کنار نقش بلاش بر روي تخته سنگي كه از صخره جدا شده نيز تصويريك شاهزاده­ي پارتي ديده مي­شود كه در برابر يك آتشدان (بخوردان يا عوددان ) مشغول انجام مراسم مذهبي است. اين نقش داراي برجستگي اندك و نماي تمام رخ است و در آن خصوصيات پوشاك شاهزاده بخوبي نشان داده شده است



نقش برجسته مهرداد

نگاره مهرداد دوم بیستون


اين بناي يادگاري در حد فاصل بين هرکول و سنگ نبشته­ي داريوش بزرگ است و يادگاري از مهرداد (ميتريدات) دوم مي­باشد. متأسفانه کتيبه­ي شيخ عليخان زنگنه مقداري از اين نقش را محو کرده است ولي هنوز مي­توان در طرف چپ آن دو صورت بزرگ را به خوبي تشخيص داد بقاياي کتيبه يوناني بالاي آن نقش و همچنين اثر نقش ديگري در طرف راست آن مشهود است و در طرف چپ آن تصوير سه اسب سوار با يک سنگ نبشته­ي کوتاه يوناني نيز ديده مي­شوند.


ترجمه این سنگ نوشته :
گوفاساتيس – ميتراتيس ناظر – گوتازرس ساتراپ ساتراپ­ها و شاهنشاه بزرگ


نقش گودرز دوم اشکاني

نقش گودرز دوم اشکانی


سمت شرقي نقش برجسته­ي مهرداد دوم بر روي همان صخره ، يکي از جانشينان او يعني گودرز دوم ( 46-51 ميلادي ) سنگ نبشته و نقش برجسته­اي کنده کاري کرده است. در اين نقش پيروزي گودرز دوم بر رقيبش مهرداد نشان داده شده است. مهرداد يکي از شاهزادگان پارتي بود که در دربار « گلاوديوس » امپراطوري روم پرورش يافت و به تشويق امپراطور براي تصاحب تاج و تخت به ايران لشگر کشيد ولي مغلوب گودرز دوم شد اين نقش دو سوار مسلح به نيزه را نشان مي­دهد درحالي که يکي ديگري را به زمين افکنده. در بالاي سر گودرز فرشته­اي در حال پرواز است. در دست فرشته حلقه­ي گل پيروزي ديده مي­شود ، غير از فرشته­ي بالدار پيروزي که بر سر شاه پيروزمند تاج گل مي­نهد و منشاء يوناني دارد ، نقش­هاي ديگر اين نقش برجسته کاملا ايراني هستند. پشت سر گودرز نقش يکي از نزديکانش ديده مي­شود. سنگ نبشته­اي به خط يوناني باستان نام اين دو پادشاه را در برداشته :

« مهرداد پارسي .... گودرز شاه شاهان ، پسر گيو »


آتشدان پارتي


در شمال سنگ نبشته­ي داريوش بزرگ ، آثار بنايي از دوره­ي پارتي باقيمانده است. به عقيده « پروفسور لوشاي » رئيس هيأت حفاري ايران و آلمان اين بنا پرستش­گاهي است که در زمان اشکانيان همزمان با آثار ديگر اين دوره در بيستون ساخته شده است. اين پرستش­گاه دوره­ي پارتي که بر روي تخته سنگ منقوش اشکاني قراردارد از دو صفه به وسيله 10 پله که از سنگ کوه در آورده شده­اند به هم مربوط مي­گردند. درازاي هريک از پله­ها در حدود 80 سانتيمتر است. اين پله­ها بطور نامنظم تا نقش بلاش ادامه دارد. در ميان صفه بالايي آتشداني از سنگ با دهانه­اي 35 سانتيمتري درآورده شده است.


پل خسرو


بر سر راه باستاني­اي که از بيستون به سرماج مي­رود ، در نزديکي جاده آسفالته کرمانشاه - همدان ، پايه­هاي پل عظيمي وجود دارد که به نام خسرو معروف است بناي پل را به خسرو شاهنشاه ساساني نسبت مي­دهند.

بقاياي ديوار ساساني


در کنار رودخانه گاماسي آو و ساحل راست اين رودخانه ، سمت جنوبي بيستون ، ديواري طولاني از سنگ تراش و قلوه سنگ و ملات ، بنا شده است. اين ديوار بزرگ در کاوش­هاي هيات باستان شناسي مشترک ايران و آلمان بين سال هاي 46-1342 کشف و خاکبرداري شده درازاي ديوار 1100 متر قطر آن 250 سانتيمتر است. نماي بيروني ديوار با سنگ تراشيده شده است و پشت سنگ­ها را با قلوه سنگ­هاي ريز و درشت پر کرده­اند قسمت­هاي قديمي تر را که در ملات گچ غربالي و قسمت­هاي بعدي را در گل کار گذارده­اند. سنگ­هاي حجاري شده­ي ديوار ، چهار گوشه­هايي هستند که اندازه­هاي آنها يکنواخت نيست و در ابعاد 80×65 و 90×60 و 100×100 سانتيمتر ساخته شده­اند. بلندي ديوار چهار تا پنج متر است. در اغلب سنگ­هاي حجاري شده­­­ي ديوار ، علايم ويژه حجاران عصر ساساني به چشم مي­خورد و عظمت اين ديوار با توجه به سرستون­هاي پيدا شده در بيستون ، اين تصور را در نگاه نخست بوجود مي­آورد که منظور از بناي آن شايد ايجاد کاخي بزرگ به بزرگي قصر شيرين بوده است که نتوانسته­اند ساختمان آن را به پايان برسانند. ادامه حفاري ، نظريه ديگري را که شايد به حقيقت نزديکتر باشد مطرح مي­نمايد که منظور از احداث اين ديوار سدي بوده است براي شکارگاه سلطنتي که ما مي­توانيم تصاوير آنرا در طاق بسان ببينيم.
بر ديوار سمت چپ طاق بزرگ نيزاري است که گراز ماهي و مرغابي فراوان در آن ديده مي شود. شاه در اين نقش در ميان قايق ايستاده و به شکار گراز مشغول است. بناي اصلي سد به درازاي 1100 متر و پهناي 500 متر است از ابتداي پل خسرو شروع شده و در امتداد رودخانه گاماسي آو پيش مي­رود و سپس رودخانه را عرضي قطع مي­کند و تا نزديک دهکده بند عبدي به درازاي 500 متر ادامه مي­يابد . ضلع شمالي آن از پل خسرو 500 متر به طرف جاده ساساني که در آن روزگار به تخت شيرين و سرماج مي­رفته است کشيده شده و سپس به طرف جنوب به طول 1100 متر تا دهکده بندعبدي ادامه داده شده است. ضمن کاوش در امتداد ديوارهاي سد ، سر يک پيکان کوچک که ويژه­ي شکار پرندگان بوده بدست آمده است. بر روي اين ديوار ساساني بقاياي بنايي از دوره ايلخاني و مغول نيز ديده مي­شود .



بقاياي بناي نيمه کاره ساساني


در منطقه تاريخي بيستون در حد فاصل كاروانسراي صفوي و حاشيه چشمه آب سراب بيستون بناي كاوش شده است كه به بناي ساساني و ايلخاني نسبت داده شده است . شالوده اين بنا در دوران ساساني با ابعاد حدود 75/83 X 139 متر بر روي خاك بكر نهاد شده است. ساختمان اين بنا به دلايل مختلف به پايان نرسيده و در همان مراحل نخست كار ، متوقف مانده است .

 

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 18 خرداد1387|
شهر باستانی تیسپون ( تیسفون )

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، تیسفون،تیسپون،ایوان مدائن،طاق کسری،جنگ قادسیه،

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنیدتیسپون

تیسپون یا طاق کسری (نام تازی شده آن مدائن است) نام یکی از پایتخت‌های باستانی ایران است که در کشور عراقِ امروزی واقع شده است. این شهر در دوران اشکانیان به عنوان پایتخت غربی ایران در منطقه میان‌رودان بنا نهاده شد، و در دوران ساسانی اهمیت خود را به عنوان مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی حفظ کرد. پس از فتح ایران به دست تازیان ، شهر تیسپون به تاراج رفت و رفته‌رفته متروکه گشت.  طاق اصلی این کاخ خشتی ساخته شده به دست انسان می‌باشد بلندای این طاق ۳۵ متر،پهنایش ۲۵ متر و درازایش ۵۰ متر است. بازمانده این کاخ هنوز پا برجاست. در بزرگی ایوان کسری همین بس هنگامی که هارون الرشید تازی تصمیم گرفت آثار به جا مانده از آن را ویران کند، از فراهم کردن وسایل مورد نیاز برای تخریب آن عاجز ماند و از این کار منصرف شد.
مهمترین قسمت این کاخ٬ ورودی اصلی آن است که به شکل ایوانی بلند٬ روبه خارج ساخته شده بود وتالار مستطیل شکلی در پشت آن قرار داشته است.طاق بزرگ هلالی قسمت مرکزی رامی پوشاند. در طرفین بخش مرکزی که محور اصلی بنا راتشکیل می داد٬ راهروها٬ اتاقها وتالارها باپوشش گنبدی وگهواره ای قرار داشتند.

نور تالار اصلی به وسیله یکصدوپنجاه دریچه تأمین می شده است.طاق بزرگ ایوان کسری برروی دیواره های سرتاسری وبدون ستون بنا شده بود.قسمت جلویی هلالی بزرگ وبخشی ازنمای اصلی کاخ هنوز  پابرجا است.
(بوحتری) که یکی از سرایندگان تازی درقرن سوم هجری است، هنگامی که ازشام به بغداد می آمده٬ایوان کسری رادیده ودربارۀ تزئینات ونمای داخلی آن نوشته است:« این کاخ،شما رااز نمونه های شگفت آور مردمی آگاه می کند که زبان هرگز از ذکر عجایب آن نمی تواند خاموش بماند.اگر نقاشی جنگ انطاکیه را نگاه کنیم ٬ اندام به لرزه می افتد،زیرا مرگ ازآن می بارد.»

(انوشیروان درزیر پرچمی صف آرایی می کندولباسش به رنگ سبز مایل به زرد است ودرجلوی اومردانی ،یکی نیزه به دست ودیگری سپر وزوبین به کف،می جنگد.این نقش ونگارها و چهره ها آدمی رابه شک وامی دارند که آیا اینان زندگان لالند یاکه نقشند؟

تاریخچه

ساسانیان


ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بودند. شاهنشاهان ساسانی که اصلیتشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند.

ساسانیان قلمرو فرمانروایی خود را ایران‌شهر (به پهلوی کتیبه‌ای) می‌خواندند. پایتخت ساسانیان شهر تیسپون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود. در آن زمان بغداد نام منطقهٔ کوچکی در نزدیکی تیسپون بود. خود نام «بغداد» یک نام ایرانی است که در زمان ساسانیان به آن منطقه نهاده شد. تیسپون در سال ۶۵۱ به دست تازیان تسخیر شد و به تاراج رفت.  نام تیسپون به سریانی «ماحوزه» بود.

نام «ساسانیان» از «ساسان» میآید که آن هم نام پدربزرگ اردشیر پاپکان (پاپک = بابک = نام پدر اردشیر) پایه‌گذار خاندان ساسانیان است. ساسان متولی معبد آناهیتا در استخر فارس بود.

ساسانیان رفته‌رفته ناتوان شدند و دستگاه مذهبی زرتشتی در کار پادشاهی و کشورداری نفوذ بسیاری نمود تا جایی که در سده پنجم میلادی دیگر کنترل کشور و دربار بیشتر با موبدان بود تا شاهان. شاهنشاهی ساسانیان با تاختن تازیان و ورود اسلام به ایران نابود شد، اگر چه فرزندان و خویشان ساسانیان سال ها از مازندران تا فرارود به نبرد در برابر تازیان مسلمان پرداختند تا بلکه پادشاهی از دست رفته خود را باز یابند. بازمانده خاندان ساسانی نیز به کشور چین پناه بردند.


خسرو انوشیروان و بنای کاخ تیسفون

طاق کسری

خسرو انوشیروان بنای تازه در کاخ تیسپون ساخت و در شهرها دفاتر ویژه دایر کرد که درد دل مردم را به وی اطلاع دهند. خود او هر چند روز یک بار دیدار عمومی داشت و در این دیدار شخصا شکایات مردم را دریافت و به خواسته‌هایشان توجه می کرد. گه‌گاه که مردم برای اعلام شکایات و درخواست‌های خود در برابر کاخ تیسپون اجتماع می کردند، شخصاً در بالکن کاخ حضور می یافت و اظهارات آنان را می شنید.

پیروزی تازیان در جنگ قادسیه و فتح کشور ایران زمین

پس از پیروزی تازیان در قادسیه، زمین‌های حاصلخیز سواد در برابر تازیان بی‌دفاع ماند.  دو ماه بعد سعد به دستور خلیفه آهنگ تیسپون، پایتخت پر آوازه‌ی ساسانیان کرد. مسلمانان در پایان جنگ خود را به پای دیوارهای تیسپون رساندند. گرد این شهرها را حصارهای بلند کشیده بودند و دروازهایی مقارن هم در آن‌ها تعبیه کرده بودند. در جانب غربی دجله شهرهای به‌اردشیر (بهرسیر)، سلوکیه، درزیجان، ساباط و ماخوزه واقع بود؛ و تیسپون، اسانبر، رومیه که ویه‌اندیوخسرو (بهتر از انطاکیه خسروان) نیز نام داشت، در کران شرقی رود قرار داشتند. پادشاه در کاخ سفید تیسپون اقامت می‌کرد، و طاق کسری که پذیرایی‌ها و ضیافت‌ها در آن جا برپا می‌شد در اسانبر واقع بود. پس از جنگ قادسیه، نخستین اقدام سعد تازی حصار گرفتن بخش‌های غربی این شهرها بوده است. در برخی روایات از درازی مدت محاصره سخن می‌رود، بر آن که تازیان در این مدت دو بار خرمای تازه خوردند و دو بار قربان کردند. در این اثنا در تیسپون قحطی افتاد و مردم شهر در تنگنای سختی درافتادند، چنان که سرانجام اهل ساباط به درخواست صلح از تازیان آغاز کردند، و به قبول پرداخت جزیه تن دردادند. مردم ویه‌اردشیر شهر را رها کردند و هنگامی که تازیان به شهر درآمدند، در ویه‌اردشیر کاخ سفید تیسپون از دور پدیدار بود. بهارگاه بود و دجله طغیان داشت. ایرانیان جسرها را بریدند؛ اما با وجود این، تازیان راه یافتند و آرام و دفعتاً از آب گذاره کردند. نگهبانان تیسپون چون تازیان را نزدیک دروازه‌های شهر دیدند بانگ برآوردند که دیوان آمدند.

پیش از درآمدن تازیان به تیسپون، یزگرد با برداشتن چند هزار تن از کسان و یاران و تمامی گنج و خواسته‌ای که در خزاین خویش داشت، شهر را فرو گذاشته بود. خره‌زاد، برادر فرخزاد پس از زدوخوردی اندک و مأیوسانه، شهر را که پزگرد بدو سپرده بود رها ساخت و به سوی کوه‌های زاگرس به حلوان که یزگرد نیز بدان جا رفته بود گریخت. دروازه‌های تیسفون به روی تازیان گشوده گشت، و سربازان بدوی از دیدن غنایم بسیار که بنابر روایت بلاذری از فرش‌ها، جامه‌ها، جنگ‌افزارها، گوهرها و مانند آن بود چشمشان خیره ماند. گویند که شمار سپاه سعد بن ابی‌ وقاص در این هنگام به شصت هزار تن رسیده بود، و سپاهیان هر یک دوازده هزار درهم از غنایم سهم برداشتند. با آن که باید در پذیرفتن این ارقام جانب احتیاط نگه داشت، با این همه جای سخن نیست که بهره‌ی جنگ‌جوی عرب از غنایم تیسپون بسیار بوده است...

تازیان پس از پیروزی بر تیسپون سلمان فارسی  را به فرمانداری آنجا گذاشتند و چنین شد که ایران گهواره تمدن بشری به دست تازیان بیابانگرد بی فرهنگ افتاد ........

 طاق کسری

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 28 اردیبهشت1387|
شهر باستانی شوش

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، شوش،شهر باستانی شوش،قلعه شوش،هفت تپه،زیگورات،چغازنبیل،آرامگاه دانیال نبی،کاخ شاوور،کاخ آپادانا شوش،آثار به دست آمده از شوش،پیکره خدایان،تاریخ شوش،شهر شاهی شوش شهر کهن ایران زمین (معبدچغازنبیل،آرامگاه دانیال نبی،هفت تپه،کاخ شاوور،کاخ آپادانا)

معبد زیگورات چغازنبیل

شوش (سوزا) شهري باستاني واقع در يکصد و پنجاه کيلومتري شرق رود دجله در استان خوزستان از دوران امپراتوري ايلاميان، هخامنشيان و اشکانيان است. شوش يکي از قديمي ترين سکونتگاههاي شناخته شده منطقه است، احتمالاً به سال 4000 پيش از ميلاد پايه گذاري شده، با وجود اينکه نخستين آثار يک دهکده مسکوني در آن مربوط به 7000 سال پيش از ميلاد هستند.

