|

بذ يا قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در ارتفاعات شهرستان زیبا و توریستی کلیبر و در بلنداهاي باختري شعبهاي از رود بزرگ ارس قرار دارد. كليبر خود يكي از شهرستانهاي آذربايجان شرقي است كه به علت واقع شدن در ناحيه كوهستاني و وجود درختان زياد و آب روان ناشي از چشمهسارهاي كوهستاني، بسيار زيباست.
این دژ بر فراز قلهي كوهستاني، با كمابيش 2300 تا 2700 متر بلندا از سطح دريا. و اطراف دژ را درههاي ژرفي با گودی 400 تا 600 متر فرا گرفته است و تنها از يك سو راهي باريك و سخت براي دسترسي به اين دژ وجود دارد.راه كليبر به دژ با اينكه از 3 كيلومتر تجاوز نميكند ولي بسيار دشوار است و به هنگام گذر، بايد از گردنهها و گذرهاي خطرناكي عبور كرد.
 راه ورود به دژ گذري است از سنگهاي منظم طبيعي كه راه عبور يك نفر است، معبر در فاصلهي 200 متري دروازهي دژ و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري گرد از سنگهاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آنها، دژبانان به تمام جوانب دژ اشراف دارند براي ورود به کاخ دژ از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر بلندی از صخره بايد بالا رفت. در چهار سوي بنا، چهار برج ديدهباني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديدهبانان بود كه هر جنبندهاي را تا كيلومترها از فراز درهها و كوهپايهها زير نظر ميداشتند.
براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به دژ وجود ندارد.با گذر از دروازهي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي دژ رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگلهاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكانهايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پارهاي جاها سه طبقه ميباشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آبانبارها ساخته شده است. محوطهي داخلي آن بهوسيلهي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر ميشد و آب مورد نياز دژنشينان را تامين ميكرد.
 در سمت شمال غربي دژ، پلههايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخشهايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخشهاي مرتفعتر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آنجا به همه چيز و همهجا تسلط كامل داشتهاند. از همينجا بوده است كه بابك خرمدين آن دلاور بينظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسانكش عرب، يعني هارونالرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.
از آثار معماري و روش چفت و بست سنگها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، ميتوان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.بدين ترتيب ميتوان گفت دژ جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايهترين قلههاي آذربايجان خودنمايي ميكرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرمدين و يكي از نمونههاي استقامت و پايداري آذربایجانیان و ايرانيان برابر عربها و جزو بزرگترين نمونههاي معماري ايران محسوب ميشود.
 پاپک یا بابک خرمدين مرد اصيل آذربایجانی، شيرمردي كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد. بابك در سر سوداي بزرگی دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطهي اعراب را پي گرفتند.به بهانهي سالگرد تولد او در تير ماه كه يادآور يكي از حماسههاي تاريخي ايرانيان توسط بابك خرمدين است، در دژ بابك در كليبر هر ساله مراسمي برپا ميگردد. در اين مراسم از سراسر ايران مردم حضور دارند و نميتوان مدعي شد كه گروهي خاص در آن شركت داشتهاند. آري بابك خرمدين متعلق به همهي ايرانيان است.
بابک خرمدین و پانترکها!!!!
همان گونه که میدانیم، پان ترکها بارها بی پایه بودن سخنها و نظریاتشان را به اثبات رسانیده اند. از ترک خواندن نظامی گنجوی و مادها گرفته تا ترک خواندن رستم!!!
همان برچسب ها را امروز ، درباره ی پاپک خرمدین می گویند. و این نیز از همان گزینه هایی است که می تواند تنها باعث به ریشخند گرفته شدن آنها شود. نخست اینکه بابک نه بزبان ترکی سخن میراند و نه اینکه از نژاد آغوز و ترک بود. در آن زمان در آذرآبادگان، زبان پهلوی آذری رواج داشت. (بر پایه ی پژوهشهایی که تا کنون انجام شده هیچ نشانی از زبان ترکی در آذربایجان پیدا نشده، از پیش از ۳۰۰ سال پیش) دو اینکه نام پاپک یک نام اصیل ایرانیست. این نام بارها در شاهنامه آمده، این در حالیست که هیچ گاه در منابع ترکی از آن نام برده نشده. سه اینکه به نامهای یاران او(آذین، رستم) و همچنین آیین او (پیرو مزدک و جاویدان پور شهرک و خرمدینی) و زادگاه پدرش(مدائن پایتخت ساسانیان) که نگاه بیندازیم، به آسانی در میابیم که بابک یک ایرانی و بود و نه ترک و آغوز.
سعید نفیسی مورخ سالهای 116-117 مینویسد: «سرزميني که بابک خرم دين در آن سالها فرمانروايي داشته از سوي مغرب همسايه ي ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نيز تاخت و تازهايي کرده است به همين جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نويسان ارمني آگاهيهاي چندي درباره وي داده اند. از آن جمله يکي از کشيشان وارداپت واردان يا وارتان که در 1271 ميلادي و 670 قمري در گذشته در کتابي که بنام «تاريخ عموم» نوشته و از مآخذ پيش از خود بهره مند شده است، مطالبي دربارۀ او دارد. ارمنيان نام بابک را گاهي «باب»، گاهي «بابن» و گاهي «بابک» ضبط کرده اند. وارتان در حوادث سال 826 ميلادي و 211 قمري مي نويسد: «درين روزها مردي از نژاد ايراني به نام باب که از بغتات) بغداد) بيرون آمده بود بسياري از نژاد اسماعيل (ارمنيان در آن زمان به تازيان اسماعيلي و از اسماعيلينژاد مي گفتند) را به شمشير از ميان برد و بسياري از ايشان را برده کرد و خود را جاودان مي دانست. در جنگي که با اسماعيليان کرد به يکبار سي هزار تن را نابود کرد. تاگغارخوني آمد و خرد و بزرگ را با شمشير از ميان برد. مأمون هفت سال در سرزمين يونانيان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتني لولوا را گرفت و به بين النهرين بازگشت ...» دشمنان ترک بابک: معتصم (خيلفهي ترکزاد، يعني داراي مادري ترك) و سرداران ترک معتصم: ايتاخ٬ بوغا٬ اشناس. گروهي بابک خرمدين و افشين را همپيمان دانسته و گروهي آن دو را از روز نخست دشمن دانستهاند. افشين از آسياي ميانه بوده است و تبارش ايراني ِ سغدي.
به هر رو، ميبينيد كه جهالت و ناداني بيگانهپرستان تا به كجا رسيده است كه با وجود چنين اسناد صريحي كه بابك را ايراني/پارسي خواندهاند٬ اينان گمان ميكنند بابك ترك بوده و براي چيره ساختن زبان تركي ميجنگيده است! در حالي كه دشمنان بابك مزدوران ترك بودند و در حالي كه زبان تركي صدها سال بعد به وسيلهي زردپوستان آسياي ميانهاي مهاجر و مهاجم در آذربايجان گسترش داده شد. كهنترين آثار تركي نيز متعلق به مغولستان و سپس به زبان ايغوري مانوي هستند. آشكار است كه هيچ شباهتي ميان اين تركهاي اصيل و همميهنان تركزبان ولي غالبأ ايرانيتبار آذري وجود ندارد. |