شهر باستاني شوش روزگاري مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هريک به سهم خود در ديگري تأثير داشته است، يکي تمدن جلگه ميانرودان وديگري تمدن خود فلات ايران. قرار گرفتن اين منطقه در شمال خليج فارس و نيز همسايگي با ميانرودان در پيدايش اين وضع ويژه تأثير بسياري داشته است. شوش در دوره هخامنشيان شکوه گذشته خويش را باز يافته وچهار راه شرق وغرب گرديد. با توجه به اهميت و موقعيت جغرافيايي و سياسي خاص شوش بود که راههاي بسياري و به ويژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهي» ارتباط اين شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

راه شاهي که در دوره هخامنشيان و به دستور داريوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پايتخت سياسي دولت هخامنشيان را به پاسارگاد، تخت جمشيد و ديگر شهرهاي امپراتوري، از جمله شهر نامي سارد پايتخت کشور ليدي پيوند مي‌‌داد. مي‌توان گفت اداره سرزمين پهناور ايران وحفظ امنيت آن و انتقال سريع يگان‌هاي نظامي و گسترش بازرگاني و ترابري و تسهيل در امر مسافرت از مهم‌ترين عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در اين دوره بوده است . از سوي ديگر ايجاد راهها و برقراري امنيت و تسهيل و بازرگاني، خود موجب پيوند و آشنايي ملتهاي گوناگون گرديد که اين امر مايه انتقال فرهنگ‌ها و باورهاي گونه‌گون گرديد وبسياري از نظرات فلسفي و باورهاي ديني از اين راه ميان ملتها مبادله شد. بر طبق تاريخ فتح الفتوح و همچنين تاريخ طبري ، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بيشتر از 30 هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد 20 هزار گاو - اسب وهمچنين زنان و دختران را به غنيمت بردند اين شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.


نخستين كسي كه ويرانه هاي شوش باستان را باز شناخت بنجامين بن جناح خاخام كليمي بود كه بين سالهاي 1163 و 1173 ميلادي براي بررسي وضعيت كليميان در ايران به سر مي برد. وي هنگام زيارت دانيال پیامبر  از تپه هاي باستاني شوش نيز ديدن كرد .عمليات اكتشاف باستان شناسي در شوش از سال 1850 ميلادي آغاز گرديد.

نبرد خونين آشور بانيپال ضد شوش در اين نقش برجسته ثبت شده است که غارت شهر شوش را  نشان مي‌دهد. در اينجا آتش از شهر زبانه مي کشد، در حالي که سربازان آشوري شهر را با کلنگ و ديلم واژگون مي‌کنند و غنايم را به خارج از شهر مي برند


شهر شوش در طول تاريخ بارها مورد هجوم قرار گرفت . اولين بار آشور باني پال امپراطور آشور آن را تخريب وسپس به دست اسكندر غارت شد ... نگاره بالا نبرد خونين آشور بانيپال در شهر شوش را  نشان مي‌دهد. در اينجا آتش از شهر زبانه مي کشد، در حالي که سربازان آشوري شهر را با کلنگ و ديلم واژگون مي‌کنند و غنايم را به خارج از شهر مي برند

تاريخ شوش

شهر شوش از دير باز بستر تولد و گسترش تمدنهاي بزرگي بوده است ، تمدنهايي که اکنون چهره اي ماندگار در تاريخ از آنان به جا مانده است.


ايلامي ها

 شير بالدار از کاخ داريوش بزرگ در شوش


در ابتداي تاريخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پيشرفت چشمگيري دست يافته بود منطقه بين النهرين جايگاه ويژه اي داشت. سه تمدن مشهور در اين قسمت در جوار يکديگر مي زيستند:آشوري ها ، ايلامي ها و بابلي ها . شوش پايتخت ايلام از موقعيت ممتازي برخوردار بود. ايلام در واقع تلفظ آشوري سرزمين هل تم تي به زبان ايلامي است و هل تم تي به معناي سرزمين خدايان است.دلايل اصلي پيشرفت ايلامي ها و پايتخت آنان شوش از حدود 7000 سال پيش به اين شرح است:

 1- دلايل ژنتيکي مبتني بر هوش ذاتي

 2- دلايل اقليمي و مناسب بودن جلگه خوزستان براي کشاورزي و دامپروري

 3- رقابت با تمدنهاي مجاور خصوصا" تمدنهاي بين النهرين

از ميان آثار باستاني شوش در دوره ايلامي پيکره خدايان جايگاه ويژه اي دارد. يک نمونه که در موزه لوور نگهداري مي شود و از جنس طلاست بسيار چشمگير است. جام معروف شوش که چند نمونه از آن در اکتشافات باستاني به دست آمده است و يک نمونه آن در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود اثري بسيار زيبا و سمبوليک است.

 
هخامنشيان

پس از سقوط ايلامي ها شوش براي مدتي اعتبار و شکوه خويش را از دست داد اما با ظهور بزرگترين سلسله تاريخ يعني هخامنشيان و به دليل علاقه و رابطه آنها با ايلامي ها ، شوش بار ديگر اعتبار و منزلت بسيار يافت. در اين زمان شوش به مدت چهار قرن به عنوان مهمترين پايتخت هخامنشيان در جهان شناخته مي شد. پادشاهان هخامنشي بناهاي باشکوه بسياري در شوش ساختند و سفراي سياسي کشورها در شوش به ديدار شاه مي رسيدند. پيوند و تعهد ملل مختلف در ساخت بناهاي شوش در آثاري که به دست آمده مشهود است. داريوش در کتيبه اي در شوش مي گويد : "به ياري اهورامزدا کاخ با شکوه شوش را بنا کردم".


سلوکيان و پارتيان


پس از روي کار آمدن سلوکيان شوش به عنوان يک مرکز تجاري ، به صورت تقريبا" مستقلي اداره مي شد. چنين وضعيتي تقريبا" تا پايان دوره اشکاني حاکم بود. از معدود آثار مکتوبي که از سلوکيان به دست آمده ، کتيبه هايي است که در شوش يافت شده است. سلوکيان براي ايجاد ارتباط تجاري قوي تر ميان شوش و سرزمين هاي ديگر اقدام به کانال کشي رودخانه کارون(ائولايوس) نمودند. و بدين ترتيب ادويه و کالا از هند و عربستان از طريق دريا در بازار شوش تجارت مي شد. سکه هاي يافت شده در شوش حقايق زيادي از دوره سلوکيه و اشکاني روشن ساخته است. در دوره پارتيان شوش متاثر از کشمکش ايران و روم بود و يونانيان به همراه بقاياي ايلامي و يهودي و ساير ملل ساکن در شوش اکنون قسمتي از کشور پهناور اشکاني بودند.

 
ساسانيان


در دوره ساسانيان شوش به همراه شوشتر و جندي شاپور به عنوان مراكز اقتصادي توليد و صادرات ابريشم به اقصي نقاط جهان مطرح بودند. در ابتداي دوره ساساني و اواخر پادشاهي شاپور دوم شورش و نافرماني بوجود آمده در شوش بوسيله حمله شاپور با فيل فرو نشست و شهر به ويرانه اي مبدل شد كه آثار آن هنوز در شوش وجود دارد. پس از اين حادثه شهر شوش به "ايران خره شاپور "به معني شكوه ايران به دست شاپور تغيير نام داد و در شمال شهر شوش شهر "كرخادي لادان" ساخته شد كه بعدها به " ايران آسان كر كواد " به معني كواد ايران را آرام ساخت تغيير نام داد. در اين زمان پس از شكست روم از ايران و انتقال اسراي رومي به شمال خوزستان اين منطقه تحت تاثير حضور آنان قرار گرفت. با نفوذ مسيحيت شوش به قسمتي از نواحي اسقفي قرار گرفت. با ظهور ماني و آيين او تمام منطقه غرب و شرق تحت تاثير آيين او قرار گرفت و در نهايت ماني در زمان بهرام يكم و با فشار موبدان در زندان بيلاباد (گندي شاپور) از توابع شوش كشته شد.


اماکن تاريخي شوش دانیال

چغازنبيل

معبد چغازنبیل شوش


در 45 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش يكي از اعجب انگيزترين آثار باستاني جهان متعلق به 3200 سال پيش مشهور به زيگورات چغازنبيل وجود دارد . چغازنبيل به ساختمان طبقاتي معبد ايلاميان كه توسط اونتاش گال پادشاه اين قوم در سال 1250 قبل از ميلاد ساخته شد اطلاق مي شود . اين بنا با ابعاد 105*105 متر وارتفاع 53 متر( در گذشته 52 متر ارتفاع داشته است واكنون 25 متر از آن باقي است) از بزرگترين زيگوراتهاي جهان محسوب مي شود . عمليات باستان شناسي در اين بنا از حدود سال 1325 خورشيدي آغاز گرديد وتا سال 1341 ادامه داشت . چغازنبيل به بناي زيگورات محدود نمي شود بلكه مشتمل به حصاري است كه به حول يك مجموعه گرد آمده است . محوطه مقدس چغازنبيل از طريق هفت دروازه با محيط اطراف ارتباط دارد . در درون اين مجموعه سه معبد با حياطهاي سنگ فرش وانبارهاي متعدد آلات وادوات جنگي قرار دارد .


آرامگاه دانيال پیامبر

آارمگاه دانیال پیامبر


دانيال يكي از پيامبران بني اسرائيل (قرن هفتم قبل از ميلاد) است . دانيال به زبان هاي عبري مفهوم (خدا حاكم من است) را دارد . در سال 655 قبل از ميلاد وي را به دربار «نبوكد نصر» پادشاه بابل به اسارت بردند . وي در آنجا به علوم كلدانيان وزبان مقدس واقف گرديد ودر حكمت از آنان پيشي گرفت . اولين واقعه اي كه سبب نفوذ دانيال پیامبر گرديد تعبير خواب نبوكد نصر بود . بدين گونه پيغمبري خود را آشكار نمود ومورد توجه آن پادشاه قرار گرفت . وي به همراه عده اي از قوم يهود به ايران مهاجرت نمود ودر شوش ساكن شد ودر آنجا وفات يافت . آرامگاه دانيال پیامبر در ساحل شرقي رودخانه شاوور و روبروي تپه ارگ قرار دارد . بناي زيارتگاه شامل دوحياط است . بر روي گنبد مخروطي – پله اي قرار دارد كه نوع رايج گنبدهاي منطقه است .


آپادانا

محوطه باستاني شوش در شهر شوش، محوطه وسيعي را در برمي‌گيرد، كه بناها و سازه‌هاي معماري بسيار متنوعي پيش از تاريخ تا دوران اسلامي را در خود جاي داده است. كاخ «آپادانا» يكي از باشكوه‌ترين كاخ‌هاي آن از شهرت عالمگير برخوردار است.كاخ آپادانا به دستور داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي در حدود سال‌هاي 515-521 پيش از ميلاد در شوش روي آثار و بقاياي عيلامي بنا نهاد شد. ديوارهاي كاخ از خشت و ستون‌هاي آن از جنس سنگ است. كاخ داريوش داراي قسمت‌هاي مختلفي از جمله تالار بار عام، دروازه و كاخ پذيرايي و همچنين داراي سه حياط مركزي است. ديوارهاي كاخ از خشت با نماي آجري و ستون‌هاي آن از سنگ است. كاخ داريوش واحدهاي مختلفي از جمله تالار بار عام، حرم‌سرا، دروازه و كاخ پذيرايي و همچنين سه حياط مركزي دارد. ديوارهاي داخلي كاخ با آجر لعابدار منقوش با طرح‌هاي سربازان گارد جاويدان، شير بالدار و نقش گل نيلوفر آبي مزين بوده‌اند كه بقاياي به‌جاي‌مانده آنها در موزه‌هاي خارجي و داخلي نگهداري مي‌شوند.زيباترين آثار به دست آمده از ايوان‌هاي كاخ، آجرهاي لعابدار منقوش، با طرح‌هاي سرباز گارد جاويدان، شير بالدار و نقش گل نيلوفر آبي است. ستون‌هاي سنگي اين كاخ متشكل از چند قسمت، زيرستون، پايه ستون، شالي‌ستون، ساقه ستون، گل میباشد..


قلعه شوش (آكروپل)

قلعه شوش


در سال 1897 ميلادي ژان ماري ژاك دومورگان جهت تحقيق واكتشاف به شوش آمد ، دولت فرانسه را متقاعد ساخت تا محلي امن ومناسب براي هيات باستان شناسي فرانسه در شوش ايجاد نمايد . به همين منظور بلندترين نقطه تپه هاي شوش يعني اكروپل براي اين منظور انتخاب گرديد وقلعه اي با يك طرح قرون وسطايي اروپا بر فراز آن ساخته شد . ساختمان اين قلعه كه با نظارت حاج مصطفي دزفولي وبا مصالح محلي از جمله خشت بنا گرديد . تا سال 1912 ميلادي به انجام رسيد . پلان قلعه ذوزنقه شكل است كه قاعده كوچك آن در سمت شمال واقع شده است . دور تا دور آن را راهرويي احاطه كرده ورديف اطاقهايي به سمت حياط،برگرد آن قرار گرفته اند . برج شمال غربي قلعه مربع شكل وبرج شمالي شرقي،دايره شكل است....

 
موزه شوش


موزه شوش با زير بناي 550 متر مربع در باغي به مساحت 14635 متر مربع در جوار كتابخانه عمومي شوش قرار دارد . اين موزه در سال 1345 خورشيدي گشايش يافت...

 
كاخ شاوور


در سمت غربي رودخانه شاوور در سال 1347 خورشيدي كاخ جديدي كشف شد كه به سبب همجواري با اين رودخانه به همين نام مشهور است . اين كاخ داراي تالاري به اندازه 6/34 *5/37 متر با 64 ستون است . پايه ستونها از سنگ بوده وديوارها از خشت ساخته شده اند . اين كاخ در 350 متري غرب آپادانا واقع است وتوسط اردشير دوم بنا گرديد .

 
هفت تپه

هفت تپه شوش


هفت تپه در 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش قرار دارد . تحقيقات باستان شناسي هفت تپه از سال 1344 خورشيدي توسط دكتر نگهبان باستان شناس تواناي ايراني آغاز گرديد كه تاكنون منجر به كشف آثار با ارزشي همچون مجسمه هاي سفالي وفلزي ،آرامگاه ، معبد ،گورهاي دسته جمعي ،انواع ظروف سفالي وآلات موسيقي شده است . با وجود آنكه تمدن در اين منطقه به 600 سال قبل از ميلاد بر مي گردد ولي آثاري كه در انجا از نظر بازديدكنندگان مي گذرد مربوط به بخشي از يك شهر ايلامي متعلق به 1500 تا 1300 قبل از ميلاد است

شهر شاهي

اين بخش در قسمت شرق قلعه وتقريبا در شمال شرقي آپادانا واقع است . تاريخ اسرار آميز نهفته دردل لايه هاي مختلف اين سرزمين از بالا به پايين كه متعلق به دوره هاي اسلامي ،ساساني ،پارتي ،هخامنشي وماقبل آن هستند براي باستان شناسي پر اهميت هستند . آثار كشف شده در اين ناحيه روشن مي سازدكه ساكنان اين حوالي از قوم سامي نبوده وعمدتا بومياني بودند كه پيش از مهاجرت آريايي ها در سرتاسر نواحي جنوبي ومركزي ايران سكونت داشته اند .

 

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >یکشنبه 22 اردیبهشت1387|
شهر سوخته

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،صنعت در شهر سوخته،زاهدان،كاخ شهر سوخته،نقاشي متحرك در شهر سوخته،گورستان شهر سوخته

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.   اینجا را کلیک کنید 

 شهر سوخته شهري با شگفتيهاي بسيار كه رازها در دل خود دارد

شهرسوخته زاهدان

شهر سوخته (Burned City) در۵۶ کيلومتري زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد پايه گذاري شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال‌هاي ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از ميلاد در آن سکونت داشته اند.
کلنل بيت، يکي از ماموران نظامي بريتانيا از نخستين کساني است که در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره کرده و نخستين کسي است که در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزي را ديده است. پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدي در خصوص اين محوطه بيان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ايتاليايي به سرپرستي مارتيسو توزي از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسي و کاوش قرار گرفت. اين شهر يکي از آثارتاريخي استان سيستان و بلوچستان به شمار مي آيد.

شهر سوخته زاهدان


بر مبناي يافته‌هاي باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقاياي آن نشان مي‌‌دهد که اين شهر داراي پنج بخش مسکوني واقع در شمال شرقي شهر سوخته، بخش‌هاي مرکزي، منطقه صنعتي، بناهاي يادماني و گورستان است که به صورت تپه‌هاي متوالي و چسبيده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکوني بوده است. تحقيقات نشان داده است اين محوطه بر خلاف اکنون که محيط زيست کاملاً بياباني دارد و فقط درختان گز در آنجا ديده مي‌‌شود، در پنج هزار سال قبل از ميلاد منطقه‌اي سبز و خرم با پوشش گياهي متنوع و بسيار مطلوب بوده و درختان بيد مجنون، افرا و سپيدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نيز اين منطقه بسيار گرم بوده، اما آب رودخانه هيرمند و شعباتش به خوبي زمين‌هاي کشاورزي شهر سوخته را سيراب مي‌‌کرده است. درياچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از ميلاد درياچه‌اي بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه‌هاي قوي از آن منشعب مي‌‌شده و در اطراف آن نيزارهاي وسيعي وجود داشته است. در بررسي‌هاي منطقه‌اي در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌هاي مختلف و آبراه‌هايي پيدا شده که به مزارع کشاورزي شهر سوخته آب مي‌‌رسانده اند. در اولين فصل کاوش در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌هاي منظم، لوله کشي آب و فاضلاب با لوله‌هاي سفالي پيدا شد که نشان دهنده وجود برنامه ريزي شهري در اين شهر است


منطقه گورستان

گورستان شهر سوخته

از سال1376 تا 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقريبي 2300 متر مربع در گورستان شهر ،حفار ي شده و در نتيجه 310 گور كشف شده است. طي كاوش هاي بعمل آمده توسط باستان شناسان ،برخي از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه كفني دفن مي كرده اند.در تعدادي از قبرها، آثار پارچه در روي بدن اجساد مردگان ديده مي شود. پارچه ها به سه شكل مختلف در قبرها ديده مي شود.

به صورت كفن ،كه مرده ها را در آن مي پيچيده اند.
به شكل لباس زير انداز و رو انداز .
كف قبر فرش شده و مرده را با لباس در آن مي گذاشتند.

اشيا پيدا شده در گورستان شهر سوخته


اشياء سفالي اصلي ترين موادي هستند كه تقريبا در همه قبرها وجود دارند در كنار اين دسته از اشياء ،هداياي ديگري ساخته شده از سنگ،چوب، پارچه در قبور ديده مي شود.


صنعت و مشاغل در شهر سوخته


شهر سوخته مرکز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌هاي جالب و بديعي از زيورآلات به دست آمد. در جريان حفاري‌هاي فصلهاي گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتي بودن شهر سوخته و وجود کارگاه‌هاي صنعتي ساخت سفال و جواهرات در اين منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبيعت محوطه براي سوخت استفاده مي‌‌کرده اند. شهر سوخته مرکز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده است....

باستان شناسان با يافتن مهره‌ها و گردنبندهايي از لاجورد و طلا در يک گور در باره روشهاي ساخت ورقه‌ها و مفتول‌هاي طلايي به تحقيق پرداختند و دريافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسيار ابتدايي ابتدا صفحه‌هاي طلايي بسياز نازک به قطر کمتر از يک ميليمتر تهيه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌هاي استوانه‌اي درمي آوردند و پس از اتصال دو سوي ورقه‌ها به يکديگر مهره‌هاي سنگ لاجورد را در ميان آن قرار مي‌‌دادند. در شهرسوخته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي، معرق کاري، انواع پارچه و حصير يافت شده که معرف وجود چندين نوع صنعت، به ويژه صنعت پيشرفته پارچه بافي در آنجاست. تاکنون ?? نوع بافت پارچه يکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهيگيري در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم اين شهر با استفاده از نيزارهاي باتلاق‌هاي اطراف هامون سبد و حصير مي‌‌بافتند و از اين ني‌ها براي درست کردن سقف هم استفاده مي‌‌کردند. صيد ماهي و بافت تورهاي ماهيگيري نيز از ديگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شك جز شهرهاي بسيار پيشرفته زمان خود بوده است. اين نكته نه تنها در بقاياي آثار معماري و كارهاي ظريف دستي وصنعتي ديده مي شود بلكه در سازمان دهي اجتماعي شهر نيز ديده مي شود. شهر سوخته داراي تشكيلات منظم و مرتبي بوده است.آثار باقي مانده نشان دهنده اين امر است كه در اين شهر طي هزاره سوم پيش از ميلاد، داراي يك نظام مرتب و منظم آبرساني،تخليه فاضلاب ودانش پزشكي بوده تا آن حد كه پزشكان اين شهر نه تنها از علومي چون شكسته بندي آگاه بوده اند ،بلكه مي توانسته اند به اجراي اعمال شگفت انگيز جراحي مغز دست بزنند. از سوي ديگر پيدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ايلامي اين شهر،همراه با آثار مهرها ، نشان از ارتباطات تجاري و كنترل اقتصادي منطقه از سوي اين جامعه دارد .

 

چشم مصنوعي در شهر سوخته

چشم مصنوعي شهر سوخته


براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به ۴۸۰۰ سال پيش كشف شد. به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، سيد منصور سيد سجادي سرپرست گروه باستان شناسي شهر سوخته با اعلام اين مطلب گفت: اين چشم متعلق به زني تنومند ۳۲ تا ۳۶ ساله است كه در قبر شماره ???? منطقه گورستان مدفون بوده است. وي با اشاره به مطالعات اوليه كه بيانگر وجود آثار آبسه در زير طاق ابرو است افزود: به علت طول زمان زيادي كه بخش زيرين چشم مصنوعي با پلك در تماس بوده آثار ارگانيكي پلك چشم در روي ان قابل رويت است.
سجادي در خصوص جنس چشم مصنوعي اظهار داشت: جنس و ماده چشم ياد شده هنوز مشخص نيست و تشخيص آن به آزمايش هاي بعدي موكول شده اما به نظر مي رسد در ساخت اين چشم از قير طبيعي كه با نوعي چربي جانوري مخلوط شده استفاده شده است. سرپرست هيأت باستان شناسي شهر سوخته خاطرنشان كرد: در روي اين چشم مصنوعي ريزترين مويرگ هاي داخل چشم توسط مفتول هاي طلايي به قطر كمتر از نيم ميليمتري طراحي شده اند. وي تصريح كرد: مردمك اين چشم در وسط طراحي شده و تعدادي خطوط موازي كه تقريبا يك لوزي را تشكيل مي دهند در پيرامون مردمك ديده مي شود و از دو سوراخ جانبي واقع در دو سوي اين چشم مصنوعي جهت نگهداري و اتصال آن به حدقه چشم استفاده مي شده است.

نخستين «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تصوير متحرك» جهان در شهر سوخته پيدا شد

نخستين تصوير متحرك شهر سوخته


پنج هزار سال پيش در «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهر سوخته»، هنرمند نقاش، روي يك جام سفالين طرحي از يك «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بز» را نقاشي كرد. او در نظر داشت كه نقش بز را در اطراف دهانه جام تكرار كند، اما وقتي شروع به كار كرد، توانست در 5 حركت، بزي را طراحي كند كه به سمت درختي حركت كرده و برگ آن را مي‌خورد. اين اولين باري بود كه در جهان باستان، «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تصوير متحرك» پا به عرصه حيات گذاشت.

سفال‌ها در جهان باستان، نقش «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بوم» را براي نقاشان و هنرمندان زمان خود ايفا مي‌كردند. آن‌ها با نقاشي روي سفال‌هاي گوناگون، از اعتقادات و محيط اطراف خود به ويژه طبيعت پيرامون، به عنوان نماد استفاده مي‌كردند.

در سفال‌هاي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهر سوخته»، كه از متمدن‌ترين و پيشرفته‌ترين تمدن‌هاي باستاني در پنج هزار سال پيش است، نقش بز و ماهي بيش از هر نقش ديگري ديده مي‌شود. بز و ماهي، دو حيواني هستند كه در اين منطقه بيش از هر حيوان از آنان استفاده مي‌شد و ساكنان شهر سوخته را به ادامه حيات اجتماعي خود اميدوار مي‌كرد.

كشف اين سفال، با نقاشي متحرك ثبت شده روي آن، در ميان سفال‌هاي اين منطقه نيز بي‌مانند بوده است. اين نقاشي، حركت تصاوير را در كوتاه‌ترين زمان ممكن روي جامي كه قطر دهانه‌ي آن 8 سانتيمتر است، نشان مي‌دهد. در ديگر سفال‌هاي يافته شده در شهر سوخته، نقش متفاوتي ديده مي‌شود كه گاهي تكرار شده‌اند. اما حركتي در آن‌ها ديده نمي‌شود.

از نگاه باستان‌شناسان، اين كشف نشان‌دهنده آن است كه مردمان شهر سوخته بسيار باهوش،‌ هنرمند و در زمان خود پيشرو بوده‌اند.

تصوير متحرك شهر سوخته 


 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >یکشنبه 8 اردیبهشت1387|
کتیبه های داریوش

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، کتیبه های داریوش،متن کامل کتیبه های داریوش،کتیبه بیستون،کتیبه های شوش،کتیبه های کعبه زرتشت،داریوش شاه میگوید،کاملترین ترجمه کتیبهه ای داریوش بزرگ           

کتیبه داریوش

                    

کتیبه های داریوش بزرگ

کتیبه بیستون :  ستون اول 

  من داريوش پادشاه بزرگ هستم ، پادشاه پادشاهان ، پادشاه پارس ، پادشاه ممالک بسيار ، پسر ويشتاسپ ، نوه آرش هخامنشی .  پادشاه داريوش مي گويد : پدر من ويشتاسپ بود ، پدر ويشتاسپ آرشا ، پدر آرشا آريارمنه ، پدر آريارمنه چيش پيش و پدر چيش پيش هخامنش است .

 پادشاه داريوش مي گويد : در اين زمان همه ما را با نام هخامنشی می شناسند . زمان بسياری است که ما اشراف زاده بوديم و مدت زمان زيادی است که فاميل ما شاه بودند.

 پادشاه داريوش مي گويد : پيش از من 8 نفر از تبار ما شاه بودند . من نهمين هستم . من نهمين جانشين هستم که شاه شدم .

 پادشاه داريوش مي گويد : به لطف اهورامزدا من يک شاه هستم . اهورامزدا اين پادشاهی را به من اعطا کرده است .

  پادشاه داريوش مي گويد : اين کشورها در مالکيت من هستند : به لطف اهورامزدا من پادشاه آنها هستم : پارس ، ايلام ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، تا فرا سوي دريا ، سارد ، ايونی ، ماد ، ارمنستان ، کاپادوکيه ، پارت ، دانگيان آری ، چوراسمی ، باختر ، سغد ، گندارا ، سيتی ، ساتاگيدی ، آراخوسيه ، ماکا . هر 23 کشور .

 پادشاه داريوش مي گويد : اين کشورها به مالکيت من درآمدند . به لطف اهورامزدا آنها تبعه من هستند . آنها خراج خود را به من می دهند .

  پادشاه داريوش مي گويد : در اين کشورها مردی که وفادار بود ، او را پاداش دادم و آن را که بی وفا بود او را سخت کيفر دادم . به لطف اهورامزدا اين کشورها به قانون من احترام می گذارند . هر آنچه که من بگويم همان انجام خواهد شد .

 پادشاه داريوش مي گويد : اهورامزدا اين پادشاهی را به من اعطا نموده است . اهورامزدا به من کمک کرد تا اين [ پادشاهی ] را بدست آورم . تا اينکه من اين پادشاهی را تصاحب کردم . به لطف اهورامزدا من اين پادشاهی را نگه می دارم .

 پادشاه داريوش مي گويد : اين کارها بوسيله من انجام شد . بعد از اينکه در طالع من پادشاهی نوشته شد . يک پسر داريوش به نام کمبوجيه از فاميل ما در اينجا پادشاه شد . اين کمبوجيه يک برادر به نام برديا داشت که از همان پدر و مادر کمبوجيه بود .پس کمبوجيه ، برديا را کشت . وقتی کمبوجيه برديا را کشت ، نگذاشت که خبر اين قتل به گوش مردم برسد . سپس کمبوجيه به مصر لشگر کشيد . وقتی توقف کمبوجيه در مصر طولانی شد ، مردم از انصاف دور شدند . سپس دروغی در کشور منتشر شد . در پارس ، در ماد ، و ساير کشورها .

 پادشاه داريوش مي گويد : سپس يک شخصی يک مغ به نام گومت از پاشيواديا به پا خواست . از نزديک يک کوه به نام آرکدريش . از آنجا ، 14 روز گذشته از ماه وياختيا به پا خواست . او به دروغ به مردم گفت : " من برديا ، پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم " . پس تمام مردم دوباره بر عليه کمبوجيه شورش کردند و به او [ گومت ] پيوستند . در پارس ، ماد و ديگر کشورها . او پادشاهی را غصب کرد . 9 روز از ماه گرماپدا گذشته بود که او پادشاهی را غصب کرد . بعد کمبوجيه خودکشی کرد .

 پادشاه داريوش مي گويد : اين پادشاهی که گومتِ مغ از کمبوجيه گرفت ، اين پادشاهی برای زمان زيادی در فاميل ما بود . سپس گومتِ مغ آن را از کمبوجيه غصب کرد . او حکومت پارس و ماد و ساير کشورها را بدست آورد . او آنها را مستعمره خود کرد . او شاه شد 

 پادشاه داريوش مي گويد : اين پادشاهی که گومتِ مغ از کمبوجيه گرفت ، اين پادشاهی برای زمان زيادی در فاميل ما بود . سپس گومتِ مغ آن را از کمبوجيه غصب کرد . او حکومت پارس و ماد و ساير کشورها را بدست آورد . او آنها را مستعمره خود کرد . او شاه شد .

  پادشاه داريوش مي گويد : هيچ مردی پيدا نشد ، نه از پارس ها ، نه مادها و نه کسی از خانواده ما که پادشاهی را از گومتِ مغ بازستاند . مردم خيلی از او می ترسيدند ، او افراد زيادی را کشت ، که سابقاً برديا را می شناختند . او به اين دليل آنها را می کشت : " برای اينکه می ترسم که آنها بدانند که من برديا ، پسر کوروش نيستم " .

  مردم جرأت نمی کردند که به گومتِ مغ چيزی بگويند ، تا وقتی که من آمدم . پس من از اهورامزدا ياری خواستم . ده روز از ماه بگياريچ گذشت ، پس ، من ، با چند نفر ديگر گومتِ مغ را کشتيم و کسانی که حاميان اصلی او بودند را نيز . در يک قلعه به نام سکوویتاچ در محل نيسی در ماد اين اتفاق افتاد . پادشاهی را از او گرفتم . به یاری اهورامزدا من پادشاه شدم . اهورامزدا این پادشاهی را به من داد .

 پادشاه داريوش می گويد: پادشاهیی را که از خاندان ما گرفته شده بود مانند قبل گردانیدم . پرستشگاههایی را که مغ گومت ویران کرده بود بنا کردم ، من چراگاهها و دام ها و رعیت ها را با اموالی که مغ گومت از مردم گرفته بود به  آنها باز گرداندم . من مردم پارس و ماد و دیگر کشورها را برقرار ساختم . من آنچه را که به تاراج رفته بود ، برگرداندم . اهورامزدا من را یاری داد . من توانستم تا خاندان خود را بر جای خود برگردانم . اهورامزدا مرا یاری داد تا نگذارم مغ گومت خانه ما را تصرف کند .

 پادشاه داريوش می گويد: وقتی من گومات مغ را کشتم يک مرد به نام آترين پسر اپدرما در ايلام شورش کرد. اوبه مردم گفت : من پادشاه ايلام هستم . سپس مردم ايلام نافرمان شدند وازآترين پشتيبانی کردند. اوپادشاه ايلام شد ويک مرد بابلی به نام ندتبرپسر انرا در بابل شورش کرد. او به مردم به دروغ گفت " من نبوکر دراتخر پسر نبونت هستم سپس مردم بابل کلاً ً از ندنت بل پشتيبانی کردند. بابل شورش کرد او پادشاهی را در بابل تصرف کرد.

 پادشاه داريوش مي گويد : من يک پيغام به ايلام فرستادم . آترين دست وپا بسته به نزد من آمد . من او را کشتم .

 پادشاه داريوش مي گويد : سپس من به سوی بابل رفتم ، به طرف ندنت – بل ، نيرويی که ندنت بل داشت در دجله جاي گرفت . جايی که آنها مستقر شدند و به خاطر آب (دجله) قابل کشتيرانی بود ( آب عميق بود ) . سپس من نيروهايم را با پوست حيوانات باد کرده( مشك ) حرکت دادم . براي يک قسمت شترها و برای قسمت ديگر من اسبها را تدارک ديدم . اهورامزدا مرا ياری داد ، به لطف اهورامزدا من از دجله گذشتم  . من شديداً اين نيروهای ندنت - بل را کوفتم . 26 روز از ماه اتريادی گذشته بود که ما جنگ را برديم .

 ستون دوم

پادشاه داريوش مي گويد : سپس ، ندينتوبل با تعدادي از سواران خود گريخت و به بابل بازگشت . پس من به بابل رفتم . به كمك اهورامزدا من بابل را گرفتم و ندينتوبل را نيز . من اين ندينتوبل را در بابل كشتم ..

 پادشاه داريوش مي گويد : وقتي من در بابل بودم اين كشورها دوباره بر ضد من شورش كردند : پارس ، ايلام ، ماد ، آشور ، مصر ، پارت ، مارگيان (مرو) ،ساتاگيدي (سته گوش) و سكاييه .

پادشاه داريوش مي گويد : يك نفر به نام مارتيا پسر تچينچخريچ ، در شهري به نام كوگنكا در پارس زندگي مي كرد ، در ايلام شورش كرد . او خود را به مردم چنين معرفي كرد : “ من اِمنيچ هستم . شاه ايلام “ .

پادشاه داريوش مي گويد : من به ايلام بازگشتم . سپس ايلاميان به سوي من بازگشتند و بر مارتيا شورش كردند كه رئيس آنها بود و او را كشتند .

پادشاه داريوش مي گويد ويك مرد به نام فرورتيچ ( فرائورت ) مادي درماد شورش كرد. وخود را به مردم چنين معرفي كرد :” من خچثريت هستم از فاميل هوخشتره “ سپس نيروي ماد كه درپلت بودند دوباره بر ضد من شورش كردند وبه دين فرئورت پيوستند . او در ماد شاه شد.

  پادشاه داريوش مي گويد: نيرويي از پارس وماد كه تحت فرمان من بودند ، بسيار كم بود . سپس من نيرويي را اعزام كردم . يك پارسي به نام هيدارنه ، كه تبعه من بود به رياست آنها برگزيدم . سپس من به آنها گفتم : “برويد اين نيروي مادي را شكست بدهيد ، كه به فرمان من گوش نمي دهند “ سپس اين هيدارنه با لشگر راهي شدند . وقتي آنها به ماد رسيدند ، در يك شهر به نام مروخ در ماد با ماديها به نبرد پرداختند . آن كسي كه فرمانده مادها بود ، به آنجا نيامده بود . اهورامزدا مرا ياري كرد ، به ياري اهورامزدا نيروي من اين نيروي شورشي را در هم شكستند . ٢٧ روز از ماه اِنامكا گذشته بود . كه جنگ به سرانجام رسيد . سپس اين نيروي من در يك منطقه به نام كَمْپَدَ در ماد منتظر من ماندند تا زماني كه من به ماد رسيدم .

پادشاه داريوش مي گويد : يك ارمني به نام دادرچيچ ،كه تحت فرمان من بود ، او را فرستادم . بنابراين من به او گفتم : ” برويد و نيروهايي كه از من اطاعت نمي كنند ، به جاي خود بنشانيد . “ سپس دادرچيچ به راه افتاد. وقتي آنها به ارمنستان رسيدند شورشيان به هم پيوستند و به سوي دادرچيچ آمدند تا بجنگند . در يك دهكده به نام زُزاهي در ارمنستان آنها با هم جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروي من اين نيروي شورشي را در هم كوبيد . ٨ روز از ماه تورواهر گذشته بود كه جنگ به پايان رسيد .

پادشاه داريوش مي گويد : دوباره شورشيان ، به دور هم جمع شدند و دوباره به سمت دادرچيچ براي جنگ رفتند . يك دژ به نام تيگرا در ارمنستان بود . آنجا آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري داد . به لطف اهورامزدا اين نيروي شورشي را باز هم در هم كوبيدند . ١٨ روز از ماه تُرواهرگذشته بود كه جنگ بين آنان در گرفت .

پادشاه داريوش ميگويد : براي بار سوم شورشيان به دور هم جمع شدند و براي جنگ به سوي دادرچيچ رفتند در نزديكي دژي به نام ايما آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد .

به لطف اهورامزدا نيروهاي من اين شورشيان را در هم كوبيدند . ٩ روز از ماه تيگرتچيچ گذشته بود كه آنها جنگيدند . سپس دادرچيچ منتظر من ماند در ارمنستان تا زمانيكه من در راه ماد بودم .

پادشاه داريوش مي گويد : سپس يك پارسي به نام وميسا كه تحت فرمان من بود را به ارمنستان فرستادم من به او گفتم :” برو شورشياني كه مرا نمي خوانند در هم بكوبيد “ سپس وميسا به راه افتاد، وقتي او به ارمنستان رسيد شورشيان دوباره به دور هم جمع شدند و به سوي وميسا براي جنگ رفتند . در منطقه اي به نام ايزلا در آشور آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد .

به لطف اهورامزدا نيروهاي من شورشيان را شكست دادند . ١٥ روز از ماه انامك گذشته بود كه جنگ شروع شد 

پادشاه داريوش مي گويد : مجددا براي دومين بار شورشيان به دور هم جمع شدند و براي جنگ به سوي وميسا رفتند در ناحيه اي به نام اتيار در ارمنستان آنها با هم جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروهاي من شورشيان را در هم شكستند . در پايان ماه تورواهر گذشته بود كه جنگ در گرفت . سپس وميسا منتظر من ماند تا زمانيكه من به ماد رسيدم

وقتي من از بابل بازگشتم به ماد رفتم وقتي به ماد رسيدم در يك شهر به نام كندرچ ، فورت كه در ماد خود را شاه مي ناميد دوباره با نيروي خود به جنگ من آمد ، پس ما جنگيديم . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا من نيروهاي فورت را شكست دادم . ٢۵ روز از ماه دكنيچ گذشته بود كه ما جنگيديم

پادشاه داريوش مي گويد : سپس فررت با چند سوار خود فرار كرد . در يك منطقه به نام زگا (ري) در اين باره به من خبر رسيد . در امتداد آنجا او مستقر شده بود . سپس من نيروهايي را به آنجا فرستادم . فررت اسیر شد و او را به نزد من آوردند . من بيني او را و گوشش را و زبانش را بريدم . و من يك چشم او را درآوردم . من او را از دروازه آويزان كردم تا تمام مردم او را ببينند . سپس در همدان من او را به دار آويختم و كساني را كه از او حمايت كرده بودند را زنداني كردم ‌ در يك قلعه 

پادشاه داريوش مي گويد : يك مرد به نام نچستخم ( چیساتاخما ) از اهالی ساگارتی دوباره بر ضد من شورش كرد . او به مردم گفت : ” من در ساگارتی شاه هستم . شاهی از نسل هوخشتره “ سپس من نيروهاي مادي و پارسي را فرستادم . يك مادي را به نام تخمسپاد ( تهماسپاد ) به فرماندهي آنها برگزيدم . من به آنها گفتم : ” برويد و نيروهاي شورشي آنهايي را كه مرا نمي خوانند در هم بكوبيد . “ سپس تخمسپاد به نيروهايش راهي شد او با چیساتاخما جنگيد . اهورامزدا به من ياري رساند . به لطف اهورامزدا نيروهاي من شورشيان را شكست دادند . چیساتاخما را دستگير كردند و به نزد من فرستادند .

سپس من بيني وگوش او را بريدم و يك چشم او را درآوردم . و او را از دروازه شهر آويزان كردم تا مردم او را ببينند . سپس من در آشور او را دار زدم .

 پادشاه داريوش مي گويد : اين كارهايي بود كه من در ماد انجام دادم

پادشاه داريوش مي گويد : پارتيه و وركان ( هيركانيه ) دوباره بر ضد من شورش كردند . آنجا يك مرد خود را فرائورتث نامیده بود . ويشتاسپ ، پدر من ، در پارتيه بود . مردم او را راندند و شورش كردند . سپس ويشتاسپ با نيرويي از آنها جدا شد كه به او وفادار بودند و دريك شهر به نام ويشپوراتيچ ، در پارتيه آنها با شورشيان جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد به لطف اهورامزدا ويشتاسپ نيروهاي شورشيان را در هم كوبيد . 22 روز از ماه ویاخنا گذشته بود كه جنگ به پايان رسيد .

ستون سوم

پادشاه داريوش مي گويد : سپس من یک نیروی پارسی را از ری به کمک ویشتاسپ فرستادم . وقتی این نیروها به ویشتاسپ رسیدند ، ویشتاسپ آنها را به لشگر خود اضافه کرد و به تعقیب شورشیان رفت .در نزدیکی یک قلعه به نام "پاتیگرابانا " در پارت آنها با شورشیان جنگیدند . اهورامزدا مرا یاری کرد . به یاری اهورامزدا ویشتاسپ نیروی شورشیان را در هم کوبید . یک روز از ماه گرماپدا گذشته بود که آنها جنگیدند

پادشاه داريوش مي گويد : پس از آن این ایالت تحت فرمان من درآمد . این کارهایی بود که من در پارتیا انجام دادم .

پادشاه داريوش مي گويد : در استان مرگیا ( مرو ) شورشی صورت گرفت . شخصی به نام فرادا – یک مروی – رهبر شوریان بود . بنابراین من دادارشی را که یک پارسی بود و در ساتراپی ( سربازخانه ) باکتریا ( بلخ ) جزو افراد من بود به مقابله با آنها فرستادم . پس من به آنها گفتم : " بروید و نیروهایی که خود را از من نمی دانند در هم بکوبید " . بعد از آن دادارشی برای نبرد عازم شد و با مرگیانیان ( اهالی مرو ) وارد نبرد شد . اهورامزدا مرا یاری کرد . به یاری اهورامزدا نیروهای من شورشیان را در هم کوبیدند . بیست و سه روز از ماه آسیادیا گذشته بود که آنها جنگیدند .

پادشاه داريوش مي گويد : پس از آن این ایالت تحت فرمان من درآمد . این کارهایی بود که من در باختر انجام دادم .

پادشاه داريوش مي گويد : مردی به نام وهیازداتا در یک قلعه به نام تراوا در بخش یاوتیا از پارس زندگی می کرد . او دومین شورش را دامن زد . او به مردم گفت : " من بردیا پسر کوروش هستم " . بنابراین ، نیروی پارسی که در آن منطقه بود و پیش از آن از انشان آمده بود ، بر ضد من شوریدند و به وهیازداتا پیوستند . او در پارس شاه شد .

پادشاه داريوش مي گويد : آنگاه من نيروهاي پارسي و مادي را كه تحت فرمان من بودند ، فرستادم . وارتورديا با نيروهايش به پارس آمد كه تحت فرمان من بود و من او را رئيس نيروها كرده بودم . بقيه نيروهاي پارسي پس از من به ماد آمدند . بلافاصله ارتاورديا با نيروهايش به پارس رفت . وقتي او به پارس رسيد ، وهيزدت كه خود را برديا مي ناميد با نيروهايش به نزديك يك شهر به نام راخا در پارس براي جنگ با اورتاورديا رفت . بلافاصله آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروهاي من نيروهاي وهيازدت را در هم كوبيدند . ١٢ روز از ماه تورواخارا گذشته بود كه آنها جنگيدند .

پادشاه داريوش مي گويد : پس از آن وهيزدت با چند سوار به سمت پشياووده رفت . در آنجا نيروهايي جمع كرد و دوباره به جنگ ارتاورديا رفت . کنار كوه پرگا آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروهاي وهيزدت به وسيله نيروهاي من در هم كوبيده شدند . 5 روز از ماه گرماپدا گذشته بود كه آنها با هم جنگيدند . و وهيازدت اسير شد . و طرفداران نزديك او ( نزديكانش ) هم دستگير شدند .

پادشاه داريوش مي گويد : اين تمام كارهايي بود كه من در پارس انجام دادم

پادشاه داريوش مي گويد : اين وهيزدت كه خود را برديا مي ناميد نيرويي به اراخوزيا فرستاده بود و يك نفر را به فرماندهي آنان برگزيده بود . آنها به سوي يك پارسي به نام ويوانا كه تحت فرمان من در سربازخانه اراخوزيا بود ، رفتند . او به آنها گفت : ” برويد و نيروهاي ويوانا را كه خود را به نام پادشاه داريوش مي نامند در هم بكوبيد .“ وهيزدت نيرويش را دوباره به سوي ويوانا براي جنگ فرستاد و آنها به راه افتادند . در يك دژ به نام كپيشاكاني ( كپشكن ) آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروهاي من نيروهاي شورشي را در هم كوبيدند . 13 روز از ماه انامك گذشته بود كه آنها جنگيدند .

 پادشاه داريوش مي گويد : نيروهاي شورشي دوباره به دور هم جمع شدند و به سمت ويوانا براي جنگ رفتند . در يك منطقه به نام گندوتاوا آنها جنگيدند . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا نيروهاي من نيروهاي شورشي را در هم كوبيدند . 7 روز از ماه وياخنا گذشته بود كه آنها جنگيدند

پادشاه داريوش مي گويد : پس از آن رئيس اين نيرو را كه وهيزدت به سوي ويوانا فرستاده بود با چند سوار فرار كرد و متواري شد . در يك دژ به نام آرشادا در آراخوزيا آنها سنگر گرفتند . ويوانا با نيروهايش او را تعقيب كرد و در آنجا او را دستگير كردند و همينطور افرادش را و آنها را كشتند .

 پادشاه داريوش مي گويد : پس از آن اين استان هم به فرمان من درآمد . اين كارهايي بود كه توسط من در آراخوزيا انجام شد .

پادشاه داريوش مي گويد : وقتي كه من در پارس و ماد بودم دوباره بابليان بر ضد من شورش كردند . شخصي به نام آرخای ارمني  پسر هلدت در بابل شورش كرد . در ناحيه دُبال او به دروغ به مردم گفت : ” من نبوکدنصر پسر نبونيد هستم . “ در نتيجه مردم بابل شورش كردند بر ضد من و به سوي آرخا رفتند . او بابل را گرفت و در بابل شاه شد .

 پادشاه داريوش مي گويد : پس من نيرويي به بابل فرستادم . يك پارسي به نام ویدافرنه را به فرماندهي آنها برگزيدم . و به آنها گفتم : ” برويد و نيروي بابليان را در هم بكوبيد كه خود را جدا از من مي دانند . “ در نتيجه ویدافرنه با نيروها به سوي بابل به راه افتاد . اهورامزدا مرا ياري كرد . به لطف اهورامزدا ویدافرنه نيروهاي بابلي را در هم كوبيد و آنها را در غل و زنجير كشيد . 22 روز از ماه وركازانا گذشته بود كه ارخا که خود را به دروغ نبوکدنصر می ناميد و سردستگان هواداران او را زنداني كردند . من دستوري صادر كردم تا آرخا و سردستگان هواداران او را در بابل به صلابه كشيدند ...

ستون چهارم

پادشاه داريوش مي گويد : این کارهایی است که من در بابل انجام دادم .
پادشاه داریوش می گوید : این است آنچه که من در زمان یکسال پس از پادشاهی انجام دادم . من ١٩ نبرد کردم . بخواست اهورامزدا من آنها را تارومار کردم و ٩ شاه را اسیر کردم . یکی از آنها مغ گئومات به دروغ می گفت : "من بردیا پسر کوروش هستم ". او پارس را شورانید . یکی آسرینا اهل عیلام ، او به دروغ می گفت : " من شاه عیلام هستم " . او عیلام را برضد من شورانید . یکی ندينتوبل اهل بابل . او فریب می داد و می گفت : " من نبوکدنصر پسر نبونید هستم " . او بابل را به آشوب کشید . دیگری مارتیای پارسی . او فریب می داد و می گفت : "من ایمانش شاه عیلام هستم " . او عیلام را شوراند . یکی فراورتیش ، اهل ماد ، او فریب می داد و می گفت : " من خشتریته از دودمان هوخشتره هستم " . او ماد را شوراند . یکی چیسراتاخما اهل ساگارتی ، او فریب می داد و می گفت "من شاه مرو هستم " . او مرو را شوراند . یکی وهیزداتای پارسی ، او فریب می داد و می گفت: "من بردیا پسر کورش هستم ". او پارس را نافرمان کرد . یکی آراخای ارمنی ، او فریب می داد و می گفت : " من نبوکدنصر پسر نبونید هستم " . او بابل را به آشوب کشاند .
پادشاه داریوش می گوید : اینها ٩ شاهی بودند که در آن نبردها به اسارت گرفتم
پادشاه داریوش می گوید : دروغ سبب شد تا آن کشورها شورش کنند . شورشگران مردم را فریب می دادند . آنگاه اهورامزدا آنان را به من سپرد . من با آنان آنگونه که خواستم رفتار کردم .

پادشاه داریوش می گوید : تو که پس از این شاه خواهی شد ، بشدت از دروغ بپرهیز . کسی را که دروغ می گوید به سختی مجازات کن ، اگر که فکر می کنی که کشور من باید بی گزند بماند .

کتیبه شوش  قسمت اول

01 خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرمان‌دار از بسیاری.

02 من داریوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های دارنده‌ی همه گونه مردم‌، شاه در این زمین بزرگِ دور و دراز. پسر ویشتاسپ هخامنشی پارسی پسر یک پارسی آریایی آریایی‌نژاد.

03 داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این‌ها هستند کشورهایی که من به جز پارس گرفتم؛ بر آن‌ها فرمان راندم؛ به من باژ دادند؛ آن چه از سوی من به آن‌ها گفته شد، آن را انجام دادند؛ قانون من آن‌ها را نگاه داشت: ماد، ایلام، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، زرنگ، رخج، ثتگوش، گندار، هند، سکاهای هوم، ورگ، سکاهای تیز‌‌خود، بابل، آشور، ارابایه، مسر، ارمنیه، کپدوکیه، سارد، ایونی، سکاهای آن سوی دریا،‌اسکودَر، ایونیایی‌های كلاه‌ِ تارك‌دار برسر، لیبیایی‌ها، کوشیان اهالی، مَکَ، کاریان.

04 داريوش شاه گويد: بسيار كارهاي بد كرده شده بود، آن‌ها را نيك كردم. كشورها در شوش بودند، يكي ديگري را نابود مي‌كرد. من به خواست اهورامزدا آن را چنان كردم كه به كلي يكي ديگري را نابود نكند، هر كس در جاي خود است. قانون من، از آن مي‌ترسند، از اين روي توانا ناتوان را نه، مي‌زند، نه نابود مي‌كند.

05 داريوش شاه گويد: به خواست اهورامزدا، بسيار كارهاي درستي كه پيش از اين از جاي خود جا به جا شده بود، آن را من در جاي خود نهادم. شهري ... نام، ديوار (آن) از گذشت زمان فرو ريخته، پيش از اين بازسازي نشده بود، ديوار ديگري ساختم (براي كاركردن) از آن هنگام تا آينده.

06 داريوش شاه گويد: اهورامزدا با بغان، مرا و خاندان مرا و آن چه را كه به دست من نوشته شده بپايد.

قسمت دوم

01 خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرمان‌دار از بسیاری.

02 داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی، کسی که این کاخ را ساخت.

03 داريوش شاه گويد: اهورامزدا، بزرگترين مغان، او مرا آفريد، او مرا شاه كرد، او اين شهرياري را به من ارزاني داشت، كه بزرگ، داراي اسبان خوب، داراي مردان خوب است.

04 بخواست اهورامزدا، پدر من ويشتاسپ و ارشام نياي من، هر دو زندگي مي‌كردند هنگامي كه اهورامزدا مرا در اين زمين شاه كرد.

05 اهورامزدا را ستايش كردم، اهورامزدا مرا ياري رساند. آن چه را كه من به انجام آن فرمان دادم، او براي من نيك گردانيد. آن چه كه من كردم همه را به خواست اهورامزدا كردم.

06 اين كاخ را كه در شوش ساختم، آذين‌هاي آن از دور دست آورده شد. زمين كنده شد، تا اين كه در زمين به سنگ رسيدم. هنگامي كه كنده شد، آن گاه شفته انباشته شد.، حدود 40 ارش عمق (و در جاي) ديگر 20 ارش عمق. روي آن شفته كاخ بنا شد.

07 و زميني كه كنده شد، و شفته‌يي كه انباشته شد، و خشتي كه زده شد، مردم بابل (اين كارها را) انجام دادند.

08 تخته‌های کاج، از کوهی لبنان نام، از آن جا آورده شد. مردم آشور آن را آوردند تا بابل، از بابل کاری‌ها و ایونیایی‌ها آوردند تا شوش. تخته‌های «یَکا» از گندار و کَرمان آورده شد.

09 زری که در این جا به کار رفته، از سارد و باختر آورده شد. سنگ قیمتی کبود و عقیقی که در این جا رفته،‌آن از سُغد آورده شد. سنگ گران‌بهای فیروزه که در این جا به کار رفته، از خوارزم آورده شد.

10 سیم و چوب آبنوس از مسر آورده شد. زیوری که با آن، دیوار آراسته شد، آن از ایونی آورده شد. پیلسته‌یی که در این جا به کار رفته از کوش و از سند و از رخج آورده شد.

11 ستون‌های سنگی که در این جا به کار رفته از ده‌کده‌یی «ابیرادو» نام در ایلام، از آن جا آورده شد. مردان سنگ تراشی که سنگ‌کاری کردند، آنان ایونیایی و ساردی بودند.

12 مردان زرگری که زرگری کردند، آنان مادی و مسری بودند. مردانی که با چوب کار کردند، آنان ساردی و مسری بودند. مردانی که با آجر پخته کار کردند، آنان بابلی بودند. مردانی که دیوار را آراستند، آنان مادی و مسری بودند.

13 داریوش شاه گوید: در شوش (کاری) بسیار والا فرموده شد، (کاری) بسیار والا به سرانجام رسید. اهورامزدا مرا و ویشتاسپ پدر من و سرزمین مرا بپاید.


قسمت سوم

01 خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرمان‌دار از بسیاری.

02 داریوش شاه گوید: هر آن چه را که من انجام دادم، از روی‌های دیگر نکردم، آن گونه که اهورامزدا را کام بود، همان گونه کردم. اهورامزدا مرا دوست بود؛ هر آن چه که من انجام دادم، آن همه، برای من پیروزی‌آور بود.

03 داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزد، این کاخی که به دست من ساخته شده است، برای هر کسی که آن را ببیند، والا به نگر می‌آید. اهورامزدا مرا و سرزمین مرا بپاید.

قسمت چهارم

خدای بزرگ اهورامزدا است که برتری را در این زمین استوار می‌کند، که انسان را در این زمین می‌آفریند، که شادی را برای انسان می‌آفریند، که اسبان خوب، ارابه‌های خوب را می‌آفریند. آن‌ها را بر من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و آن‌چه را که به دست من کرده شده بپاید.

کتیبه نقش رستم

01 خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرمان‌دار از بسیاری.

02 من داریوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های دارنده‌ی همه گونه مردم‌، شاه در این زمین بزرگِ دور و دراز. پسر ویشتاسپ هخامنشی پارسی پسر یک پارسی آریایی آریایی‌نژاد.

03 داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این‌ها هستند کشورهایی که من به جز پارس گرفتم؛ بر آن‌ها فرمان راندم؛ به من باژ دادند؛ آن چه از سوی من به آن‌ها گفته شد، آن را انجام دادند؛ قانون من آن‌ها را نگاه داشت: ماد، ایلام، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، زرنگ، رخج، ثتگوش، گندار، هند، سکاهای هوم، ورگ، سکاهای تیز‌‌خود، بابل، آشور، ارابایه، مسر، ارمنیه، کپدوکیه، سارد، ایونی، سکاهای آن سوی دریا، اسکودَر، ایونیایی‌های كلاه‌ِ تارك‌دار برسر، لیبیایی‌ها، کوشیان اهالی، مَکَ، کاریان.

04 داریوش شاه گوید: اهورامزدا چون این زمین را آشفته دید، آن‌گاه آن را به من ارزانی داشت مرا شاه کرد؛ من شاه هستم. بخواست اهورامزدا من آن را در جای خود قرار دادم؛ آن چه من به آن‌ها گفتم آن را انجام دادند آن چنان که مرا کام بود. اکنون اگر گمان کنی که «چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت؟» پیکره‌ها را ببین که تخت را می‌برند آن‌گاه خواهی دانست، آن‌گاه به تو نمایان خواهد شد که: نیزه‌ی مرد پارسی دور رفته است؛ آن‌گاه به تو نمایان خواهد شد که: مرد پارسی دورتر از پارس جنگ کرده است.

05 داریوش شاه گوید: این که کرده شد، همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورا‌مزدا مرا یاری رساند تا کار را به انجام رساندم. اهورامزدا مرا و خاندان مرا و این سرزمین را از آسیب بپاید: این را من از اهورامزدا می‌خواهم، باشد که این را اهورامزدا به من بدهد!

06 ای مرد فرمان اهورامزدا ناپسند در نگرت نیاید؛ راه راست را ترک مکن، شورش مکن!

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

كتيبه

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >چهارشنبه 4 اردیبهشت1387|
سرود بندگی ایرانیان

سرود بندگی ( از کجائیم به کجا میرویم )

سرود بندگی


باد هاي گزنده خواب سنگينم را براشفت وزخم هاي چرکينم سرباز کرد
و من چون هيولايي در درازترين شب قطبي از عمق انجماد قامت کشيدم
و زانوانم را براي راهي دراز در پي نور گرمي ازمودم
و چشمانم را به دنبال مشرق گمشده در افاق گرداندم
و ذهنم را در جستجوي گذشته کاويدم
چون پلنگي زخمي در بهت خوف برانگيز بيشه ها
در پي ياران گمشده کوه ها را اواز دادم
دشت ها را اواز دادم
و از ابر و باد و اسمان و زمين ياري خواستم
و بر ساحل هاي متروک گام نهادم
و با هر موج دريا را فرياد کردم
ونام و نشان خود را پرسيدم
و تنها پژواک صدايم را از کوهسار شنيدم
اما مي ديدم که روزگاري از همه اين گذرگاه ها گذشته ام
و بر اين اب ها پارو زده ام و بر اين دشت ها دانه افشانده ام
و بر اين ساحل ها اتش افروخته ام و بر ستيغ اين کوه ها
طلايه سپاهي را در انتظار بوده ام

کم کم به ياد اوردم
که در بامداد مه گرفته عهدي از ياد رفته زاده شده ام!
و همراه افتاب دشت هاي بسيار پيمودم و در اينجا ،در اين دشت يخ زده که به خواب رفته ام
و روزگاري سرسبز بود و بار اور
زادگاه فرزاندم را برگزيدم و با شير و ببر هم پنجه شدم
و بر اب ها پل بستم و بر بلندي ها خانه ساختم
و به اسبان وحشي لگام زدم و گوسپندانم را در تپه ها چرانيدم و اهن گداختم
و با خيشم جلگه ها را بارور کردم
به ياد اوردم که پيش از هر کس نشانه هاي خود را
در خاک و اب و نور و هوا شناختم
به ياد اوردم که با زرتشت در کوهستان ها همسفر بودم و بر قله ها اتش افروختم
و با او پيام خدا را به دشت ها اوردم و در زمين خود به عدل و داد گري نشستم
و همراه کاوه اهنگر بر ضحاک شوريدم و در البرز همه توانم را در بازوان ارش نهادم
و با تنها تير ترکشش رهانيدم و در ازمون عفاف سياوش
بر اتش تاختم و با بيژن به چاه در افتادم و با رستم از هفت خوان گذشتم
و با سهراب ناشناس پنجه در پنجه پدر افکندم و پشتم به خاک
و خنجرش در قلبم نشست

به ياد اوردم که از سند گذشتم و اسبم را از نيل سيراب کردم و نام خود را بر صخره ها کندم
و باروي هکمتانه را با بازوان خويش از سنگ هاي سخت پي ريختم و در تطاول اشور
در رکاب ديااگو به پايمردي ايستادم و در پارس به اسارت اسکندر در امدم
و او شبي مستانه خانه ام را به اتش کشيد
به ياد اوردم که گردونه زمين را به طواف افتاب بردم
وتقويم جهان را با بهار و زمستان همسفر کردم
و جهان را با جاده ابريشم بهم پيوند زدم و در يونان خواب خدايان را براشفتم
ودر بابل رهايي انديشه را از بند ،فرمان دادم
به ياد اوردم که خدايي داشتم که از او در هراس نبودم و به بردگيش تن ندادم
و خداي من نيز هرگز مرا به بردگي خود فرا نخواند
به ياد اوردم که خدايي نيافريدم و بتي نساختم و کسي را به بردگي نگرفتم
و تنها ،خاک و اب و نور و هوا را که ايه هاي راستين و همه هستي بود ستودم
وکتابي داشتم که مرا به روشنايي و پاکي و مهرباني ونيکي دعوت مي کرد و
کم کم به ياد اوردم که درتيسغون دشتي که در انجا کتاب هاي بسيار در اتش مي سوخت
و در زير بلند ترين تاق دنيا مرداني شقه مي شدند و زناني مي گريستند
و پسراني ،پشت ها يشان از تازيانه خونين بود
و دختراني ، دست هايشان به شترها بسته بود و خانه ها مي سوخت و رودي در ان خون روان بود

به ياد اوردم که در کاروان اسيران سرگذشتم را در ني لبکي مي دميدم
و سرودي کهنه را زير لب زمزمه مي کردم و خاک اشنا را بدرود مي گفتم
به ياد اوردم در بازار برده فروشان شام و بغداد قرن ها از سرايي به سرايي
و از مولايي به مولايي بخشوده شدم
بيابانهاي جزيره العرب را همپاي فيروز ابولولو
پيشاپيش جمازه عبدالرحمان بن عوف بر ريگ هاي داغ پيمودم
به ياد اوردم که با شهرزاد قصه گو هزار ويکشب بيدار ماندم
و با شه بانو در بيابان هاي ري غريبانه مدفون شدم
به ياد اوردم که کور و گنگ و عجم در کو چه هاي مدينه در جستجوي دختران گمشده ام
هرشب فرياد بي جواب کنيزکان نابالغ را در حجله هاي خونين زفاف شنيدم
به ياد اوردم که براي پاسداري از عصمت حرمسراها، اخته شدم
به ياد اوردم که به شمشير گردن نهادم و جزيه دادم
و زمين خود را از فاتحانم به عاريت گرفتم
و خشم خداي فاتح را بر بردگان فراري دريافتم
به ياد اوردم که جانشيني خدا را بر زمين در
نرينگان يک دودمان موروثي کردم و بر سر
اين ايمان ،هزار بار به شهادت رسيدم
به ياد اوردم که بابک را با خدعه از پاي در اوردم و ابومسلم را در پيش پاي خليفه
به خاک هلاک افکندم و نان طاهر را به زهر الودم و منصور را به دار اويختم و يعقوب را در نيمه راه در بيابان ها تنها گذاشتم و پيروان صباح را از
برج بلند قلعه الموت بر صخره ها پرتاب کردم
و در اين قتال اخرين برده نافرمان به نام کسروي را در ترازوي عدالت
در خون خويش غرقه ساختم واعقاب خود را به بردگي قاتلان خويش
وصيت کردم به ياد اوردم به وعده رهايي در رکاب فاتحان خويش جنگيدم و
به پاس ان در شبيخون نهروان خونم به اب نهر در اويخت

به ياد اوردم که به شکرانه ايين تازه سرگذشت خود را از ياد بردم
و با سفالينه ها در عمق خاک پنهان ساختم
و گذشته را در گوري گمنام و بي نشان به خاک سپردم
و چون کودکي هزاران ساله در شبي که نخستين پدر خوانده ام به يثرب
از نو زاده شدم گريخت
و مادرم که هرگز او را نديدم و شيرش را ننوشيدم به گذشته پيوست
و من از پ.... شتران و کنيزکان بي فرزند در سلک بردگان خانه زاد بزرگ شدم
و خاک و اب و نور و هوا را از ياد بردم و به انفال بخشيدم
و خمس دسترنجم را که از ان من بود به وارثان راستينش
که فاتحان ميهن پيشين من بودند پنهان و اشکار رساندم
و دريافتم که چندين هزار قرن ديگر مردي موعود برخواهد خاست و به بردگيم پايان خواهد داد و خداي فاتح که هر سال گوسپندانم را به قرباني مي برد
فرشتگانش را به نوازشم خواهد گماشت !
به ياد اوردم به زباني که به ان هرگز انديشه اي نداشتم بيش از هزار سال فاتحان خود را ستودم و سيادتشان را بر خود گواهي دادم و پدران گمراه خود را که از روشنايي و پاکي و مهرباني و نيکي
سخن گفته بودند ناسزا گفتم به ياد اوردم که کنج قناعت برگزيدم و
گنج دنيا را به اهلش واگذاشتم و اموختم که از شادي بپرهيزم
و خير و شر را استخاره کنم و به سعد و نحس مذعن باشم و از بيماري و مرگ
يا بخششي به برده اي ديگربرهم
اموختم که عفو و صبر پيشه سازم و انتقام و ظفر را
از ان فاتحان خويش بدانم و اينده را از عطسه هاي فرد و زوج بپرسم
و پاي چپ را پيش از راست بردارم و پاکيزگي را با وجب بسنجم و در جنگ خانگي از محلل ياري جويم و شتر را تنها به پاس انکه مرکوب فاتحان بوده است نفر بخوانم و باور کنم که ماه با اشاره انگشتي دو نيمه شد !
و اسبي بالدار اسمان ها را شبانه پيمود و چلچلگان خدا بت هاي مکه را
از چشم زخم پيلان ابرهه رهانيدند اموختم که
بنده زادگانم را به نام فاتحان خويش بنامم وگستاخيم را با غلام يا قربان در کنار نامشان جبران کنم
تنها صادقي که شناختم کذاب بنامم
براي مردگان به زباني که هيچ نمي دانند امرزش بخواهم
و خدا را به زباني که خود نمي دانم بستايم

به ياد اوردم که گور اجداد خود را به اب بستم و براي فاتحان و نوادگانشان مقبره هاي زر اندود
بپا کردم و در ر ثاي انان و اطفال شير خوارشان بيش از هزار سال گريستم
و بجاي فاتحان مرده در سالروز مرگشان هر ساله در جامه عزابر سينه کوفتم
و زنجير بردگي را خود بر پشت خويش نواختم
به ياد اوردم بيش از هزار سال در مقبره ها بست نشستم و عدالت و ستم را که از فهم من بيرون بود به فتوا دريافتم و ادراک خود را با تقليد و اقتدار جانشين کردم
به تکليف شرعي بر حاميان خويش شوريدم و با بيداد تقيه کردم
به ياد اوردم که به بردگي خو کردم و در اين مشيت ناگزير
شمشير چنگيز را به سوهان کشيدم و چرخ اسياي نيشابور را با خونم گرداندم
و به عبرتي جاويدان در جاده ابريشم برجي بلند از استخوان خويش برافراشتم
و دروازه ها را به روي تيمور گشودم و سلطنتم را به حکم تقديري که ستارگان خبر
مي دادند به افغان ها بخشيدم
به ياد اوردم در فتح الفتوح دشمن پا از رکاب رخش برگرفتم
و لگامش را به دشمنان گرسنه سپردم و به سارباني شتر ها تن دادم
و از سر تسليم با انان به بيع و شرعي نشستم و در اين سودا
رخت رزم از تن کندم و خودم را با د ستارشان و زره ام را با عبايشان و گرزم را با سبحه سد دانه شان معاوضه کردم و کشتزارم را با نهر و چشمه سار به جرعه اي از بهشت موعودشان بخشيدم و در بزم مشان چنگ زدم و دخترکان نورسم را به
حرم هايشان هديه بردم
و با هر طلوع سرود بردگيم را به بانگ بلند وصوت خوش
بر سر گلدسته هايشان به اقرار تلاوت کردم

به ياد اوردم
که ازادگي را در سراب هاي معجزه گم کردم
و دستم را از شمشير برگرفتم و به دعا برداشتم
و در خانقاه و خرابات عزلت گزيدم و با اشک و اه توشه اخرت انباشتم
و اندوهم را با اب روان و سنگ صبور بازگفتم و جور ارباب بي مروت دنيا را
به روز حشر و حسابي موهوم حوالت دادم و مرگ دقيانوس را
در غارهاي ميکده به انتظار نشستم و اينک مي دانم و اينک مي دانم که ايرانيم من
که از دراز ترين شب قطبي مي ايم و روشنايي را با خاطرات کهنه فراموش کرده ام و يارانم اما در خواب ژرف خويش جون صخرهاي يخ زده خاموشند و فرياد هاي من در ها يهوي
بادهاي هرزه گم و گور مي شوند

 بر گرفته از تارنگار زرتشت و ايران باستان

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >چهارشنبه 7 فروردین1387|
درفش کاویانی

زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن، شهر بیستون،نقوش ساسانی،غارهای باستانی،کوه فرهاد تراش،مجسمه هرکول، درفش کاویانی،درفش کاویانی چیست،تاریخچه درفش کاویانی،درفش کاویانی چگونه ساخته شد،درفش کاویانی توسط کی ساخته شد،درفش کاویانی پرچم ایران،درفش کاویانی کاوه آهنگر،

درفش كاوياني 

 

 درفش كاوياني يكي از پرارزش ترين پرچم هاي جـــــــهان است كه از روز

 افرينش ادمي و خوي شهريگري ( تمدن ) گرفتن ، برافراشــــته شده است.

 زيرا اين پرچم چندين برتري به تمامي پرچم هاي جهان دارد و قراردادهايي

 ( امتيازاتي ) كه در ان است در هيچ يك از ديگر پرچــــــــم هاي در سراسر

 جهان يافت نميشود.

 

 * اين پرچم از دل توده هاي مردم بيرون امده و از يك پيشبند چرمي توسط

 کاوه آهنگر كه براي درهم كوبيدن ستم و شكنجه بيدادگران به پا خواســــت ،

 فراهم امده است.

 

 * اين پرچم مردمي است و به دست مردم ساده ولي دلير كوچه و خــــــيابان

 درست شده و پرچم رسمي كشور به شمار امده و پذيرفته گــــــــــــشته است

 ولي همه پرچم هاي ديگر جهان پيماني ( قراردادي ) ميــــــباشد كه از سوي

 گردانندگان كشور ساخته و پرداخته و به مردم پذيرانده شده اند. 

 

 * هر كشوري پس از گزينـــــــــش پرچــــــــم براي رنگ ها و نشانه هاي ان

 درون مايه هايي برگزيده است . ولي درفش كاوياني هنگام برافراشـــته شدن

 همه درون مايه ( معنا و محتوا ) خود را به همراه داشت ؛ زيرا در پيــكار با 

 دشمن خونخوار و براي سرنگوني او پيشاپيش مردم به پا خواســــــــته و به

 جنبش و چرخش درامد.

 

 * اين پرچم براي ازادي ايران زمين از دست بيگانــــــــگان چيره بران از دل

 توده هاي به خروش امده برپا گرديد.

 

 * اين پرچم كهن ترين پرچم جهاني ميباشد و به دست ايرانيان عامه برافراشته

 شده است.

 

 * نشان غرور و سربلندي ملت ايران در ميان يونانيان و روميان و ملـــت هاي

 باستاني ان روزگار دارد.

 

 * نماد سپاس از گذشتگان كشورمان است و ترجيح ندادن هيچ فرهنـــگي را به

 فرهنگ كهن نياكانمان.

 

 * يكپارچگي و اتحاد اقوام مختلف و كهن ايـراني و ايجاد يك امپراتوري قدرتمند

 و شكوهمند در برابر استكبار جهاني است.

 

 * تنديس و نماد شش هزار سال پادشاي ايران و شكوه ارتش شاهنـــــــشاهي در

 جهان است.

 


 

 تاريخ درباره درفش شكوهمند كاوياني چه ميگويد :

 

 تاريخ طبري مينويسد كه درفش كاوياني از پوست شير بود و پادشاهان ان را به

 به زيور بياراستند و زر و سيم و گوهر بر ان پوشاندند ، انرا اختر كاويــــان نيز

 مي ناميدند كه جز در كارهاي بزرگ نمي اوردند و جز براي شــاهزاده اي كه به

 كارهاي بزرگ فرستاده ميشد ، برنمي افراشتند .

 

 فردوسي پاك نهاد قدمت درفش كاوياني را با احتساب نخستين شاهنــــــــــشاهي

 ايراني 6600 سال (( پيشدادي و كياني )) خوانده و در وصـــــــف چنين درفش

 باشكوهي چنين گفته :

 

                               ميان سپاه كاويان درفش

                            به پيش اندرون تيغهاي بنفش

                          درفش شاهنشاهي با بوق و كوس

                             پديد امد و شد زمين ابنوس

                            يكي زرد خورشيد پيكر درفش

                            سرش ماه زرين غلافش بنفش

 

 منابع ديني ايران درباره درفش ملي :

 

 * فروهرهاي نيك تواناي پاك مقدس را ميستاييم كه لشكر بيشمار بيارايند و سلاح

 به كمر بسته با درفش هاي برافراشته درخشان . ( ايضا در كرده بيست و نه )

 

 * فروهرهاي پاكدين سام گرشاسب دارنده مسلح به گرز را ميســـــتاييم . او را كه

 براي دشمنان بازوان قوي دارد و با سنگ فراخ و با درفش هاي پهن با درفـــــش

 هاي گشوده و سرافراز براي مقاومـــــــــت كردن در برابر راهزنان ويران كننده و

 هولناك ميباشد . ( همان پشت بند صد و سي و نه )

 

                           بدانست خود كه فريدون كجاسـت

                           سراندر كشيد و همي رفت راست

                                بيامد به درگاه سالارنو

                            بديدنش انجا و برخواسـت گو

                           چو ان پوست برنيزه برديد كي

                             به نيكي يكي اختر افكند پي

                            بياراست ان را به دــيباي روم

                            زگوهر بر و پيكر و زرش بوم

                          فروگشت زو سرخ و زرد و بنفش

                            همي خواندش كاوياني درفش

                             چوبرزد سراز درفش بنفش

                          مه نوش شدش ماه روي درفش

                            يكي شير پيكر درفش بنفش

                           بدادش همه زر غلاف درفش 

 


 

 سرنگوني درفش كاوياني به دست تازيان بيابان گرد :

 

 درفش كاوياني كه نماد فر و شكوه ازادي ، سربلنــــدي و بزرگي ايران زمين بود

 بدبختانه در هزار و چهارصد سال پيش در تازش وحشـــــــيانه تازيان به ايران از

 دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ايران زمين بر زمين افتاد و ديگر برافراشـته

 نشد و اين اندوه بردل افسرده ايران پرستان همچنان برجا ماند .

 امروز بسياري ان را به دست فراموشي سپرده اند گروهي از ان ياد برنمي اوردند

 دسته اي ان را نميشناسند ، برخي بي انگار مانده اند ... كه همه اينها ســـــــــخت

 درداور و رنج دهنده اند.

 درباره سرنگوني درفش كاوياني و ارزش ان بلـــــــــــعمي ( ترجمه تاريخ تبري )

 مينويسد :

 

 چون مسلمانان تازي خزينه ملوك عجم غارت كردند ، ان درفش پيش عمرابن خطاب

 ( كه نفرين پارسيان بر او باد ) بماند. پس فرمود تا ان گوهرها بگشايند و ان پوست

 بسوختند .

 

 نيازي به گفتن نيست كه تازيان چه كشتاري از ايرانيان كردند و با اوردن فرهنــــگ 

 بياباني خود به سرزمين مهر و مردمي و نيكي و نيكخواهي ، چه زشتي و بدبـــختي

 و تبه كاريهايي كه نيافريدند و چگونه روزگار ايران و ايرانــــــي را سياه كردند ، به

 گونه اي كه پس از يك هزار و چهارصد سال هنوز نتوانسته ايم از چنگ اين خرافات

 سياه و از چنگ تازيان و تازي صفتان رهايي يابيم.

 

 با فرو افتادن درفش تاابد شكوهمند كاوياني و سوزانده شدن ان ، گذشته شـــكوهمند

 ايران نيز به زير زبانه هاي اتش فرو رفت و به خاكستر نشست.

 

 

بدا به حال شما اي  تازي صفتان هنگامي كه حس ميهن پرستي پارســـــيان بيدار شود

 و بدانيد  كه دران روز نميتوانيد جلودار خروش پارسيان باشيد چون فرياد ايران ايران

 گوشهاي شما را كر خواهد كرد.

 

برگرفته از اين تارنگار كليك كنيد

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 


نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >جمعه 2 فروردین1387|
نقش رجب

نقش رجب

نقش رجب از آٍثار مهم دوره ساسانی(226-642 م.) در منطقه فارس و یکی از قدیمی ترین آثار این دوره در سراسر ایران می باشد. در سه کیلومتری شمال تخت جمشید، در سمت راست جاده، روبروی راهی که به نقش رستم می رود و در داخل شکافی در کوه، چند نقش برجسته، چشم بازدید کنندگان را به خود معطوف می دارد. نگاره های نقش رجب شامل چهار نقش برجسته تاجگذاری اردشیر بابکان  (  226 م.)، تصویر کرتیر (موبد بزرگ و مقتدر اوایل دوره ساسانی)، نقش شاپور اول (241-272 م.) و تاجگذاری شاپور اول ساسانی می باشد.

تاجگذاری اردشیر بابکان

تاجگذاری اردشیر بابکان

این نقش تاجگذاری اردشیر بابکان، سرسلسله شاهنشاهی ساسانی را نشان می دهد؛ که اردشیر در حال ادای احترام، حلقه شاهی را از پیری خردمند که گیاه مقدس در دست دارد؛ دریافت می کند.
بین پیر خردمند و اردشیر، نقش دو کودک دیده می شود. نفر سمت چپ احتمالا هرمز اول است که حامل افسر شهریاری می باشد و نفر سمت راست جانشین پیر خردمند است. پشت سر شاه، نقش یکی از بزرگان دوره ساسانی است که در تمام نقش برجسته های اردشیر حضور دارد در حالی که مگس پرانی بر روی سر سرور خود گرفته و با نشان مخصوص بر روی کلاهش نمودار می باشد و شخصی که دستش را به ادای احترام بالا برده ولیعهد و فرزند اردشیر (شاپور اول ساسانی) می باشد. پشت سر پیر خردمند دو نفر از بانوان سلطنتی که به وسیله ستونی از این نقش برجسته مجزا شده اند به طور جداگانه مراسم احترام را به جای می آورند. در این مجلس، کتیبه  آسیب دیده ای در نزدیک نقش اردشیر، هک شده که مضمون ترجمه قسمت خوانای آن چنین می باشد: "آیین زرتشت از بین رفته بود، من که شاهنشاهم آن را از نو برقرار نمودم".

کرتیر موبد بزرگ ساسانیان

کرتیر موبد بزرگ ساسانیان

نقش برجسته کریتر موبد معروف و مقتدر دوره ساسانی را در حالی که دست راست خود را به ادای احترام بالا برده و به طرز زیبایی حجاری شده؛ نشان می دهد. در این نقش، کتیبه ای به زبان پهلوی که 25 سطر آن خوانا و چند سطر آخر آن محو گردیده به چشم می خورد. کریتر در این کتبه ضمن معرفی خود به تعریف خدماتی که در راه دین زرتشت انجام داده می پردازد. این نقش در پشت نقش اردشیر نقش شده است.

 شاپور اول و حلقه پادشاهی

تاجگذاری شاپور اول

در سمت راست، نقش برجسته شاپور اول ساسانی و پیر خردمند هر دو سوار بر اسب، نقش گردیده که بسیار شبیه به نقش اردشیر اول در نقش رستم است و شاپور را در حال گرفتن حلقه شهریاری از دست پیر خردمند نشان می دهد که متاسفانه چهره های این نقوش به شدت آسیب دیده اند. اسب ها روبروی هم در حالی که دستان خود را بالا گرفته اند، زیبایی خاصی به این مجلس می دهند.

شاپور اول و درباریان

شاپور اول و درباریان

نقش سمت چپ، شاپور اول سوار بر اسب و 9 نفر از بزرگان سلطنتی را که پشت سر وی ایستاده اند نشان می دهد که علامت خاندان های بزرگ و اسپهبدان بر روی کلاه سه نفر از این 9 نفر نمودار می باشد. نخستین فرد ایستاده در پشت سر اسب شاپور، هرمز اول ساسانی (272-273 م.) می باشد که با نشانه جانشین شاهی که بر روی کلاهش دیده می شود، معرفی می کند.بر سینه اسب شاپور، کتیبه ای به سه زبان دیده می شود که ترجمه آن چنین است: "این پیکری است از بغ مزدا پرست، خدایگان شاپور، شاهنشاه ایران و انیران که چهره از یزدان دارد، فرزند بغ مزداپرست، خدایگان اردشیر، شاهنشاه که چهره از یزدان دارد، نواده خدایگان پاپک شاه". صورت های این نقش نیز، مانند نقوش تاجگذاری به شدت آسیب دیده است.

نکته بسیار مهم

دوستان باید توجه داشته باشند که ما ایرانیان هیچگاه از خداوند پیکره و مجسمه نساخته ایم ... متاسفانه در زمان ساسانیان افراط بیش از حدی در دین زرتشت صورت گرفت که باعث شد نقشهایی را به اهورامزدا نسبت دهند..

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >چهارشنبه 24 بهمن1386|
تخت جمشید ( پارسه )

 دروازه کشورها پارسه

تخت جمشيد نام محلي پايتخت داریوش بزرگ است؛ كه از لحاظ وسعت، عظمت و شكوه، مهمترين مجموعه باستاني هخامنشي در ايران است. اين مجموعه بي نظير در دامنه كوه رحمت (كوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 كيلومتري شمال شرقي شيراز قرار دارد. يونانيان و اروپائيان،آنرا پرسپوليس (persepolis) مي خوانند؛ اما نام تاريخي آن كه در كتيبه هاي كاخ ها ثبت شده پارسَه (parse) به معناي شهر مردمان پارسي است.....

آثار تاريخي به جاي مانده در آن، از باشكوه ترين مجموعه هاي تاريخ ايران و جهان است. اين بنا در زمان داريوش اول از پادشاهان هخامنشي در سال 518 قبل از ميلاد به قصد ايجاد پايتختي آئيني در جلگه مرودشت بنيان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجاميد.مجموعه تخت جمشيد به وسعتي حدود 125000 متر مربع وبر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است،  تماما از سنگ ساخته شده است. در ميان سنگها از هيچ گونه ملاتي استفاده نشده اما در بعضي نقاط، سنگها را با بست هاي آهني به نام دم چلچله اي به هم اتصال داده اند و از چفت هايي سربي استفاده كرده اند.....

پارسه از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید 
سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
خزانه‌ٔ شاهی‌
دژ و باروی‌ حفاظتی‌

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ ملل

پلکان ورودی پارسه

ورودی سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای پارسه نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ پارسه دروازه‌ بزرگ‌ یا دروازه خشایارشا یا دروازه ملل، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و  طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ آپادانا قرار دارد...

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا

 

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.بر دیوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود.....

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است.این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ برای برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است.این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد.  اين تالا ر 3600 متر مربع وسعت دارد. ستونهاي اين تالار با 19 متر و 70 سانت با رعنايي زيبايي در انواع مختلف نظير ندارد .....کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد....ساخت آپادانا 30 سال به طول انجاميده است. تالار آپادانا و ايوانهاي سه گاه آن زيبا ترين و با شكوه ترين اثر جهان قديم است .ساختمان اين كاخ بزرگ كاري بود بزرگ و ماندني به همين خاطر داريوش بزرگ فرمان داد تا نام او و بزرگي ايران شهر (ايران) را بر روي 4 لوح زرين(طلايي) و سيمين (نقره اي) به 3 زبان پارسي باستان، بابلي و ايلامي نوشته و در 4 جعبه سنگي قرار داده و در 4 گوشه تالار قرار بدهند....

کاخ تچرا

کاخ تچرا

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش بزرگ بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»

این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است....

کاخ هدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده ‌است در مرتفع‌ترین قسمت پارسه قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد . اینجا مکان داری۳۶ ستون بوده‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون نام زن خشایارشا  هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت سکو قرار دارد .....

کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

کاخ ۱۰۰ ستون

کاخ 100 ستون

ساخت اين كاخ را خشايار شاه شروع كرد و اردشير پسرش به اتمام رساند. اين كاخ داراي 100 تا ستون 10 رديف در 10 رديف بوده است. ستونها همه از نوع عالي ترين سنگهاي آن زمان ساخته شده اند . از سنگ سياه مرمر نما. با زير ستونهاي زنگوله شكل و شيار دار و در بالا گل و بوته و سر ستونهاي دو سر گاو ....با شكوه مرمر سياه و زرنگاري طلا اين كاخ يكي ديگر از مناظر زيباي پارسه بوده است. در تمام نقاط اين كاخ كاملا تقارن رعايت شده است . به طور مثال روي هر ورودي افراد از يك طرف نشان داده شده اند و طرف ديگر همان نفر بر روي ديوار روبرو نقش بسته است.در روي اين ديوارها نقش 100 افسر سپاه ايران هست كه مظهر 100 ستون اين كاخ هستند.

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >سه شنبه 16 بهمن1386|
منشور کوروش بزرگ - منشور حقوق بشر

  منشور كوروش

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعه‌ای از سخنان و دستورات شاهنشاه به خط میخی نقش گردیده است. این استوانه که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده بوده است.

 در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی دربابل در میان رودان  (بین‌النهرین)، هرمز رسام، باستان شناس ایرانی یک استوانهٔ سفالین کوچک یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود. جنس این استوانه  از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط  نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید ( بخت النصر) و گشوده شدن شهر بابل ، نوشته شده و به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در موزه بریتانیا در شهر لندن نگاهداری می‌شود.

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونید پادشاه  بابل  می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل  (Yale) درآمریکا نگهداری می‌شد، بهموزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

                       ترجمه بخشهایی از منشور کوروش

خط ۲۰: من کوروش‌ام، پادشاه جهان، پادشاه بزرگ، شاه توانمند و برحق، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارسوی (جهان).

خط ۲۱: پسر کمبوجیه، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نوه‌ی کوروش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نبیره‌ی چیش‌پیش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان،

خط ۲۲: از دودمانی که همیشه پادشاه بودند؛ (من کسی هستم) که مردوک و نبو (خدایان بابل) فرمانروایی‌اش را گرامی می‌دارند، و با خرسندی قلبی پادشاهی‌اش را خواستارند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم،

 خط ۲۳: در میان شادی و پایکوبی در کاخ شاهی (بابل) به تخت نشستم. مردوک، خدای بزرگ، اراده کرد که قلب من شرسار از عشق برای بابل باشد، و من هر روز او (مردوک) را نیایش کردم.

خط ۲۴: ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم ترس و رنج بر مردم کشور سومر و اکد وارد آید.

 خط ۲۵: من برای برقراری صلح در بابل و (سایر) شهرهای مقدس این کشور سخت کوشیدم. در مورد اهالی بابل که او (نبونید) آنها را به بیگاری گماشته بود، این (بیگاری) اراده‌ی خدایان و درخور مردم نبود.

 خط ۲۶: من به اضطراب آنان پایان دادم و آنها را از بیگاری رهانیدم. مردوک، خدای بزرگ، از کردار (نیک) من خشنود شد،

 خط ۲۷: و برکت و مهربانی‌اش را به من ارزانی داشت، هم به من که او را می‌ستایم، هم به کمبوجیه که فرزند من است، هم به همه سپاهیان من

 خط ۲۸: ما همگی در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم،

خط ۲۹: همه شاهان جهان، از دریای بالا تا دریای پایین، و شاهان چادرنشین سرزمین‌های باختری، همه آنها،

خط ۳۰: خراج سنگین برای من آوردند و در بابل بر پای من بوسه زدند

خط ۳۱: از نینوا، آشور و شوش، اکد، اشنونا، زَمبان، مه‌تورنا و دِیر تا منطقه گوتیان و شهرهای مقدس آن سوی دجله، آنچه که ویران شده بود را از نو ساختم و نیایشگاه‌هایی را که برای سالها ویران مانده بودند بازسازی کردم،

خط ۳۲: و پیکره‌های خدایانی را (که در بابل جمع شده بود) به نیایشگاه‌های خود بازگرداندم. من (همچنین) تمام ساکنین پیشین این شهرها را گردآوردم و به سرزمین‌های خود بازگرداندم.

خط ۳۳: همچنین به دستور مردوک، خدای بزرگ، پیکره‌ی خدایان سومر و اکد را که نبونید با خشمگین ساختن خدای خدایان به بابل آورده بود، به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم

خط ۳۴: باشد که این خدایان هر روز از بِل و نبو (نام ۲ خدا) بخواهند که

خط ۳۵: برای زندگانی بلند و ازدیاد برکت من دعا کنند. باشد که (این خدایان) به خدای من، مردوک، بگویند: «کوروش، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد، و پسرش کمبوجیه (را از یاد مبر).

خط ۳۶: مردم بابل پادشاهی مرا گرامی داشتند، و من صلح و آرامش را در این سرزمین برقرار ساختم»

منشور کوروش بزرگ در سازمان بین الملل آمریکا

 

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 13 بهمن1386|
وصیت نامه داریوش بزرگ

آرامگاه داریوش بزرگ نقش رستم

اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد راه نگهداری این کشور ها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو 12 کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزائی نه اینکه از آن بکاهی من نمی گویم که در مواقع ضروری از ان برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن

ده سال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم چون انبارها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی .

کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

کنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار کند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را انجام بدهی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما.

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با انها بدرفتاری نکن اگر با انها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدنشان باشد و تلافی آنها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .

امر اموزش را که من شروع کرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل انها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی.

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی کند .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر من بشوی و تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت می کردم.

آنجا مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند.اگر هر زمان که فرصتی بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد و وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگوکه قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز بگذارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.

زنهار زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر بنماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی میرود .

در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

پیش از این نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .

آیا این وصیت نامه سند تاریخی دارد ؟!!!!

برای اثبات آن به این آدرس بروید  وصیت نامه کوروش بزرگ

                                             فروهر پاکش را میستائیم

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 13 بهمن1386|
داریوش بزرگ

                   

                         گزيده اي از گفته هاي داريوش بزرگ

داریوش بزرگ

((به خواست اهورامزدا من چنينم که راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم دوست ندارم که ناتواني از حق کشي در عذاب باشد. همچنين دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهاي ناتوان آسيب برسد . آنچه را که درست است من آن را دوست دارم . من دوست وبرده دروغ نيستم من بد خشم نيستم . حتي وقتي مرا خشم برمي انگيزد آن را فرو مينشانم . من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم))

داريوش در سال 521 پيش از ميلاد پس از مرگ كمبوجيه پسر کوروش بزرگ و فرونشاندن شورش بردياي دروغي Gaumata از سوي بزرگان ايران به پادشاهي برگزيده شد. داريوش هنگامي به پادشاهي رسيد كه به سبب غيبت زياد كمبوجيه از ايران و رويداد گئوماتا، تمام استانهاي كشور در شورش بسر ميبرد. داريوش براي بازگردانيدن آرامش و برقراري يكپارچگي كشور 70 سال جنگيد و در نزديك به 20 جنگ شركت كرد و سرانجام شاهنشاهي ايران را كه رو به نيستي ميرفت دوباره زنده كرد و دوران پادشاهي شاهنشاهان هخامنشي را به اوج خود رساند. در دوران او ايران از 30 استان (ساتراپ ) تشكيل شد و مصر ششمين استان ايران بود.

داريوش در سال 517 پيش از ميلاد به مصر رفت و آئين مصريان را گرامي شمرد و پرستشگاهي در آمون Ammon براي آنان ساخت و بدينگونه بار ديگر آزادي اديان در شاهنشاهي ايران را كه كوروش بزرگ بنيانگزار آن بود به جهانيان يادآور گرديد.

براي ياري به تجارت خارجي مصر داريوش كانال سوئز را ميان درياي مديترانه و درياي سرخ گشود. شاهراه ميان ممفيس پايتخت مصرو شهر كوروش (دركنار رود سيحون در شمال شرقي ايران) و شاهراه بين سارد و شوش به درازاي 2400 كيلومتر، از جمله راههايي است كه داريوش در سراسر كشور پهناور شاهنشاهي ايران ساخت و با برقراري سيستم چاپار Post ميان اين استانها پيوند و پيوستگي بوجود آورد. داريوش براي دريافت ماليات روشي دادگسترانه پديد آورد و همواره ماموران دولت خود را زير نظر داشت و آنان را از ستم و جور به مردم پرهيز ميداشت. در زمان او براي نخستين بار در ايران سكه طلا زده شد كه "داريك" نام داشت.

او افزون بر ارتشي نيرومند، سپاه جاويدان را بنياد نهاد كه 10 هزار تن بودند و هيچگاه از شمار آنان كم نميشد و هميشه آماده جانبازي در راه انجام فرمان پادشاه بودند. جنگ مشهور ماراتن Marathon از جمله جنگهاي ميان ايران و يونان بود كه در دوران داريوش روي داد. تاريخ دانان به داريوش لقب بزرگ داده اند..............

در زمان پادشاهي اين بزرگمرد تاريخ بشريت کودکان خردسال تحت پوشش خدمات  اجتماعي بودند . دستمزد کارگران بر اساس نظام منظبط مهارت و سن طبقه بندي ميشده است و مادران از مرخصي و حقوق زايمان و نيز حق اولاد استفاده ميکردند. فوق العاده سختي کار و بيماري پرداخت ميشد . حقوق زن و مرد برابر بود

 و زنان ميتوانستند کار نيمه وقت انتخاب کنند تا از عهده وظايفي که در خانه به خاطر خانواده داشتند بر آيند.داريوش شاه حتي به همسر خود آموخته بود که با تمام توان از قانون پيروي کند و او هم مانند هر کس ديگر ناگزير از پذيرش دقيق حسابرسي کليه درامدها و مخارج خود بود....به راستي که انديشه داريوش بزرگ اين انديشمند بزرگ جهان و تاريخ به انديشه هاي امروزي بيشتر شبيه است و بيشتر به يک معجزه ميماند .داريوش در سال 386 پيش از ميلاد در گذشت..... روحش شاد

تخت جمشید يا در اصل پارسه به دستور ايشان ساخته شد .

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد


 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >پنجشنبه 11 بهمن1386|
کوروش بزرگ

 كوروش بزرگ

                               کتیبه آرامگاه کوروش بزرگ

(اي انسان هر که باشي و از هر کجا که بيايي، زيرا که مي دانم خواهي آمد، من کوروش هستم که براي پارسيان اين دولت بزرگ را بنا کردم. پس بدين مشتي خاک که تن من را مي پوشاند رشک مبر....)

كورش بزرگ فرزند كمبوجيه و ماندانا اولين كسي بود كه فلات ايران را براي نخستين بار در تاريخ زير يك پرچم در آورد و پادشاهي ايران را تشكيل داد.
آستياگ، پدربزرگ مادري او بود؛ که شبي در خواب مي بـيـند که دخترش ماندانا، بمقـدار خيلي زيادي آب توليد مي کند که تمام شهر و امپراطوري آن را فرا مي گيرد. موقعـي که روحانیان از خواب او مطلع مي شوند، به او از پـيامد آن اخطار مي کنند.. بـنابراين، آستياگ، پدر ماندانا، دخترش را به يک پارسي به نام کمبوجيه که يک اصيل زاده پارسي بود داد و گفت که او از يک ماد خيلي کمتر است و نمي تواند خطري داشته باشد. کمتر از يک سال از ازدواج ماندانا با کمبودجيـه نگذشته بود که آستياگ، دوباره خوابي مي بـيـند، که يک درخت مو از شکم دخترش ماندانا مي رويد که تمام آسيا را فرا گرفته است. روحانیان سريعـاً يک فال بد را پـيش بـيـني ميکنـند و به او مي گويـند که از ماندانا پسري زاده خواهد شد که تخت تو را بزور خواهد گرفت. پادشاه دنـبال دخترش فرستاده و او را تا موقعـي که پسرش را بدنـيا نياورده است تحت نظر شديد امنـيتي مي گيرد. بعـد از بدنيا آمدن بچه، چند نفر از اطرافيان شاه به يک نجيـب زاده ماد به نام " هارپاگوس " گفـتـند که شاه گفته بايد اين بچه تازه بدنيا آمده را برده و از بـيـن ببري و نگران چـيزي نباش. اما هارپاگوس تصميم گرفت که خودش بچه را از بـين نبرد.

بجاي آن، او يک چوپان سلطـنـتي را صدا کرده و به او گفت که فرمان پادشاه است و بايد اين بچه را از بـيـن ببرد و نگذارد که زنده بماند و اگر اين کار را نکند به کيفر و مجازات خواهد رسيد. اما همسر چوپان که باردار بود در نبود او يک پسر زائيد که مرده بود و وقـتي که چوپان به خانه آمد و زنش بچه را ديد او را راضي کرد که بچه را خودشان نگه داشته و بزرگ کنند. بجاي آن جنازه مرده بچه خودشان را به هارپاگوس نشان دهند و بگويـند که او همان بچه است.

کوروش بزودي يک پسر جوان برجسته و کارآمد شد و هميشه دوستانش را از قدرت رهبري که داشت تحت الشعـاع قرار مي داد. يک روز موقع بازي با ديگر بچه ها، او را به عـنوان پادشاه انـتخاب کردند. او بـيدرنگ و سريع اين نـقش را قـبول کرد، و پسر يک از بزرگان ماد را که نميخواست از او دستور بگيرد مجازات کرد. پدر بچه مجازات شده به آستـياگ شکايت کرد و همه چـيـز را برعکس و وارانه جلوه داد که بتواند کوروش را تـنـبـيه بکند. موقعـي که آستـياگ از او پرسيد که چرا اين گونه وحشـيانه رفتار کرده است، کوروش به دفاع از خود پرداخته و گفت که من نـقـش يک پادشاه را بازي مي کردم و بايد کسي را که دستور مرا عـمل نکرده است، تـنـبـيه کنم. آستياگ سريعـا متوجه شد که اين سخنان يک بچه چوپان نـيـست و متوجه شد که او نوه خود و فرزند ماندانا دخترش است. پادشاه به کوروش اجازه داد که به پارس پـيـش والدين واقـعي خود برگردد..

كوروش در زمان جواني تصميم مي گيرد كه قوم پارس را متحد كند تا بتواند بر عليه آستياگ وارد جنگ شود. هارپاك كه از درباريان و خويشاوندان آستياگ بود در اين راه كمك زيادي به كوروش كرد و درنهايت آستياگ پس از 35 سال پادشاهي سرنگون مي شود. ولي كوروش او را نكشت و نزد خود نگاه داشت او توانست اكباتان يا هگمتانه (همدان امروزي) پايتخت دولت ماد را تصرف كند. كوروش در سال 555 ( پ. م ) دژ مادي را تسخير كرد..

با تسخير هگمتانه در سال 559 (پ . م ) پادشاهي كوروش آغاز مي شود. سپس كوروش با كروزوس پادشاه كشور ليدي (ليديه) جنگيد و او را شكست داد. او سرانجام توانست شهر سارد طلايي را تصرف نمايد. با تسخير ليديه كشورهاي ايران و يونان هم مرز شدند. چون كشور ليديه در آسياي صغير قرار داشت. كوروش كروزوس را اسير كرد و به همراه خود به ايران آورد و يك پارسي بنام تابالوس را به فرمانروايي سارد گماشت. او براي اينكه اعتماد خود را به اهالي ليديه نشان دهد يكي از نزديكان سابق كروزوس بنام پاكتياس را مسئول اداره امور مالي و حفظ خزاين نمود. ولي پاكتياس تصميم گرفت با خرايني كه كوروش به او سپرده بود ، لشكري فراهم آورد و پارسي ها شكست دهد. بنابراين سر به شورش برداشت و شهر اراك را محاصره نمود. كوروش يك سردار مادي بنام مازارس را براي برقراري نظم و دستگيري پاكتياس به سارد فرستاد كه در نتيجه پاكتياس دسگير شد و دوباره نظم به سارد بازگشت.

بعد از اين واقعه كوروش مشغول رفع اغتشاش از فرنگيه و كاريه شد....

پس از آن كوروش به فكر حمله به ارمنستان افتاد ، چون پادشاه ارامنه به دولت ماد خراج و ماليات پرداخت نمي كرد و قشون و سرباز به كمك مادها نمي فرستاد. بنابراين كوروش به بهانه شكار با چند سواره نظام وارد قلمروي ارمنستان شد و به كياكسار حاكم مادها گفت كه شما سپاهي را گرد آوريد و در نزديكي مرز ارمنستان نگه داريد تا من هرگاه موقعيت را مناسب تشخيص دادم سپاه شما به ارمنستان بتازد. كياكسار نيز چنين كرد و در نتيجه كوروش به راحتي توانست ارمنستان تصرف نمايد.

انگيزه جنگ كوروش با كلداني ها به علت حمله آنها به ارمنستان و دزدي و تاراجي بود كه كلداني ها انجام مي دادند. البته انجام اين كار از سوي كلداني ها به علت تنگدستي و نداشتن زمين كشاورزي مناسب بود. پس از درخواست صلح از طرف كلداني ها ، كوروش يك تفاهم نامه صلح بين آنها و پادشاه ارمنستان به امضا رسانيد. بر طبق آن پادشاه ارمنستان پذيرفت كه زمين كشاورزي مناسبي را به كلداني ها بدهد و در مقابل آنها تعهد كردند كه اجازه چراي دامهاي ارمني را در چاگاههاي خود بدهند و ديگر دست از چپاول و دزدي اموال ارمني ها بردارند.

پس از آن نوبت به بابل رسید : بابل در آن زمان شهري بسيار زيبا و ثروتمند بود و برابر نوشته هاي هرودوت و ديگر تاريخ نگاران يونان باستان ، داراي دژهاي بسيار استواري بود كه در پيرامون رودخانه فرات ساخته شده بودند. مردم بابل در آن زمان بيشتر از راه بازرگاني روزگار مي گذراندند و باورهاي ويژه اي به خدايان داشتند. بيشتر مردم بابل به قدرت ساحري و جادوگري كاهنان معبدها و بت پرستي اعتقاد داشتند.

حمله كوروش به بابل و آشور در سال 539 (پ .م ) رويداد ، گويا به انگيزه قتل پسر يكي از درباريان بابلي بنام گبربايس بود كه به كوروش پناهده شد و دژ خود به همراه غذاي فراوان در اختيار كوروش و سپاهيانش قرار داد. در مقابل از كوروش خواست كه به بابل حمله كند و پادشاه آنجا را از بين ببرد ، چون او پسرش را كشته بود. از آن گذشته كوروش هواداران زيادي در بابل داشت كه او را ترغيب به تسخير آن شهر مي كردند. نتيجه جنگ كوروش و پادشاه بابل ، شكست بابل بود. با اين پيروزي كوروش مهمترين كشور همسايه ايران را در اختيار گرفت و بيانيه حقوق بشر خود را كه تضمين كننده آزادي در دين ، عقيده و محل زندگي بود ، صادر نمود.

پس از تسلط كوروش بر فنيقيه و بابل ، او خواست ماساژت ها را هم مطيع شاهنشاهي ايران كند. ماساژت ها چنانكه هرودوت مي نويسد: مردمي بودند كه از لحاظ خشونت و تندخويي معروف بودند. با اين حال هرودوت از آنها به عنوان ملتي شجاع و بزرگ ياد مي كند. آنها در اطراف رود سيحون ( ماورالنهر ) زندگي مي كردند. بعضي ها اين مردم را سكايي مي دانند.

كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت ها را اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد ولي بخت با او يار نبود. اما متاسفانه در نبردي كه روي داد كشته شد.

آرامگاه کوروش بزرگ پاسارگاد

پس از كشته شدن كوروش در جنگ پيكر او را احترام به پارس منتقل كردند و با آيين ويژه نظامي و درباري در محل پاسارگاد كنوني به خاك سپردند. رهبر و گرداننده اصلي آئين خاكسپاري كوروش ، داریوش بود...

كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعيا <ع> ـ دانيال نبی ـ حزقیال <ع> ــ ارميای نبی ) از او به عنوان حضرت مسيح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا، شکست دهنده فرعونیان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است .
 در قرآن در سوره الکهف در آيه 83 به بعد از او با نام ذوالقرنين ياد شده، ذوالقَرنَین واژه‌ای است عربی به معنی دارنده دو شاخ
و (محمد) تو را از ذوالقرنین می پرسند، بگو: اینک از وی خبری و سخنی بر شما می خوانم. ما او را در زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب (رسیدن به) هر چیزی را در اختیارش نهادیم. او نیز از این اسباب بهره برد. تا به غروبگاه آفتاب رسید. در آنجا احساس کرد که خورشید در چشمه تیره و گل آلودی فرو می رود و در آنجا قومی را یافت. گفتیم ای ذوالقرنین آنها را مجازات می کنی و یا روش نیکی در مورد آنها اتخاد می کنی؟ گفت: آنکس را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد، سپس به سوی پروردگارش باز می گردد و خدا او را مجازاتی شدیدتر خواهد کرد. و کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام داد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت و ما نیز بر او آسان می گیریم. سپس بار دیگر از اسبابی که در اختیارش گذاشتیم بهره گرفت تا به خاستگاه خورشید رسید. در آنجا دید که خورشید بر مردمی طلوع می کند که در برابر تابش آفتاب پوششی برای آنها قرار نداده بودیم. آری اینچنین بود و ما از امکاناتی که نزد ذوالقرنین بود آگاهی داشتیم. باز اسبایی که در اختیار داشت را استفاده کرد و همچنان به راه خود ادامه داد تا به میان دو کوه رسید و در کنار آن دو کوه مردمی را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند. او را گفتند: ای ذوالقرنین! یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می کنند، آیا ممکن است ما پاداشی برای تو قرار دهیم و تو میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین گفت: آنچه که پروردگارم در اختیار من گذارده از پیشنهاد شما بهتر است. مرا با نیرو بدنی خود یاری دهید تا میان شما و آنها سد محکمی بسازم.  قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید و آنها را روی هم بچینید تا زمانی که میان دو کوه پوشانده شود. آتش ییافروزید و در آن بدمید. آنها دمیدند تا قطعات آهن سرخ و گداخته شد، سپس گفت: اکنون مس مذاب بیاورید تا به روی آن بریزیم. سرانجام سد قدرتمندی ساخت که قوم یاجوج و ماجوج قادر نبودند از آن بالا روند یا در آن رخنه کنند. سپس گفت: این سد رحمتی از سوی پروردگار من است. اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم می کوبد و بدایند که وعده پروردگارم حق است. و در آن روز که جهان پایان می گیرد ما آنان را چنان رها می کنیم که در هم موج می زنند و در صور دمیده می شود و ما همه را جمع می کنیم....

تندیس کوروش بزرگ در سیدنی استرالیا

 


خانه کوروش در اسرائیل

                                           روحت شاد پدر

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >سه شنبه 9 بهمن1386|
نام آوران ایران

آريا برزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين، دليرانه از سرزمين خود پاسداری كرد و در اين راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت.در جنگ دربندپارس، آخرين پاسداران ايران، با شماري اندك، به فرماندهي آريابرزن، در برابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند و سپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند....

آرتميس

۲. آرتمیس نخستين زن دريانورد ايراني است كه در حدود 2480 سال پيش، فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانويي ميباشد كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است. در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس يكي از فرمانروايان سرزمين كاريه (يكي از بخشهاي سوريه كنوني) با 5 فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت، به نيروي دريايي ايران پيوست. در اين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 80۰ هزار پياده و 80 هزار سوار تشكيل ميداد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 كشتي جنگي و 3 هزار كشتي حمل ونقل بود. آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت، شركت داشت و دلاوريهاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و دشمن روبرو شد.

آرش كمانگير

۳. آرش : ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود ....

۴. آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش کوچک برخواست....

۵. زوپير(زوپيروس) فرمانده گارد جاويدان سردار شجاع سپاه داریوش بزرگ بود که نقش بزرگی را در فتح بابل بدست داريوش ايفا کرد.

فردوسي بزرگ

۶. حكيم ابوالقاسم فردوسي  شاعر حماسه سراي ايراني در سال 329 يا 330 هجري قمري در قريه فاز يا پاز طابران طوس به دنيا آمد. او از دهگانان طوس و از خاندانهاي اصيل آنجا بود. در آن روزگار‚ دهگانان تلاش ميكردند در برابر ارزشهاي جديدي كه دين اسلام مطرح ميكرد‚ سنتها و آداب اجدادي خود را حفظ كنند و شايد اعظم انگيزه فردوسي براي نظم شاهنامه از همين تمايل دروني و نژادي سرچشمه مي گرفت. فردوسي زندگي آسوده و مرفهي داشت‚ اما به مرور زمان سرمايه خويش را صرف تنصيف شاهنامه كرد.كاخ رفيع و ارجمند ادب پارسي‚ بر ستونهايي سترگ كه از ديرباز مايه افتخار ايران و ايراني بوده و هستند‚ بنا شده است. شعر پارسي با تلاش و كوششي كه شكوه اين زبان را از فرش به عرش رسانده اند‚ از چنان عظمتي برخوردار است كه جهان با همه گستردگي ادبيات و هنر خود‚ در برابر ارجمندي بلامنازع شعر پارسي سر تعظيم فرود مي آورد..... فردوسی زنده کننده زبان فارسی بود ( روحش شاد )

۷. آذرپادمهراسپندان : موبدان موبد و دانشمند بزرگ زمان ساسانی که در تدوین و جمع اوری نسک مختلف اوستا کوشش بسیار کرد و امروز از او پندنامه و اندرزنامه های اخلاقی بزرگی بجای مانده است...

۸. آذرفرنبغ فرخزادان : هیربد زرتشتی و دانشمند و حکیم بزرگی که گرد اورنده و نویسنده کتاب بزرگ دینکرد در زمان مامون عباسی بوده این کتاب مشتمل بر بسیاری از دانش نامه های مزدیسنا است که میرفت پس از حمله تازیان به فراموشی سپرده شود...

اسفنديار

۹. اسفندیار جهان پهلوان ایرانی، در روایات ملی پسر کی گشتاسب پادشاه کیانی است. در اوستا نام وی بیش از دو بار نیامده است با این همه وی یکی از پهلوانان نامی و از جمله قهرمانان جنگ های مذهبی می باشد که برای انتشار دین بهی روی داده اند.

۱۰. جمشید یکی از پادشاهان اسطوره‌ای ایرانی است که در اوستا نیز نام او آمده‌است.پسر تهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت...

رستم پهلوان

۱۱. رستم ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ايران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلي که در عهد کيقباد و کيکاوس و کيخسرو با تورانيان جنگيد و از خود دلاوري ها و رشادتهاي شگفت انگيز بر جاي گذاشت....

۱۲. سندباد  يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکوتهاي غارتگر اعراب در ايران که به جان و مال و ناموس ايرانيان تجاوز ميکردند . او اهل نيشابور بود و پس از اينکه منصور خليفه عباسي - ابومسلم خراساني را کشت وي در نيشابور به خونخواهي از ابومسلم که فردي ايراني و وطن پرست بود برخواست و قيام کرد که در نهايت با شصت هزار نفر از يارانش توسط اعراب بيابانگرد و کشتارگر کشته شد .

۱۳. فریدون پادشاه پیشدادی بود که با یاری کاوه آهنگر برضحاک ستمگر چیره شد. او پادشاه جهان گشت و آنگاه جهان را میان سه پسرش سلم؛ تور و ایرج بخشید.در شاهنامه از شاهان ستوده و نیک ایران است...

كاوه آهنگر

۱۴. کاوه آهنگر در زمان پادشاهی ضحاک ستمگر، شیطان در قالب آشپزی به دربار وی رفت و غذاهای خوشمزه ای برای ضحاک پخت. و به عنوان پاداش خواست که بر شانه های ضحاک بوسه زند. در اثر این بوسه شيطانی دو مار سياه  بر شانه های ضحاک رویید و همان دم آشپز ناپديد شد. این بار شيطان به عنوان يک پزشک به دربار ضحاک آمده و تجويز کرد که بايد هر روز به مارها مغز سر دو جوان خورانده شود. ضحاک نیز دستور داد هر روز دو تن از جوانان برومند سرزمين را کشته و مغز آنان را به مارها بدهند.کاوه آهنگر نيز که مانند خيلی های ديگر از ظلم و ستم ضحاک به تنگ آمده بود، پيشبند چرمين آهنگری خود را بر سر نيزه زد و با ياری مردم ضحاک را شکست داده و فريدون را بر اورنگ پادشاهی نشاند. بعدها این پرچم که نشان سربلندی و پايداری ملت ایران بود به درفش ملی کاويانی تبديل شد.

۱۵.کیومرث نخستين پادشاه و بنيانگذار سلسله پيشدادي در هزاران سال پيش . نام وي در اوستا  گيومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتيان او را نخستين انسان ميدانند . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند .

كوروش بزرگ

۱۶. كورش بزرگ فرزند كمبوجيه و ماندانا اولين كسي بود كه فلات ايران را براي نخستين بار در تاريخ زير يك پرچم در آورد و پادشاهي ايران را تشكيل داد...( مراجعه شود به پست کوروش بزرگ)

 داريوش بزرگ

۱۷. داریوش بزرگ  بزرگترین پادشاه جهان....منش نیک و بزرگی او زبانزد همه مردم دنیاست ( مراجعه شود به پست داریوش بزرگ)

۱۸. خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.نیک منشی و عدالت او زبانزد همگان حتی یونانیان بود....

۱۹. خسرو پرويز فرزند هرمز، فرزند انوشيروان، فرزند قباد ساساني، بيست و سومين پادشاه سلسله ساسانيان بود، كه از سال 591 تا 626 ميلادي بر تخت سلطنت ايران تكيه زد .

۲۰. انوشیروان  انوشه روان خسرو یکم ، بیست و یکمین پادشاه ساسانی ملقب به دادگر که به خوبی و نیکی مشهور بود....از او بسیار یاد شده است...

۲۱.  اسکیلاس  دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات....

۲۲. آرتاخه  دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس


۲۳. استانس :  دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس


۲۴. استاذسيس : سردار دلير ايران که در نواحي هرات و بادغيس و سيستان بر ضد منصور خليفه ستمگر عباسي قيام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آويخته شد و يکي از سمبلهاي عرب ستيزي را در ايران به جاي گذاشت و درس وطن پرستي در برابر يورش بيگانگان براي جوانان به جاي گذاشت..

 
پاپك خرمدين

۲۵. بابک خرمدين : سردار دلير و پيشواي نهضت خرمدينيان يا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قيام کرد و 22 سال دست يورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلي از مقاومت ايرانيان در برابر حمله بيگانگان به کشور شد . وی در تاریخ 2 صغر سال 223 هجری قمری در سامرا به دستور خلیفه تازی تکه تکه شد . پس از وی خانواده و همسرش نیز کشته شدند...

 
۲۶.  بزرگمهر معروف ترين و انديشمند ترين وزير دربار انوشيروان دادگر که گفتگوي هاي خرد ورزانه او در تاريخ ايران ثبت گشته است...

 
۲۷. حلاج حسن ابن منصور حلاج . از عرفاي مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجري که با گفتن عقايد مخالف خود عليه اعراب افراطی به شهرت رسيد . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خليفه عباسي خلاف موازين و عقايد اسلاميان افراطي آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهاي بغداد او را دستگير و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وي را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وي هر دو دست وي را قطع کردند و سپس هر دو پاي وي را بريدند و بعد جسدش را سوزاند واين وحشيگريهاي اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاريخ ما به ثبت رسيده است...


۲۸. رستم فرخزاد  سردار بزرگ ايران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ايران در زمان شاهنشاهی يزدگرد سوم بود که حماسه اي در جنگ قادسيه بوجود آورد که تاريخ نياکانمان را زيبا تر از هميشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شد...


۲۹. سورنا : سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده  بودند، را  با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت.

 كمبوجيه

۳۰. کمبوجيه  کامبوزيا يا کامبيز . فرزند کوروش بزرگ. او با اقتداري ستودني و باور نکردني در سال 525 قبل از ميلاد سرزمين هاي مصر را بدليل عمل نکوهيده مصريان در برابر ايرانيان که تعداي از ايرانيان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زير چتر پادشاهي ايران در آورد...


۳۱. کيخسرو  سومين پادشاه مقتدر کياني به خونخواهي کشتن سياوش برخواست و مدتهاي زيادي با تورانيان جنگيد و در نهايت آنان را مغلوب ساخت و افراسياب را به دليل کشتن سياوش که نه تنها پدر وي بود بلکه يکي از قهرمانان نامي ايران بود کشت . پدرش سياوش و مادرش فرنگيس بود ...


۳۲. مازيار  يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران . وي در طبرستان بنايي بزرگ ساخت و در جهت بازگرداندن بزرگی ايران به قبل از يورش تازيان تلاش کرد . وي در زمان معتصم عباسي قيام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرمدین هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهايت با جنگهاي معتصم دستگير و در بغداد کشته شد . او نيز يکي ديگر از تنديس هاي ملي گرايي ايرانيان در برابر تهاجم ديگر کشورها است...

 
۳۳. مرداويج  سردار بزرگ ايراني که او نيز در جهت متلاشي کردن حکومت اعراب در ايران کوشيد و جان داد . وي فرمانده لشگر اسفار پسر شيرويه عامل نصر بن احمد ساساني بود  طبرستان را براي اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداويج قزوين و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خليفه جنايتکار عباسي را شکست داد . وي در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد....


۳۴. مهران  يکي ديگر از سرداران بزرگ ايران . وي از سپهسالاران ارتش ايران ( يزدگرد ساساني ) بود و با اعراب بيابانگرد جنگيد و ابوعبيده سردار مشهور عرب را به قتل رسانيد ....


۳۵. مهرداد بزرگ  موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم .....


۳۶. ارد بزرگ  اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریه قاره کهن او شهرتی شگفت انگیز  یافته است.....

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد


 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >دوشنبه 8 بهمن1386|
نماد فروهر

فروهر (farvahar)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 عده ای ناآگاه نماد فروهر را نماد (اهورامزدا) خداوند خطاب میکنند . ایرانیان هیچ گاه از خداوند پیکره و بت نساخته و همیشه به یکتا پرستی مشهورو معروف بودند و هستند.

نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه اين نگاره بين زرتشتيان به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.

 

تصوير فروهر

هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1- سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2- دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3- بال‌ها : بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4- دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن : دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6- دو رشته‌ آويخته : اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد

 



نويسنده : آرش ایزدمهر در تاريخ : >شنبه 6 بهمن1386|

آخرين دست نوشته ها
آیا وصیت نامه کوروش بزرگ سندی تاریخی دارد؟!!!!
شهر باستانی گور
شهر باستانی بیشاپور
لیست نامهای ایرانی - پارسی - زرتشتی - شاهنامه
نقش رستم
نماز در دین زرتشت - نمازهای پنجگانه
شهر استخر
روزه در دین زرتشتی - زرتشتیان چگونه روزه میگیرند
ایران سرزمین من
جشنهای ایران - جشن فروردینگان
جشنهای ایران - جشن نوروز - تاریخچه عید نوروز
جشنهای ایران - جشن سوری - چهارشنبه سوری
آرامگاه سعدی شیرازی - سعدیه
سپندارمز . روز عشق روز مادر در ایران باستان
ازدواج با محارم - دروغگویان تاریخی و شیادان حرفه ای امروزی
آرامگاه حافظ - حافظیه - حافظ شیرازی
برج کاووس - برج قابوس - گنبد کاووس
آرامگاه فردوسی توسی _ فردوسی بزرگ
شهر باستانی هگمتانه - همدان
درگذشت زرتشت بزرگ
هموند تارنگار شويد




تعداد هموند 1205 نفر

درباره تارنگار

اين تارنگار فقط براي آگاهي رساني ساخته شده است و وابسته به هيچ ارگان و نهادي نميباشد از توهين به اديان در بخش نظرات خودداري کنيد نوشته هايي که در خصوص آيين زرتشت است جنبه تبليغاتي ندارد و صرفا جهت آگاهي رساني به مردم خوب ايران نوشته شده است اي ايراني در هر دين وآييني که هستي به سرزمينت به نياکانت عشق بورز


پيوندها
گالري قالب وبلاگ
تارنگار خبری زرتشتیان
پایگاه پژوهشی آریابوم
هومت،هـوخـت، هـوورشـت
گاتها
انديشه هاي پارسي
مينوي خرد
تاریخ ایران
انجمن ایرانیان باستان
راه راستی
دختر شرقی
تاريخ تمدن جهان باستان

محصولات ارزنده تارنگار

نوشته هاي پيشين

    
           آيين زرتشت
   
 
          آثار باستاني ايران
    تخت جمشيد ( پارسه )
   
           نوشته هاي ديگر

آمار تارنگار